
چین در مسیر رهبری انقلاب جهانی انرژی سبز
معادلات قدرت در قرن بیستویکم بهتدریج از میدان سوختهای فسیلی به عرصه فناوریهای سبز، برق پاک و زیرساختهای کمکربن منتقل شده و در این میان، چین توانسته جایگاهی به دست آورد که بسیاری از قدرتهای سنتی غربی از دستیابی به آن بازماندهاند. امروز هر بحثی درباره آینده اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و مقابله با تغییرات اقلیمی، بدون در نظر گرفتن نقش چین در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر ناقص خواهد بود. این کشور نهتنها بزرگترین تولیدکننده تجهیزات انرژی پاک در جهان است، بلکه به موتور محرک گذار جهانی به سمت اقتصاد سبز تبدیل شده است.
موفقیت چین در این حوزه حاصل یک تصمیم مقطعی یا پروژه کوتاهمدت نبوده است. پکن طی دو دهه گذشته با ترکیب سیاستگذاری متمرکز، سرمایهگذاری عظیم، توسعه فناوری و حمایت هدفمند از صنایع داخلی، توانست زنجیرهای کامل از تولید انرژیهای تجدیدپذیر ایجاد کند. زنجیرهای که از استخراج مواد اولیه و ساخت پنلهای خورشیدی آغاز میشود و تا تولید توربینهای بادی، ذخیرهسازی انرژی و توسعه شبکههای انتقال برق ادامه دارد. نتیجه این راهبرد، شکلگیری بزرگترین ظرفیت انرژی پاک جهان در چین بوده است. ظرفیتی که اکنون بخش بزرگی از بازار جهانی انرژی خورشیدی و بادی را در اختیار دارد.
در واقع، چین بهخوبی درک کرد که آینده اقتصاد جهانی تنها در گرو فروش انرژی نیست، بلکه در اختیار داشتن فناوری تولید انرژی اهمیت تعیینکننده دارد. به همین دلیل، این کشور توسعه سبز را به یکی از ارکان اصلی نوسازی اقتصادی خود تبدیل کرد و اهداف مشخصی برای کاهش انتشار کربن تعیین نمود. چین اعلام کرده پیش از سال 2030 به اوج انتشار دیاکسیدکربن خواهد رسید و تا سال 2060 نیز به خنثیسازی کربن دست مییابد. این اهداف بلندپروازانه، دولت و صنایع چینی را به سمت سرمایهگذاری گسترده در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر سوق داده است.
اما رشد سریع چین در بازار فناوریهای سبز، نگرانی برخی کشورهای غربی را نیز برانگیخته است. مخالفتهایی که در ظاهر با عنوان نگرانیهای امنیتی مطرح میشود، در واقع ریشه در رقابت اقتصادی و فناورانه دارد. کشورهای غربی بهخوبی میدانند که وابستگی به فناوریهای سبز چین میتواند بخشی از برتری صنعتی آنها را کاهش دهد. از همین رو، تلاشهایی برای محدود کردن حضور شرکتهای چینی در پروژههای انرژی پاک مشاهده میشود. اقدامی که بیش از آنکه مبتنی بر ملاحظات زیستمحیطی باشد، رنگ و بوی رقابت ژئوپلیتیکی دارد.
این در حالی است که بسیاری از کشورهای در حال توسعه نگاه متفاوتی به موضوع دارند. برای این کشورها، فناوریهای سبز چین نه تهدید، بلکه فرصتی برای عبور از بحران انرژی و توسعه زیرساختهاست. نمونه بارز این مسئله را میتوان در پاکستان مشاهده کرد. کشوری که سالها با کمبود برق و خاموشیهای گسترده روبهرو بود، اما اکنون استفاده از پنلهای خورشیدی چینی به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. کاهش هزینه تجهیزات خورشیدی و دسترسی آسانتر به فناوریهای تولید برق پاک، به کشورهای در حال توسعه امکان داده تا بدون وابستگی کامل به سوختهای فسیلی، بخشی از نیاز انرژی خود را تأمین کنند.
نقش چین در این میان تنها به صادرات تجهیزات محدود نمیشود. این کشور با سرمایهگذاری در پروژههای زیربنایی، انتقال فناوری و آموزش نیروی انسانی، در بسیاری از مناطق جهان به شریک اصلی گذار انرژی تبدیل شده است. در واقع، پکن تلاش کرده نشان دهد توسعه سبز زمانی موفق خواهد بود که همکاری بینالمللی جایگزین انحصارگرایی و محدودسازی فناوری شود. همین رویکرد باعث شده بسیاری از کشورها، همکاری با چین را مسیری سریعتر و کمهزینهتر برای دستیابی به اهداف اقلیمی خود بدانند.
برای ایران نیز این تحولات اهمیت راهبردی دارد. کشوری که از یک سو با بحران آلودگی هوا، افزایش مصرف انرژی و فرسودگی زیرساختهای برق روبهروست و از سوی دیگر، ظرفیتهای گستردهای در حوزه انرژی خورشیدی و بادی دارد. ایران میتواند با استفاده از تجربه چین، روند توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را شتاب دهد. همکاری در زمینه ساخت نیروگاههای خورشیدی و بادی، انتقال فناوری، تولید مشترک تجهیزات و توسعه شبکههای هوشمند برق میتواند بخشی از مشکلات ساختاری حوزه انرژی کشور را کاهش دهد.
البته تحقق این هدف تنها با واردات فناوری ممکن نخواهد بود. ایران نیازمند تدوین سیاستهای پایدار، حمایت واقعی از سرمایهگذاری بخش خصوصی و اصلاح ساختار مصرف انرژی است. تجربه چین نشان میدهد که توسعه انرژی پاک بدون برنامهریزی بلندمدت و نگاه راهبردی امکانپذیر نیست. اگر ایران بتواند از این تجربه بهدرستی استفاده کند، نهتنها در مسیر کاهش آلودگی و بهبود امنیت انرژی گام برمیدارد، بلکه میتواند جایگاه خود را در اقتصاد آینده جهان نیز تقویت کند.
تحولات امروز جهان نشان میدهد که انرژی سبز دیگر صرفاً یک انتخاب زیستمحیطی نیست، بلکه به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت اقتصادی و سیاسی کشورها تبدیل شده است. در این مسیر، چین توانسته خود را به بازیگری تعیینکننده بدل کند. بازیگری که نقش آن در آینده انرژی جهان، هر روز پررنگتر خواهد شد.
دکتر محمدرضا حسنپور، پژوهشگر و استاد دانشگاه ایران



