جوانان آمریکایی آگاه باشید؛ دشمن در خانه است!

اندرو اسمیت، استاد دانشگاه شمال غربی در شهر شی‌آن استان شاآنشی که مدت‌هاست در چین زندگی می‌کند در این مطلب به روند تغییر نگاه نسل جوان آمریکا نسبت به چین و رنگ باختن تأثیر دروغ‌پراکنی‌ها و سیاه‌نمایی‌های سیاستمداران این کشور درباره دشمنی چین با آمریکا پرداخته است که در ادامه می‌توانید مشروح نظرات وی در مورد این موضوع را مطالعه کنید:

برای من به عنوان یک آمریکایی ساکن چین که مرتب به ایالات متحده سفر می‌کند، مشاهده نحوه نگاه آمریکایی‌ها به چین، چه از نظر تضاد با واقعیت روزمره این کشور و چه از نظر روند تغییر سریع شناخت عموم مردم آمریکا از چین بسیار جالب است.

گزارش اخیر شورای امور جهانی شیکاگو با برجسته کردن این روند تغییر نگرش، نشان می‌دهد که آمریکایی‌های نسل‌های هزاره و زد پیوسته کمتر چین را به عنوان یک تهدید حیاتی و بیشتر به عنوان قدرتی می‌بینند که ایالات متحده باید با آن تعامل داشته باشد و همکاری کند.

طبق نتایج پژوهش این شورا که با همکاری رادیوی عمومی ملی آمریکا (NPR) و مؤسسه افکارسنجی و تحقیقات بازار ایپسوس (Ipsos) در ماه مارس ۲۰۲۶ منتشر شد، در مقایسه با نسل‌های بومر (۶۲٪) و ایکس (۵۶٪)، تنها ۴۳ درصد از آمریکایی‌های نسل هزاره و ۳۴ درصد از نسل زدی‌ها، چین را یک تهدید حیاتی برای ایالات متحده می‌دانند. علاوه بر این، برخلاف نسل‌های قدیمی‌تر با کمتر از نیمی از جمعیت هر گروه نسلی، اکثریت قابل توجه جمعیت‌ نسل‌های زد (۵۹٪) و هزاره (۵۸٪) طرفدار سیاست همکاری و تعامل دوستانه با چین هستند.

برای کسانی که با فضای فرهنگی حاکم بر زندگی جوانان آمریکایی آشنا هستند، چنین تغییری تعجب‌آور نیست. جوانان آمریکایی روز به روز بیشتر شیفته فرهنگ، فناوری‌ها و محصولات چینی می‌شوند. بسیاری از این جوانان با کمی چاشنی شوخ‌طبعی از قرار داشتن در “دوران بسیار چینی” زندگی خود و دنبال کردن عادات و سبک زندگی روزمره چینی صحبت می‌کنند. رسانه‌های اجتماعی پر از تصاویر و ویدیوهایی است که جوانان آمریکایی از منظره افق درخشان شنژن و شانگهای و یا از شگفتی‌های طبیعی و میراث تاریخی دیوار بزرگ چین و کوه‌های کارستی گوییلین به اشتراک می‌گذارند.

با این حال، برخی از سیاستمداران و رسانه‌های آمریکایی همچنان به نفرت‌پراکنی و تفرقه‌افکنی درباره چین ادامه می‌دهند. جنگ تجاری و اعمال محدودیت‌های فناوری توسط آمریکا علیه چین رو به افزایش است. بسیاری از پژوهشگران، دانشگاهیان و بازرگانان چینی بی هیچ پایه و اساسی در رسانه‌های آمریکایی به عنوان “عوامل چین” معرفی و متهم می‌شوند. در نشست اخیر«تِکنِت» (TechNet) که در همین ماه در شهر آگوستای ایالت جورجیا برگزار شد، تیم کوزیبا، معاون آژانس امنیت ملی ایالات متحده تلاش کرد با دروغ‌های خود چین را به عنوان یک “خرابکار” و “اخلالگر” جهانی به تصویر بکشد.

با این حال، به باور من، تمام این محکومیت‌های توخالی سیاستمداران آمریکایی نشانه ریاکاری آنهاست. در زمان نگارش این تفسیر، میزان بدهی ملی ایالات متحده با عبور از ۴۰ تریلیون دلار به یک رکورد جدید رسید. طبق گزارش بنیاد نظارت بر امور مالی پیتر جی. پترسون، میزان بدهی ملی آمریکا همچنان در حال افزایش است و روزانه نزدیک به ۷ میلیارد دلار به آن اضافه می‌شود.

 

علاوه بر این، در حالی که به نظر می‌رسد سرانجام جنگ آمریکا علیه ایران همچنان نامشخص است، آمریکایی‌های نسل هزاره با ناباوری نظاره‌گر روایت‌سازی‌های سیاسی در مورد یک “جنگ‌ ابدی” دیگر هستند که با آن بزرگ شده‌اند.

در جبهه داخلی، پیامدهای اقتصادی این جنگ بی‌درنگ نمایان شد. اکنون قیمت بنزین در بسیاری از ایالت‌ها از ۵ دلار در هر گالن فراتر رفته و ضمن ایجاد اختلال در روند رفت و آمد روزانه شهروندان، موجب افزایش هزینه کالاهای اساسی و شکننده‌تر شدن هر چه بیشتر زنجیره‌های تأمین شده است.

در محیط‌های کاری سراسر آمریکا حقوق کارگران دائماً در معرض تهدید است و از بین رفتن اتحادیه‌های کارگری چنان به امری عادی تبدیل شده که بسیاری از آنها حتی از چانه‌زنی در مورد حقوق خود نیز محروم شده‌اند و هیئت ملی روابط کار آمریکا به طور فزاینده تحت کنترل دولت فدرال قرار گرفته است. با کاهش حمایت‌های قانونی و یا سازمانی، کارگران آمریکایی علاوه بر افزایش هزینه‌های زندگی، عدم امنیت شغلی و کاهش مزایا، در معرض کاهش و یا راکد ماندن دستمزدهای خود قرار دارند. این تمام مشکلاتی نیست که جوانان در آمریکا با آن مواجه هستند. فشار ناشی از قطبی شدن فضای سیاسی بر جامعه، موجب افزایش بی‌اعتمادی بین شهروندان آمریکایی شده و “درگیری‌های فرهنگی” پیرامون مسائل اجتماعی مانند نژاد، جنسیت و هویت پیوسته بیشتر تشدید می‌شود. آمریکا تقریباً با چهار برابر میانگین جهانی،‌ همچنان یکی از بالاترین نرخ‌های تعداد زندانیان در جهان را دارد و عقب ماندن مداوم استانداردها و برنامه‌های درسی نظام آموزشی ایالات متحده از سایر کشورهای توسعه‌یافته، ناامیدی فزاینده جوانان آمریکایی را به دنبال داشته و موجب شده نگاه آنان نسبت به آینده‌ سرشار از احساس بدبینی و پوچی باشد.

همزمان با دروغ از آب درآمدن وعده‌های دولتمردان آمریکا در مورد ایجاد رفاه و امنیت برای مردم، انداختن تقصیر تمام این مشکلات به گردن دیگران و دامن زدن به احساسات میهن‌پرستانه، بیگانه‌هراسی و ترس از چین در میان نسل‌های جوان‌تر آمریکایی‌ها روز به روز برای آنان دشوارتر می‌شود. با در نظر گرفتن همه این موارد، جوانان آمریکایی اکنون باید بیش از هر زمان دیگری به این حقیقت اساسی آگاه شوند که دشمن آنان چین نیست؛ دشمنشان در خانه است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا