چرا روایت «تهدید چین» دیگر برای رأی‌دهندگان آمریکایی قانع‌کننده نیست؟

اخیراً تلاش مارشا بلک‌برن، سناتور آمریکایی، برای جلب حمایت رأی‌دهندگان در کارزار انتخاباتی خود برای تصدی سمت فرمانداری ایالت تنسی، از طریق انتشار یک آگهی تبلیغاتی ضدچینی، نتیجه‌ای کاملاً معکوس به همراه داشت.

در این ویدئوی تبلیغاتی، سناتور تنسی در فضایی شبیه به یک رستوران چینی نشسته و اعلام می‌کند که «جلوی چین کمونیست را خواهد گرفت و از اراضی تنسی محافظت خواهد کرد». او سپس برای نمایش موضعی سخت‌گیرانه در برابر چین، به‌صورت نمایشی چند شیرینی شانس (Fortune Cookies) را خرد می‌کند. اما این نمایش سیاسی ضدچینی که با برنامه‌ریزی طراحی شده بود، به جای جلب حمایت رأی‌دهندگان، موجی از تمسخر کاربران آمریکایی در شبکه‌های اجتماعی را به دنبال داشت.

برخی کاربران این اقدام را «نمایش تبلیغاتی» سیاستمدارانی دانستند که با ترساندن مردم به دنبال کسب رأی هستند و آن را رد کردند. برخی دیگر نیز از این سناتور به دلیل ناتوانی در بهبود کیفیت زندگی مردم و بی‌توجهی به مسائل مهم ایالت، از جمله موضوع مهاجرت، انتقاد کردند. فراتر از این واکنش‌ها، یک پرسش اساسی مطرح می‌شود: چرا راهبرد «تهدید چین» که زمانی از نگاه برخی سیاستمداران آمریکایی روشی مطمئن برای جلب رأی بود، دیگر مانند گذشته کارایی ندارد و نمی‌تواند رأی‌دهندگان را با خود همراه کند؟

مهم‌ترین دلیل این است که «تهدید» ادعایی چین علیه تنسی، آن‌گونه که این سناتور و همفکرانش مطرح می‌کنند، با واقعیت مطابقت ندارد. بر اساس گزارش‌ها، بسیاری از ساکنان تنسی برای تأمین هزینه‌های زندگی با مشکلات جدی روبه‌رو هستند و با افزایش شدید هزینه‌ها، خانوارهای زیادی از پس مخارج خود برنمی‌آیند. همان‌ گونه که بسیاری نیز اشاره کرده‌اند، چین هیچ ارتباط مستقیم و علت و معلولی با این مشکلات ندارد. اگر قرار باشد علت این وضعیت بررسی شود، باید آن را در سیاست‌های داخلی ایالت، شیوه اداره محلی و چالش‌های ساختاری ناشی از افول بخش تولید جست‌وجو کرد.

این آگهی تنها یک کارزار تبلیغاتی شکست‌خورده نیست، بلکه تصویری روشن از فضای سیاسی کنونی آمریکا ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که منطق سیاسی مورد استفاده برخی نخبگان این کشور، روزبه‌روز کارآمدی خود را از دست می‌دهد. یکی از کارشناسانی که سال‌ها سیاست آمریکا را دنبال کرده است، روز چهارشنبه به روزنامه «گلوبال تایمز» گفت: «این اقدام نمونه‌ای از یک تاکتیک رایج سیاسی است؛ یعنی نسبت دادن مشکلات داخلی به عوامل خارجی و فرار از مسئولیت.» به گفته او، این سناتور و جریان سیاسی مورد حمایت وی، به جای حل مشکلات واقعی، با دامن زدن به دشمنی با چین تلاش می‌کنند افکار عمومی را منحرف کنند.

این روایت‌های ایدئولوژیک درباره «تهدید چین» که از سوی برخی نخبگان سیاسی آمریکا ساخته می‌شود، در برابر دغدغه‌های واقعی مردم این کشور دوام نمی‌آورد. روشن است که آنچه مردم آمریکا واقعاً به آن اهمیت می‌دهند، آموزش، بهداشت و درمان، اشتغال و تأمین اجتماعی است. آنها هر روز کمتر از گذشته تحت تأثیر شعارهای ایدئولوژیک قرار می‌گیرند و تمایل کمتری به باور آنها دارند. یکی از کاربران فضای مجازی این موضوع را این‌گونه بیان کرد: «آیا به جای سوءاستفاده از نفرت برای منحرف کردن افکار عمومی از بی‌کفایتی خود، حرف مثبتی برای مردم آمریکا ندارید؟»

این ماجرا هم‌زمان هشداری برای آن دسته از سیاستمداران آمریکایی است که سال‌ها «نظریه تهدید چین» را ترویج کرده‌اند. امروز افراد بیشتری در آمریکا، از طریق نظرسنجی‌ها، رسانه‌های اجتماعی و ارتباطات مستقیم، متوجه می‌شوند که چین واقعی با تصویری که برخی سیاستمداران ارائه می‌کنند، تفاوت دارد. مهم‌تر اینکه آنها با نگاه به چین، ضعف‌های ساختاری و مشکلات حکمرانی در آمریکا را نیز بهتر می‌بینند و این پرسش‌ها برایشان مطرح می‌شود که چرا در خیابان‌های چین افراد بی‌خانمان بسیار کمی دیده می‌شوند، چرا این کشور در فقرزدایی به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته و چرا مردم چین از خدمات درمانی مقرون‌به‌صرفه و کارآمد بهره‌مند هستند.

آنچه آمریکایی‌ها بیش از گذشته مشاهده می‌کنند، سیاستمدارانی است که صلاحیت و کارآمدی آنها زیر سؤال رفته و همچنین این واقعیت که نظام سیاسی واشنگتن درگیر اختلافات حزبی شده و هر روز کندتر و ناکارآمدتر عمل می‌کند و توان پاسخگویی به مطالبات واقعی مردم را از دست می‌دهد. هنگامی که رأی‌دهندگان آمریکایی دیگر روایت «دشمن خارجی» را نپذیرند و در عوض بپرسند «چه کسی واقعاً مشکلات ما را حل می‌کند»، این نمایش‌های سیاسی کم‌ارزش نیز به تدریج فرو می‌پاشد.

از همه مهم‌تر اینکه، استفاده برخی سیاستمداران آمریکایی از شعارهای ضدچینی برای تأمین منافع سیاسی خود، نه تنها مشکلی از آمریکا حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند روند رو به رشد همکاری‌های مبتنی بر منافع مشترک را نیز تضعیف کند. افراد بیشتری در آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که همکاری میان چین و آمریکا به سود هر دو کشور است. ایالت تنسی نیز نمونه‌ای از این واقعیت به شمار می‌رود. این ایالت از سال ۲۰۰۷ دفتر تجاری خود را در پکن راه‌اندازی کرد تا به توسعه تجارت و سرمایه‌گذاری کمک کند. تنسی از نظر حجم تجارت با چین، چهارمین ایالت بزرگ آمریکا است و صادرات کالا و خدمات آن به چین تا سال‌های اخیر از حدود ۲۰ هزار فرصت شغلی در این ایالت حمایت کرده است.

ادامه این فضاسازی‌های سیاسی ضدچینی تنها باعث می‌شود ایالت‌های آمریکا فرصت‌های ارزشمند همکاری را از دست بدهند و به منافع توسعه محلی خود آسیب بزنند.

در مقایسه با نمایش سیاسی خرد کردن شیرینی‌های شانس، چالش واقعی این است که چگونه می‌توان از طریق همکاری عملی با چین، منافع ملموسی برای رأی‌دهندگان آمریکایی ایجاد کرد؛ پرسشی که به نظر می‌رسد برخی سیاستمداران آمریکایی یا تمایلی به پاسخ دادن به آن ندارند یا اساساً توان پاسخگویی به آن را در خود نمی‌بینند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا