
نقاشی روی شیشه تیانجین؛ پلی میان هنر شرق و غرب
خانم «لورا ماریا چنکوئینی»، دانشجوی دکتری تاریخ جهان در دانشگاه تورین ایتالیا، بار دیگر به شهر تیانجین در شمال چین سفر کرده تا پژوهشهای خود درباره هنر نقاشی روی شیشه را ادامه دهد. او در این سفر، دوباره با «جانگ چونلین» دیدار کرد؛ هنرمندی که یکی از میراثداران برجسته میراث فرهنگی ناملموس تیانجین در زمینه تکنیکهای رنگآمیزی، حکاکی و سمبادهزنی روی شیشه است.
تمرکز پژوهش چنکوئینی بر نقاشی مدرن و معاصر روی شیشه در چین است. او میگوید: «چندین سال است که در این حوزه تحقیق میکنم و هدفم بررسی روند تاریخی این هنر است. در حالی که پژوهشهای پیشین بیشتر بر نقاشیهای باستانی روی شیشه متمرکز بودهاند، علاقه من به روند تحول مدرن و معاصر این هنر است.»
صنعت شیشهگری ریشه در مصر باستان دارد و بعدها از طریق امپراتوری روم به ایتالیا رسید. ایتالیا نیز نقش مهمی در تاریخ نقاشی روی شیشه ایفا کرد. این هنر بعدها به وسیله مبلغان مذهبی وارد چین شد و بهتدریج با شیوههای سنتی نقاشی چینی درآمیخت و سبک ویژهای از نقاشی روی شیشه را در چین به وجود آورد.
در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، نقاشیهای روی شیشه به یکی از عناصر رایج خانههای چینی تبدیل شدند و اغلب به عنوان هدیهای محبوب برای مراسم عروسی و افتتاح کسبوکارها مورد استفاده قرار میگرفتند. این هنر در تیانجین تا دهه ۱۹۸۰ همچنان رونق داشت و زمانی یکی از مهمترین شاخههای نقاشیهای صادراتی چین به شمار میرفت، هرچند بعدها بخش زیادی از جایگاه خود را در بازارهای صادراتی از دست داد.
«لو شووی»، مورخ فرهنگی چین، نقاشی روی شیشه را یکی از نخستین نمونههای تبادل فرهنگی میان چین و غرب میداند. او میگوید: «تیانجین در دوران سلسله چینگ (۱۹۱۱-۱۶۴۴) یکی از بنادر مهم تجاری بود. نقاشیهای اولیه روی شیشه بیشتر برای دکوراسیون داخلی استفاده میشدند، اما بعدها عناصر مورد علاقه مردم چین، مانند نمادهای خوشیمن، افسانههای عامیانه و شخصیتهای اساطیری، به آنها افزوده شد و این آثار را به هدایایی محبوب برای عروسی، تولد، خانهنو و افتتاح مغازهها تبدیل کرد.»
به گفته او، نقاشیهای روی شیشه تیانجین با بهرهگیری از تکنیکهای سنتی نقاشی با قلممو و مرکب، هویتی بومی و منحصربهفرد پیدا کرده و بازتابی از زندگی و فرهنگ مردم در دورهای خاص هستند.
علاقه چنکوئینی به نقاشی روی شیشه چینی از موزه ایالتی هانوفر در آلمان آغاز شد؛ جایی که هنگام تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه بولونیا، دوره کارآموزی خود را میگذراند. او در برگزاری نمایشگاهی از نقاشیهای روی شیشه چینی که توسط یک زوج آلمانی گردآوری شده بود، مشارکت داشت و همان تجربه، انگیزه ورود او به این حوزه پژوهشی شد.
چنکوئینی در جریان تحقیقات خود با مقالهای درباره «جانگ چونلین» روبهرو شد و تصمیم گرفت برای دیدار با او به چین سفر کند. او در اوت ۲۰۲۵ نخستین سفر انفرادی خود را به تیانجین انجام داد تا این میراث فرهنگی ناملموس را از نزدیک مطالعه کند.
جانگ، نسل چهارم میراثداران تکنیکهای رنگآمیزی، حکاکی و سمبادهزنی روی شیشه است و از کودکی با این هنر رشد کرده است. او از حدود شش یا هفت سالگی آموزش نقاشی روی شیشه را نزد پدرش آغاز کرد. طی پنج دهه گذشته، جانگ به یکی از معدود هنرمندانی تبدیل شده که هر سه تکنیک را در بالاترین سطح فراگرفته و توانسته است آنها را به شکلی هماهنگ در آثار خود به کار بگیرد.
جانگ میگوید: «اینکه یک پژوهشگر ایتالیایی تا این اندازه به نقاشی روی شیشه چینی علاقهمند باشد که برای پیدا کردن من نیمی از جهان را طی کند، واقعاً مرا تحت تأثیر قرار داد. پشتکار و اشتیاق او برای یادگیری تحسینبرانگیز است.» او میافزاید: «نقاشی روی شیشه از غرب وارد چین شد، اما در اینجا ریشه گرفت. تلفیق عناصر شرقی و غربی در این هنر که هم مورد توجه فرهیختگان و هم مردم عادی است، نشاندهنده تعامل و تأثیر متقابل هنرهای شرق و غرب است.»
پس از چند روز گفتوگو و تبادل نظر، چنکوئینی تیانجین را با این وعده ترک کرد که یافتههای خود درباره نقاشی روی شیشه این شهر را مکتوب کند و با پرسشهای تازه بازگردد.
این پژوهشگر و هنرمند همچنان ارتباط خود را حفظ کردهاند. جانگ میگوید: «چنکوئینی نتایج تحقیقاتش را با من در میان میگذارد. او در پژوهشهای خود بسیار دقیق است و برای اطمینان از هر موضوع، بارها آن را بررسی میکند. خوشحالم که تحقیقات او باعث میشود افراد بیشتری در سراسر جهان با نقاشی روی شیشه تیانجین و نوآوریهای آن آشنا شوند.»
چنکوئینی در آوریل ۲۰۲۶ بار دیگر با موضوعات پژوهشی تازه به تیانجین بازگشت. این بار او تنها به مشاهده آثار اکتفا نکرد، بلکه خودش نیز نقاشی روی شیشه را تجربه کرد.
در کارگاه جانگ، استاد طرح دو پرنده روی یک شاخه را با قلمموی چینی ترسیم کرد و مراحل رنگآمیزی را به او آموزش داد. چنکوئینی بلافاصله این طرح را به عنوان نقش سنتی «طول عمر مضاعف» که در نقاشیهای روی شیشه رایج است، تشخیص داد. با وجود سالها مطالعه درباره این هنر، این نخستین بار بود که خودش یک اثر خلق میکرد. او پس از پایان کار گفت: «از ایتالیا تا چین، آثار فراوانی از نقاشی روی شیشه را دیدهام، اما این نخستین بار است که خودم یکی از آنها را خلق میکنم و همین، این سفر را برایم فراموشنشدنی کرده است.»
چنکوئینی در تازهترین سفر خود به چین، از شهرهای ییبین، اینچوان، گویلین، گوانگژو، ماکائو و هنگکنگ نیز بازدید کرد تا ردپای نقاشی روی شیشه را در نقاط مختلف این کشور دنبال کند. او میگوید: «این هنر که از غرب وارد چین شده، در این کشور ریشه دوانده و به رسانهای برای بازتاب زندگی و ثبت ویژگیهای هر دوره تاریخی تبدیل شده است.»
او با انجام پژوهشهای میدانی و گفتوگو با میراثداران این هنر، شناخت عمیقی از تاریخ، تکنیکها و ارزش فرهنگی نقاشی روی شیشه چینی به دست آورده و منابع ارزشمندی برای تحقیقات خود گردآوری کرده است.
چنکوئینی که امروز به یکی از پژوهشگران و مروجان فعال این هنر تبدیل شده، میگوید: «اکنون در سال دوم دوره دکتری هستم و هنوز فرصت زیادی برای تحقیق دارم. داستانهای زیادی درباره نقاشی روی شیشه چینی باقی مانده که باید کشف شوند و من دوباره به چین بازخواهم گشت.»
او قصد دارد یافتههای خود را در قالب یک کتاب منتشر کند و هنر نقاشی روی شیشه تیانجین را به اروپا معرفی کند. همچنین میخواهد با ایجاد ارتباط میان پژوهشگران، مجموعهداران و کارشناسان موزه در شرق و غرب، این میراث فرهنگی ناملموس را به مخاطبان بیشتری بشناساند. چنکوئینی میگوید: «امیدوارم بتوانم از طریق نقاشی روی شیشه، پلی فرهنگی میان شرق و غرب ایجاد کنم.»




