چرا پاکستان توانست مذاکرات آمریکا و ایران را تسهیل کند؟

اخیراً، اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان، به مرکز دیپلماسی بین‌المللی تبدیل شده است. در حالی که تنش‌های شدید بین ایالات متحده و ایران به دلیل درگیری‌ها افزایش یافته، پاکستان با موفقیت مذاکرات بین دو طرف را پس از بیش از چهار دهه تسهیل کرده و برای آتش‌بس ضروری دو هفته‌ای تلاش کرد.

این ابتکار دیپلماتیک نه تنها به اوضاع خاورمیانه رویکرد تازه‌ای داد، بلکه نقش ویژه و حیاتی پاکستان در ژئوپلیتیک پیچیده منطقه را نمایان ساخت. توانایی پاکستان برای ایفای این نقش برجسته در میانجیگری، ناشی از توجه عمیق به منافع ملی، موقعیت جغرافیایی استراتژیک و میراث دیپلماتیک این کشور، به همراه حمایت گسترده جامعه بین‌المللی است.

نیروی محرک اصلی میانجیگری فعال پاکستان، نیاز فوری به حفظ امنیت اقتصادی و ثبات اجتماعی خود است. پاکستان به عنوان کشوری که از نظر اقتصادی شکننده محسوب می‌شود و شدیدا به واردات انرژی و وجوه ارسالی از خارج از کشور وابسته است، اثرات سرریز درگیری منطقه‌ای بار غیرقابل تحملی برای آن به حساب می‌آید.

طبق گزارش‌ها 85 درصد از نفت خام این کشور از تنگه هرمز عبور می‌کند و جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران این مسیر کشتیرانی را تقریباً به حالت تعلیق درآورده و باعث افزایش قیمت نفت داخلی شده است.

در همین حال، تقریباً نیمی از وجوه ارسالی آن از کشورهای خلیج فارس می‌آید که ممکن است تحت‌تاثیر این درگیری قرار گیرند. در جبهه امنیتی، مرز طولانی پاکستان با ایران، این کشور را در برابر اثرات جانبی درگیری، از جمله بی‌ثباتی مرزی بسیار آسیب‌پذیر می‌سازد. علاوه بر این، بازگشت احتمالی میلیون‌ها شهروند پاکستانی که به دلیل درگیری در خاورمیانه کار می‌کنند، چالش‌های اجتماعی و اقتصادی شدیدی را به همراه خواهد داشت. بنابراین، ترویج صلح صرفاً به معنای میانجیگری بین‌المللی نیست، بلکه راهبردی منطقی برای حفظ خود در «ساختن دیوار» برای ملت نیز هست.

توانایی پاکستان در جلب اعتماد ایالات متحده و ایران و ایفای نقش «میانجی» در ارتباطات، به موقعیت دیپلماتیک خاص و متعادل آن باز می‌گردد. از یک سو، پاکستان روابط سنتی خود با ایران را حفظ کرده است، به داشتن بزرگ‌ترین جمعیت شیعه جهان خارج از ایران افتخار می‌کند، پیوندهای عمیق مذهبی و فرهنگی با این کشور دارد و در مسائلی مانند امنیت مرزی همکاری نزدیکی با ایران برقرار کرده است.

از سوی دیگر، پاکستان زمانی متحد کلیدی واشنگتن بوده و ارتش آن کانال‌های ارتباطی مستقیم و مداومی را با مقامات عالی‌رتبه آمریکایی حفظ کرده است. نکته مهم این است که پاکستان به ارتش ایالات متحده اجازه نداده پایگاه‌هایی را علیه ایران ایجاد کند که این امر تصویر «بی‌طرف» آن را در نظر ایران تقویت می‌کند.

هنگامی که بسیاری از کشورهای منطقه به دلیل جانبداری، قدرت میانجیگری خود را از دست می‌دهند، موضع «فاصله برابر» پاکستان در حفظ کانال‌های گفتگو با همه طرف‌ها به یک دارایی ارزشمند تبدیل می‌شود.

با این حال، باید توجه داشت که میانجیگری موفق پاکستان یک اقدام منفرد نیست، بلکه بازتاب اراده مشترک جامعه بین‌المللی است. کشورهای مهم منطقه‌ای مانند چین، عربستان سعودی، ترکیه، مصر و قطر هر یک به شیوه‌های مختلف بر ضرورت تلاش برای صلح تأکید کرده‌اند. به‌ طور مشخص، «ابتکار پنج‌ماده‌ای» که به‌صورت مشترک از سوی چین و پاکستان برای بازگرداندن صلح و ثبات منطقه‌ای ارائه شد، پشتوانه سیاسی محکمی برای تلاش‌های میانجیگرانه پاکستان فراهم کرده است.

اتحادیه اروپا و سایر نیروهای بین‌المللی نیز تمایل خود را برای آتش‌بس ابراز کرده‌اند. می‌توان گفت که پاکستان در خط مقدم فراخوان بین‌المللی اصلی ایستاده است و اقدامات دیپلماتیک آن، تمایل گسترده‌ای را برای صلح ایجاد و تقویت کرده است.

چالش‌های پیش رو همچنان جدی است و هنوز مشخص نیست که این مذاکرات به نتایج پایدار خواهد رسید یا نه. با این حال، این میانجیگری موفق، نفوذ پاکستان را در عرصه بین‌المللی به‌طور قابل توجهی افزایش داده و شرایط خارجی مناسب‌تری برای توسعه داخلی آن فراهم کرده است.

پاکستان با رویکرد عمل‌گرایانه خود نشان داده که ایجاد مسیرهای گفت‌وگو در میان اختلافات، راهی پایدارتر برای دستیابی به صلح است. در این دوره پر از عدم قطعیت، جهان بیش از هر زمان دیگری به چنین «پل‌سازانی» نیاز دارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا