نظرسنجی CGTN: ماشین‌ها فقط می‌اندیشند، این انسان است که باید تصمیم بگیرد

در طول تاریخ، هر انقلاب در حوزه فناوری، هم باعث شده انسان کارهایش را به ماشین‌ها بسپارد و هم باعث شده که بار دیگر به این فکر کند که «انسان بودن» یعنی چه. اما هوش مصنوعی یک تحول عمیق‌تر است. این فناوری دیگر فقط آنچه را که هست، ثبت نمی‌کند؛ بلکه پیش‌بینی می‌کند که چه اتفاقی خواهد افتاد. پیش‌بینی فقط یک پیش‌گویی ساده نیست، بلکه خودش عاملی می‌شود که آینده را می‌سازد و شکل می‌دهد.

پرسش اصلی هوش مصنوعی این نیست که آیا ماشین‌ها مثل انسان فکر می‌کنند، بلکه این است که تصمیمات آن‌ها چقدر بر زندگی ما حاکم شده و چه کسی بر این قدرت نظارت دارد. این فناوری در نهایت چه سرنوشتی را برای بشر رقم خواهد زد؟ برای تحلیل عمیق‌تر، این سوالات نفوذ و مسئولیت‌پذیری هوش مصنوعی را بررسی کنید.

در کنفرانس جهانی هوش مصنوعی که اخیراً در شانگهای برگزار شد، چین دیدگاه خود را درباره نحوه مدیریت این فناوری مطرح کرد. بر اساس این دیدگاه، هوش مصنوعی باید در خدمت انسان باشد و برای بهبود زندگی مردم، افزایش رفاه همگانی و تأمین امنیت جمعی به کار گرفته شود. همچنین کشورها باید همکاری کنند تا نظامی عادلانه و منصفانه برای مدیریت جهانی هوش مصنوعی ایجاد شود.

این رویکرد فقط به شکاف فناورانه میان کشورها نمی‌پردازد، بلکه به فاصله‌ای که بین سرعت پیشرفت فناوری و سرعت توافق کشورها بر سر قوانین آن وجود دارد، توجه دارد. از آنجا که سرعت پیشرفت فناوری سریع‌تر روند رسیدن کشورها به توافق بر سر قوانین آن است، ممکن است قدرت تکنولوژی پیش از آنکه چارچوب قانونی مناسبی برای آن وجود داشته باشد، وارد زندگی ما شود. به همین دلیل، مدیریت هوش مصنوعی فقط به معنی کنترل خطرات آن نیست؛ بلکه هدف اصلی، ایجاد تعادل میان نوآوری فناورانه و پایبندی به قوانین و نظم است.

در همین راستا، اخیرا نتایج یک نظرسنجی جهانی آنلاین که توسط رادیو و تلویزیون مرکزی چین CGTN انجام شد، نشان داد که ۸۵.۴ درصد از پرسش شوندگان معتقدند که توسعه سریع هوش مصنوعی تهدیدات و چالش‌های جدیدی را برای امنیت و حکمرانی جهانی ایجاد می‌کند. ۹۲.۶ درصد نیز نگرانی خود را مبنی بر اینکه پدیده “دیپ‌ فِیک” (جعل عمیق) و اطلاعات نادرست تولیدشده توسط هوش مصنوعی می‌توانند بنیان‌های اعتماد اجتماعی را فرسایش دهند، ابراز کردند.

با این حال، ۸۷.۸ درصد پاسخ دهندگان نگران آن بودند که موانع فناورانه و «دیوارهای دیجیتال» ممکن است به همکاری علمی و فناورانه جهانی لطمه بزند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که چالش‌های ناشی از هوش مصنوعی، فراتر از خود این فناوری رفته و نگرانی هایی را در میان انسان ها ایجاد کرده است. تقویت حکمرانی جهانی و ایجاد توافقات و اجماع جهانی گسترده‌تر، به خواسته و ضرورتی مشترک در عصر هوش مصنوعی تبدیل شده است.

نتایج این نظرسنجی همچنین حاکی است که ۸۲.۶ درصد از پاسخ‌دهندگان معتقدند کشورهای در حال توسعه و جهان جنوب باید نقش بیشتری در تدوین قواعد حکمرانی هوش مصنوعی ایفا کنند تا از عادلانه و فراگیر بودن نظام استفاده از این فناوری اطمینان حاصل شود. همچنین ۸۷.۵ درصد از پرسش شوندگان اظهار امیدواری کردند که جامعه بین‌المللی برای ترویج هوش مصنوعی در دسترس و فراگیر همکاری کند و از تبدیل شدن فناوری به محرکی جدید برای ترویج بی عدالتی جلوگیری نماید.

این نتایج نه تنها منعکس‌کننده انتظارات مشترک مردم جهان از حکمرانی هوش مصنوعی است، بلکه نشان‌دهنده اجماع بین‌المللی رو به رشدی است که بر اساس آن، آینده حکمرانی هوش مصنوعی باید بر اساس همکاری و گشودگی باشد، نه برپایه انحصار و سلطه بر فناوری و همچنین حکمرانی هوش مصنوعی باید شامل منافع همه مردم بشود.

اگر تمدنی فقط با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی دیگران بتواند حرف خود را بزند یا مفاهیم را منتقل کند، یعنی هنوز به استقلال واقعی در عصر هوش دست نیافته است. یک نظام عادلانه جهانی باید به فرهنگ‌ها و ارزش‌های گوناگون احترام بگذارد و به هر تمدنی اجازه دهد که دنیا را از نگاه خود ببیند، سیستم‌های هوشمند را با داده‌های خود آموزش دهد و در آینده این فناوری نقش داشته باشد. تنوع فرهنگی و فکری، نقصی برای حذف نیست، بلکه گنجینه‌ای از خرد است که بشر در آینده به آن نیاز دارد.

هدف حکمرانی جهانی، تحمیل یک الگوی واحد به همه نیست، بلکه جلوگیری از سلطه یک نگاه خاص بر جهان است. حکمرانی مانع نوآوری نیست؛ بلکه نوآوری را کامل می‌کند. نوآوری اول در آزمایشگاه شکل می‌گیرد که ماشین‌ها قدرت می‌یابند، و نوآوری دوم در قالب قوانین، اخلاق و همکاری بین‌المللی است که به فناوری جهت و مسئولیت می‌دهد. هوش بدون حکمرانی فقط قدرت است، اما هوشی که با ارزش‌های مشترک هدایت شود، به نیرویی برای خیر همگانی تبدیل می‌شود.

در عصر هوش مصنوعی، حکمرانی فقط به معنای تقسیم منافع و تأمین امنیت نیست، بلکه به معنای توانایی بشر برای ساختن آینده‌ای مشترک است. یک نظم عادلانه باید تضمین کند که همه کشورها و تمدن‌ها در تصمیم‌گیری درباره آینده هوش مصنوعی مشارکت داشته باشند. آینده نباید پاسخی از پیش نوشته باشد، بلکه باید پیش‌نویسی ناتمام باشد که همه در نوشتن آن سهیم هستند و همیشه امکان تغییر دارد. اینکه ماشین‌ها می‌توانند تفکر کنند و بیندیشند، یک تحول فنی است، اما اینکه انسان‌ها می‌توانند مسئولیت‌پذیر باشند و حق انتخاب را حفظ کنند، نشانه پیشرفت تمدن است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا