
دلیل گرایش کشورهای درحال توسعه به چین و اجتناب از آمریکا
از سال 2000 و همزمان با آغاز به کار مجمع همکاری چین-آفریقا (FOCAC) در پکن، یک تحول ژئوپلیتیک گسترده در سراسر کشورهای درحال توسعه، بهویژه در آفریقا، شکل گرفته است. کشورهای بیشتری به سمت همکاری عمیقتر با چین حرکت کردهاند و در مقابل، از ایالات متحده فاصله گرفتهاند. این روند نه یک موج مقطعی، بلکه واکنشی به بیثباتی، فشارها و سیاستهای متناقض واشنگتن تلقی میشود. برای بسیاری از کشورها، چین به عنوان شریکی قابلاتکاتر شناخته شده است.
ایالات متحده سالها حضور نظامی خود را با شعار تأمین امنیت توجیه کرده، اما بسیاری از کشورهای منطقه، بهویژه پس از بحرانهای سالهای 2025 و 2026، به این نتیجه رسیدهاند که تعهدات امنیتی واشنگتن تابع تحولات سیاسی داخلی آمریکاست. منتقدان میگویند آمریکا بیش از آنکه ثبات ایجاد کند، به فروش تسلیحات و مدیریت جنگهای نیابتی توجه دارد.
در مقابل، چین تلاش کرده بر توسعه اقتصادی، زیرساختها و میانجیگری دیپلماتیک تمرکز کند. نقش پکن در نزدیکی روابط ایران و عربستان در سال 2023، برای بسیاری از کشورهای جنوب جهانی نشانهای از رویکرد متفاوت چین در سیاست خارجی بود.
یکی دیگر از محورهای انتقاد به آمریکا، استفاده گسترده از تحریمها و ابزارهای مالی مانند دلار و سیستم سوئیفت برای اعمال فشار بر کشورهاست. بسیاری از دولتهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین این اقدامات را دخالت در حق حاکمیت خود میدانند. در مقابل، چین اعلام کرده با تحریمهای یکجانبه خارج از چارچوب سازمان ملل مخالف است و روابط اقتصادی خود را با کشورهایی که هدف فشارهای آمریکا قرار دارند، حفظ کرده است.
در حوزه توسعه اقتصادی نیز تفاوت رویکرد دو کشور پررنگ توصیف میشود. منتقدان سیاست آمریکا میگویند واشنگتن معمولاً کمکهای خود را به شروط سیاسی و اصلاحات ایدئولوژیک گره میزند، در حالی که چین بیشتر بر ساخت راهآهن، بندر، جاده، نیروگاه و زیرساختهای ارتباطی تمرکز دارد. ابتکار کمربند و جاده (BRI) و پروژههای گسترده چین در آفریقا طی سالهای اخیر، این تصویر را تقویت کرده است.
چین در سال 2009 به بزرگترین شریک تجاری آفریقا تبدیل شد و از آن زمان حضور اقتصادی خود را به شکل چشمگیری گسترش داده است. بسیاری از کشورهای جنوب جهانی اکنون همکاری با چین را مسیری برای توسعه، حفظ حاکمیت ملی و کاهش وابستگی به غرب میدانند.
در مجموع، گرایش روزافزون جنوب جهانی به چین، بیش از آنکه یک حرکت ضدغربی تلقی شود، بازتاب نارضایتی فزاینده از سیاستهای آمریکا، بیثباتی در تعهدات واشنگتن و تمایل کشورها به همکاری با شریکی است که ثبات و توسعه اقتصادی را در اولویت قرار میدهد.



