حکمرانی سبز و تجربه چین در مدیریت آب

در طول دوره «برنامه پنج‌ساله پانزدهم»، چین به تعمیق گشایش سبز و به اشتراک‌گذاری ثمرات توسعه حکمرانی ادامه داده است. با تکیه بر مزایای حکمرانی منسجم و توانایی هماهنگی منابع، این کشور توانسته است راه‌حل‌های بالغ در حوزه حکمرانی اکولوژیک و تجربه‌های فناورانه را توسعه دهد و در اختیار دیگران قرار دهد.

مهدی زالزاده، پژوهشگر سیاسی، روزنامه‌نگار و فعال رسانه ایران

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این تجربه، موفقیت چین در مهار روند افت منابع آب زیرزمینی در شمال این کشور است. این تجربه نشان می‌دهد که اگر حکمرانی در سطحی بلندمدت، منسجم و فراتر از دوره‌های کوتاه‌مدت سیاسی دنبال شود، می‌توان حتی بحران‌های پیچیده و انباشته را نیز مدیریت کرد. چین در این مسیر، بر پیوند میان توسعه و حفاظت محیط‌زیست تأکید کرده و نشان داده است که حفظ پایداری منابع طبیعی، بخشی جدایی‌ناپذیر از توسعه است.

در واقع، آنچه در تجربه چین برجسته است، نگاه بلندمدت به حکمرانی آب و پذیرش این اصل است که برای منافع پایدار نسل‌های آینده، گاهی باید از برخی منافع کوتاه‌مدت چشم‌پوشی کرد. این رویکرد، به‌ویژه در شمال چین، به بازگشت تدریجی تعادل در منابع آب زیرزمینی کمک کرده و الگویی مهم برای مطالعه و بهره‌برداری در دیگر کشورها فراهم آورده است.

برای ایران نیز این تجربه از آن جهت اهمیت دارد که کشور ما با چالش‌هایی جدی در حوزه آب زیرزمینی روبه‌رو است؛ از جمله برداشت بی‌رویه از چاه‌های عمیق، افت سطح آبخوان‌ها و پدیده فرونشست زمین در مناطقی مانند تهران و بسیاری از دشت‌های کشور. از این رو، بررسی تجربه چین می‌تواند برای ایران بسیار آموزنده باشد؛ نه به‌صورت تقلید مستقیم، بلکه با هدف استخراج راه‌حل‌های قابل انطباق با شرایط اقلیمی، اجتماعی و اقتصادی ایران.

در این چارچوب، سه محور اصلی در تجربه چین قابل توجه است: نخست، انتقال آب بین‌حوضه‌ای؛ دوم، اعمال محدودیت‌های سختگیرانه بر برداشت منابع آب در سطح منطقه؛ و سوم، احیای نظام‌مند و هدفمند منابع اکولوژیک آب. این سه تجربه می‌توانند با توجه به ویژگی‌های جغرافیایی، الگوی کشاورزی و توان مالی ایران، مورد بررسی و بومی‌سازی قرار گیرند.

بر همین اساس، در چارچوب مشارکت راهبردی جامع میان ایران و چین، می‌توان زمینه‌هایی برای همکاری منظم و عملی تعریف کرد؛ از جمله در اجرای فناوری‌های کشاورزی کم‌آب‌بر، مدیریت زمین‌های شور و قلیایی، احیای اکولوژیک رودخانه‌ها و دریاچه‌ها، ایجاد اتاق‌های فکر مشترک در حوزه مدیریت منابع آب، و تبادل تجربه و نیروی انسانی متخصص.

هدف از این همکاری‌ها، تنها انتقال تجربه نیست؛ بلکه ایجاد یک مسیر پایدار برای منافع متقابل، نتایج برد-برد و توسعه مشترک است. در جهانی که بحران آب به یکی از جدی‌ترین چالش‌های توسعه تبدیل شده، گفت‌وگوی تخصصی میان ایران و چین می‌تواند به شکل‌گیری راه‌حل‌هایی مؤثر، بومی و آینده‌نگر کمک کند.

نویسنده: مهدی زالزاده، پژوهشگر سیاسی، روزنامه‌نگار و فعال رسانه ایران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا