
درس عبرتی که «امباپه» آموخت
یک ستاره فوتبال شاید بتواند صدها میلیون در زمین بازی درآمد کسب کند اما درعین حال، با بیتوجهی به سادهترین و ابتداییترین اصول مربوط به رعایت احترام و اخلاق، به راحتی ممکن است خود را از درآمد و اعتماد یک بازار بزرگ کاملا محروم کند.
«کِلیان امباپه» ستاره فوتبال فرانسه و بازیکن باشگاه رئال مادرید، در روزهای اخیر با بیان الفاظ نامناسب در یک مصاحبه، موج شدیدی از خشم و عصبانیت را در چین برانگیخت. او در این مصاحبه چه گفت؟ حرفهای او به حدی زننده است که بسیاری از چینیها حتی ترجیح میدهند آن را تکرار نکنند.
«دونگچیودی» یکی از پلتفرمهای اصلی اخبار فوتبال چین، با صدور بیانیهای اعلام کرد که این مصاحبه را ترجمه نخواهد کرد، زیرا اظهارات این فوتبالیست احساسات هواداران چینی و مردم چین را جریحهدار کرده است. برندهایی از جمله گروه نوشیدنی «دونگپنگ» و غول تولید لبنیات چین «منگنیو»، بلافاصله به قرارداد همکاری خود با او خاتمه دادند. این واکنش ها از سوی شرکتهای بزرگ چینی هرگز یک واکنش احساسی نیست، بلکه یک انتخاب عقلانی است که به طور خودجوش انجام شده است.
امباپه که به خوبی ارزش قراردهایش با شرکت های بزرگ چینی و و بازار چین را می داند، روز سهشنبه ناگزیر به عذرخواهی شد. او در بیانیهای نوشت: حرفهای من درست و سنجیده نبود و حالا می فهمم که این موضوع باعث رنجش بسیاری از افراد در چین و جوامع چینی در سراسر جهان شده است.
خطایی که امباپه مرتکب شد، درسی برای همه است: احترام یک انتخاب اختیاری نیست؛ کسی نمیتواند از چین سود ببرد و در عین حال به آن بیاحترامی کند. چنین فردی هرگز شانسی برای سود بردن از بزرگترین بازار جهان را ندارد.
هیچ تردیدی در استعداد فوتبالی امباپه نیست. اما «استعداد ورزشی و حرفهای» و «مسئولیت اجتماعی» دو چیز کاملاً متفاوت هستند. اولی ارزش و توانمندی حرفهای او را تعیین میکند، اما دومی تعیین میکند که چند نفر هنوز مایل هستند برای این ورزشکار سرمایهگذاری کنند. استعداد ممکن است دروازه ورود به یک بازار را باز کند، اما این احترام و احساس مسئولیت اجتماعی است که این دروازه را باز نگه میدارد.
هیچکس انتظار ندارد یک ورزشکار خارجی متخصص چین باشد. اما ستارههای شناخته شده جهانی که مدتهاست از شراکتها و قراردهای تجاری در چین سود میبرند، باید تلاش کنند تا حساسیتهای فرهنگی این کشور را درک کنند و حداقل های اصول احترام به چین را نشان دهند.
برای برندهای چینی، پایان دادن به چنین قراردادهایی تصمیم کوچکی نیست و هزینه زیادی برای آنها به دنبال دارد. اما قطع همکاری این شرکتها با چنین افرادی، پیام روشنی دارد: وقتی احساسات عمومی جریحهدار میشود، کسبوکارها نمیتوانند خشم مردم را نادیده بگیرند.
بازار چین همچنان باز است و از ورزشکاران و برندهای سراسر جهان برای سهیم شدن در فرصتهای آن استقبال میکند. اما یک بازار باز، لزوما بازاری بدون چارچوب نیست. پیش شرط و دروازه ورود به چنین بازاری، احترام و اخلاق است. کسانی که احساسات مردم چین را نادیده میگیرند، نباید انتظار داشته باشند که از پیامدهای تجاری آن فرار کنند.
برای دههها، برخی چهرههای جهانی از درآمد خود از بازار چین لذت میبردند و درعین حال درباره چین با بیاحتیاطی صحبت میکردند اما وقتی با واکنش چین مواجه می شوند، تلاش میکنند حرفهای توهینآمیز خود را صرفا «اظهارنظر شخصی» تلقی کنند یا پشت دیوار «آزادی بیان» پنهان شوند. اما این بهانهای بیش نیست.
این بار، این امباپه بود که این درس سخت را آموخت. ماجرای او باید یک «درس عبرت» بزرگ برای هر چهره و شخصیت خارجی باشد که به دنبال سود بردن از بازار چین است. درس عبرت این است: در مسائل مربوط به احساسات ملی چین، هیچ کسی مجاز به بیاحتیاطی نیست.


