از «نرماندی اقتصادی» تا تحریم ایران؛ نسخه جدید قلدری اقتصادی آمریکا

اسکات بسنٹ، وزیر خزانه‌داری آمریکا، ۲۴ اوت (۲ شهریور)  در واشنگتن تابلویی جدید با عنوان «روز دی اقتصادی» در دست گرفت و آغاز آنچه را «اقدام انزوای اقتصادی» علیه ایران خواند، اعلام کرد. او این تحریم یکجانبه را که بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل و فاقد مبنای حقوقی در حقوق بین‌الملل است، به جنگ عادلانه نیروهای متفقین علیه فاشیسم در جنگ جهانی دوم تشبیه کرد.

تناقض ماجرا دقیقاً همین‌جاست: نیروهای متفقین در نرماندی برای مقابله با تجاوز پیاده شدند؛ اما «روز دی» واشنگتن امروز برای استفاده از هژمونی دلار و محدود کردن فضای زندگی یک ملت مستقل به کار گرفته می‌شود.

این دور از اقدامات، چیز تازه‌ای نیست؛ بلکه فرمول قدیمی سال ۱۹۷۹ است که در قالبی جدید ارائه شده است. آمریکا تحریم‌های خود را در ۵ حوزه اصلی اعمال کرده است: دارایی‌های دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی. همچنین نزدیک به ۶۰ نهاد، فرد و کشتی ایرانی را در فهرست تحریم‌ها قرار داده و برخی مجوزهای آموزشی، حواله و تبادلات ورزشی را به حالت تعلیق درآورده است.

بسنٹ با افتخار اعلام کرد که «هر گامی را که ایران برای دور زدن تحریم‌ها برمی‌دارد، محاسبه کرده است» و ترامپ نیز شخصاً با رهبران چند کشور تماس گرفت تا آنها را برای قطع زنجیره‌های تأمین تحت فشار قرار دهد. هر نهادی که به ایران در فعالیت‌هایش کمک کند، ممکن است از سیستم دلار کنار گذاشته شود. در نهایت، آمریکا فقط تصمیم نمی‌گیرد که «با ایران تجارت نکند»، بلکه برای جهان تعیین می‌کند که «چه کسی هنوز می‌تواند با ایران تجارت کند».

اما تهران با یک قیاس تاریخی از موضع خود عقب‌نشینی نخواهد کرد. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، مستقیماً آمریکا را به «استفاده از قدرت خود برای پیچیده‌تر کردن اوضاع» متهم کرد؛ محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، نیز با تمسخر گفت «هیچ‌کس یاوه‌گویی‌های واشنگتن را جدی نمی‌گیرد»؛ محمد مخبر، مشاور رهبر معظم انقلاب، هشدار داد که پاسخ ایران «قاطعانه‌تر از همیشه خواهد بود»؛ و عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی ایرن، از یک طرح مقابله‌ای دو ساله که از پیش آماده شده بود، رونمایی کرد.

تنگه هرمز برگ برنده واقعی روی این میز است. حدود یک‌پنجم نفت خام حمل‌شده از طریق دریا در جهان از این مسیر به سمت شرق عبور می‌کند. آمریکا می‌تواند تحریم وضع کند، اما نمی‌تواند امواج تنگه را متوقف کند. استفاده از ابزارهای اقتصادی به عنوان ابزار جنگ، در وهله نخست می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد: قیمت‌های جهانی نفت در سال جاری بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته و تشدید فشارها بر ایران تنها می‌تواند به افزایش بیشتر تورم جهانی منجر شود. اروپا، هند، ترکیه و حتی چین همگی با انتخابی دشوار میان «تسویه‌حساب با دلار» و «انتخاب مستقل» روبه‌رو هستند. تحلیلگران بلومبرگ نگرانی کمتری دارند و این اقدامات را بیشتر شبیه نمایشی پس از یک بن‌بست نظامی می‌دانند؛ نمایشی که در آن هیچ‌یک از مسائل اصلی حل نشده است.

هرچه شکاف‌های عمیق‌تری در اعتبار دلار ایجاد شود و تحریم‌های ثانویه بیشتری اعمال شود، بیشتر آشکار می‌شود که آمریکا از نظام مالی جهانی به عنوان ابزاری برای مجازات یکجانبه استفاده می‌کند. در بلندمدت، کشورها تنها تلاش‌های خود برای دور زدن دلار را سرعت خواهند بخشید.

چین طی ماه مه امسال، با صدور اعلامیه شماره ۲۱ سال ۲۰۲۶ بر اساس «اقدامات برای جلوگیری از اعمال نادرست فراسرزمینی قوانین و اقدامات خارجی»، به صراحت اعلام کرد تحریم‌های SDN آمریکا علیه ۵ شرکت چینی، از جمله شرکت پتروشیمی هنگلی، به دلیل خرید نفت ایران را به رسمیت نمی‌شناسد و اجرا نخواهد کرد. همکاری چین و ایران در چارچوب قوانین بین‌المللی ادامه خواهد یافت. چین طرف درگیری قدرت میان آمریکا و ایران نیست و قرار نیست هزینه شکست‌های سیاسی واشنگتن را بپردازد.

به‌اصطلاح «نرماندی اقتصادی» فرسودگی همه راهبردها را آشکار می‌کند: تاکتیک‌های نظامی شکست می‌خورند، دیپلماسی کنار گذاشته می‌شود و تحریم‌ها تنها با بهانه‌هایی متفاوت ادامه پیدا می‌کنند. پس از ۴۷ سال، ایران تسلیم نشده است. آیا صرفاً تغییر نام تحریم‌ها به «روز دی» می‌تواند نتیجه متفاوتی ایجاد کند؟ در جهانی چندقطبی، هیچ قدرت واحدی نمی‌تواند به‌طور یکجانبه سرنوشت ملت دیگری را تعیین کند. برای ایران، محاصره غربی موضوع تازه‌ای نیست؛ اما برای جهان، گسترش بیش از حد هژمونی آمریکا می‌تواند آغاز یک شمارش معکوس واقعی باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا