تجربه گرانبهای چین در تبدیل شکافهای منطقهای به فرصت توسعه
△کشاورزی در حال نمایش نشاءهای هندوانه «شیشا» در شهرک شینگرن، منطقه شاپوتو، شهر ژونگوی، واقع در منطقه خودمختار هوی نینگشیا در شمال غربی چین (عکس از خبرگزاری شینهوا – ۶ آوریل ۲۰۲۶)
شی جینپینگ، رئیسجمهوری خلق چین، در ۲۰ جولای (۲۹ تیر) ریاست نشستی درباره «همکاری شرق و غرب برای فقرزدایی» را در اینچوان، مرکز منطقه خودمختار هوی نینگشیا، بر عهده داشت. او در این نشست بر شناخت دقیق شرایط، اجرای اقدامات هدفمند، تقویت حمایتها و دستیابی به نتایج عملی تأکید کرد. اکنون، یک دهه بعد، این سیاست از یک اقدام مهم برای مبارزه با فقر به سازوکاری مؤثر برای توسعه متوازن مناطق و پیشبرد همهجانبه احیای روستاها تبدیل شده است.
همکاری هدفمند، شکافهای توسعه را کاهش میدهد
تفاوت سطح توسعه میان مناطق شرقی و غربی چین، زمینهای برای همکاری متقابل و استفاده از ظرفیتهای مکمل فراهم کرده است. مناطق شرقی با سرمایه، فناوری، بازار، تجربه مدیریتی و نیروی انسانی متخصص وارد این همکاری میشوند و مناطق غربی نیز با تکیه بر وسعت اراضی، نیروی کار، منابع طبیعی و ظرفیتهای بومی خود نقشآفرینی میکنند. دو طرف از طریق الگوی «همیاری جفتی» که در آن یک منطقه توسعهیافته با یک منطقه کمتر توسعهیافته همکاری میکند، روابطی پایدار و بلندمدت ایجاد کردهاند.
این سازوکار در نخستین گام، نقش مهمی در پیروزی نهایی بر فقر ایفا کرد. تا پایان سال ۲۰۲۰، همه ۹۸.۸۹ میلیون نفر از جمعیت روستایی که زیر خط فقر رسمی چین زندگی میکردند، از فقر خارج شدند. همچنین ۸۳۲ شهرستان فقیر از فهرست مناطق محروم حذف شدند و ۱۲۸ هزار دهکده نیز به طور کامل از چرخه فقر خارج شدند تا فقر مطلق منطقهای در چین ریشهکن شود. تجربه چین نشان داد که حمایتهای هدفمند، سازمانیافته و بلندمدت که بر رفع نقاط ضعف توسعه تمرکز دارند، میتوانند شرایط زندگی و اقتصاد مناطق کمتر توسعهیافته را به شکل چشمگیری بهبود دهند.
△بازدید شرکتکنندگان از یک مرکز کشت و پرورش «گوجیبری» در شهرک ههشی، شهرستان تونگشین، منطقه خودمختار هوی نینگشیا در شمال غربی چین (عکس از خبرگزاری شینهوا – ۶ جولای ۲۰۲۶)
هماهنگی میانبخشی؛ نمادی از مزیتهای ساختاری چین
ویژگی اصلی همکاری مناطق شرق و غرب، مشارکت هماهنگ دولت، بازار و نهادهای مدنی برای تحقق اهداف مشترک است. در این چارچوب، دولت با ایجاد روابط همیاری جفتی، تدوین برنامههای همکاری، تخصیص بودجه عمومی و نظارت بر اجرای برنامهها نقش راهبری را بر عهده دارد.
در مقابل، شرکتها و بنگاههای اقتصادی بر اساس نیاز بازار سرمایهگذاری میکنند، زنجیرههای تولید و ارزش را ارتقا میدهند و فرصتهای شغلی ایجاد میکنند. همچنین سازمانهای مردمنهاد، دانشگاهها، بیمارستانها و مراکز تخصصی نیز با ارائه خدمات در حوزههای آموزش، بهداشت، علم و فناوری و رفاه عمومی، از این روند پشتیبانی میکنند.
همکاری این بخشها باعث شده است روند کمکرسانی از رفع مشکلات کوتاهمدت به سمت ایجاد ظرفیت برای توسعه پایدار و بلندمدت تغییر کند.
این الگو، مزیت ساختاری نظام چین در بسیج منابع برای اجرای طرحهای بزرگ ملی را نشان میدهد. اساس این مدل، هدایت بهینه منابع بر پایه اهداف روشن عمومی و ایجاد همکاریهای بلندمدتی است که بر تقسیم مسئولیت، تکمیل ظرفیتهای یکدیگر و منافع مشترک استوار است.
رویکردی چینی به فقرزدایی در سطح جهانی
فقرزدایی در جهان همچنان با چالشهای جدی روبهرو است. گزارش اهداف توسعه پایدار سازمان ملل در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد حدود ۸۰۸ میلیون نفر در سال ۲۰۲۵ در فقر مطلق زندگی کردهاند؛ رقمی معادل ۹.۹ درصد جمعیت جهان، یعنی تقریباً یک نفر از هر ۱۰ نفر.
در چنین شرایطی، اهمیت بینالمللی الگوی «همکاری شرق و غرب» در ارائه یک نسخه ثابت برای دیگر کشورها نیست، بلکه در معرفی رویکردی انعطافپذیر است که میتواند با شرایط هر کشور سازگار شود. این الگو، فقرزدایی را فراتر از کمکهای نقدی یا تکیه صرف بر سازوکار بازار میداند و تأکید میکند که همکاریهای توسعهای زمانی میتوانند شکافهای توسعه را کاهش دهند که با شرایط داخلی کشورها هماهنگ باشند و به نیازهای محلی پاسخ دهند.





