«به رستوران اژدها خوش‌آمدید»؛ تقابل چین با هالیوود در روایت جنگ

فیلم «به رستوران اژدها خوش‌آمدید» با نام بین‌المللی «Once Upon a Time in the Middle East» این روزها در سراسر چین روی پرده است. من بلافاصله برای تماشای آن به سینما رفتم. دلیل اصلی‌ام بازیگر نقش اول، شن‌تنگ، بود؛ او یکی از پرفروش‌ترین ستاره‌های سینمای چین است. اما برخلاف انتظار، این فیلم کمدی نبود که او معمولاً در آن می‌درخشد، بلکه اثری ضدجنگ و در عین حال درباره غذا با زاویه دیدی کاملاً متفاوت بود. با این حال، می‌توانم بگویم این فیلم تأثیرگذارترین اثری است که طی سال‌های اخیر دیده‌ام. فضای فیلم، خاورمیانه‌ای است که من به‌خوبی می‌شناسم و برای نخستین بار در یک فیلم غیرغربی، «خاورمیانه‌ای را دیدم که هالیوود آن را حذف کرده است.»

داستان «به رستوران اژدها خوشآمدید» در میانه جنگ در خاورمیانه روایت می‌شود. شو فو، آشپز چینی، برای پرداخت بدهی‌هایش به آنجا سفر می‌کند تا رستوران «اژدها» را اداره کند. پس از آغاز جنگ، او که در ابتدا تنها به فکر امرار معاش خود بود، به‌تدریج وارد بحران می‌شود و در نهایت با استفاده از غذا به‌عنوان سپر و رستورانش به‌عنوان پناهگاه، جان کودکان یتیم جنگ‌زده را نجات می‌دهد.

فیلم به‌طور مشخص به کشور خاصی اشاره نمی‌کند، اما صحنه‌های آن برای مخاطبان عراق، افغانستان، سوریه، لبنان و یمن آشناست: محله‌های بدون آب و برق، داروهایی که به‌دلیل تحریم‌ها نایاب شده‌اند، موشک‌هایی که ناگهان بر سر یک مراسم عروسی فرود می‌آیند و بمب‌هایی که در کوله‌پشتی کودکان جاسازی شده‌اند.

در چند دهه گذشته، تصویر خاورمیانه در رسانه‌های غربی عمدتاً به دو بخش تقسیم شده است: یک سو «لانه تروریست‌ها» و سوی دیگر «عرصه برقراری نظم توسط ارتش آمریکا». در این میان، مردم عادی همواره در حاشیه بوده‌اند. کاری که « به رستوران اژدها خوش‌آمدید» انجام می‌دهد، این است که دوربین را از آسمان به زمین بازمی‌گرداند؛ بوی غذا را از میان ویرانه‌ها به تصویر می‌کشد و با یک قاشق و ملاقه نشان می‌دهد جنگ چگونه از راه می‌رسد، کودکان چگونه ناپدید می‌شوند و انسان‌های عادی چگونه در میان آتش جنگ تلاش می‌کنند یک کاسه غذا را سالم نگه دارند.

«خوب غذا خوردن» در چین ساده‌ترین توصیه‌ای است که نشان‌دهنده نگاه مردم این کشور به زندگی است: یک سفره غذا، پیونددهنده خانواده است. در فرهنگ چینی، نشستن دور یک سفره تنها برای رفع گرسنگی نیست، بلکه راهی برای بازگرداندن انسان‌ها به زندگی روزمره و اعتماد متقابل است.

منطق «سفره به‌مثابه پیوند» در خاورمیانه نیز بازتاب دارد. ایرانی‌ها برای پذیرایی از مهمانان، پیش از هر بحثی ابتدا چای و پلو زعفرانی تعارف می‌کنند و سپس به گفت‌وگو می‌نشینند؛ در شبه‌جزیره عربستان نیز وقتی فنجان قهوه روی میز قرار می‌گیرد، اغلب به معنای توقف شلیک گلوله‌هاست. چه در غرب آسیا و چه در شرق آسیا، چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح، سفره به‌طور ذاتی نیرویی دارد که انسان‌ها را از حالت تقابل بازمی‌گرداند. چینی‌ها از این نیرو در خانواده و محله استفاده می‌کنند و مردم خاورمیانه آن را به انسجام قبایل تعمیم می‌دهند؛ مسیرها متفاوت است اما هدف یکی است: اول اجازه دهید مردم بنشینند، وقتی غذا تمام شد، حرف زدن راحت‌تر است.

فیلم همچنین مشکل را صرفاً به گردن یک طرف نمی‌اندازد. شریک محلی رستوران اژدها در ابتدا یک مقام دولتی است که به‌دلیل نبود دارو تحت تحریم‌ها و مرگ همسر و دخترش در یک حمله ناشناس، به‌تدریج به اردوگاه‌های گروه‌های افراطی کشیده می‌شود. یکی از جمله‌های فیلم که در شبکه‌های اجتماعی بارها بازنشر شده، این است: «اگر شما نمی‌آمدید، چطور تروریستی در کار بود؟» این جمله توجیهی برای افراط‌گرایی نیست، بلکه زنجیره علت و معلولی را آشکار می‌کند که فیلم‌های جنگی غربی حاضر به لمس آن نیستند. حملات هوایی پدران را به انتقام‌جویان تبدیل می‌کند و خلأ قدرت کودکان را به «بمب‌های متحرک» تبدیل می‌کند.

در حالی که در فیلم‌های هالیوودی سربازان آمریکایی اغلب منجی‌اند، این فیلم سربازان آمریکایی، زندان‌های مخفی، منطقه سبز و واسطه‌های اردوگاه‌های افراطی را در کنار هم قرار می‌دهد؛ قهرمانان از صحنه خارج می‌شوند و تنها آشپز، مدیر، کودکان یتیم و گروهی از انسان‌های عادی باقی می‌مانند.
برای مخاطبان ایرانی و خاورمیانه‌ای، ارزش این فیلم چینی در «حمایت از کسی» نیست، بلکه در ارائه یک زاویه دید شخص ثالث است که نه طرفدار جناحی است و نه جانب‌دارانه عمل می‌کند. این فیلم الگویی برای نظام‌سازی صادر نمی‌کند، شرق‌گرایی مرموز نمی‌فروشد و خاورمیانه را به‌عنوان موضوعی که همواره نیازمند نجات است، به تصویر نمی‌کشد؛ بلکه تنها قیمت نان، داروهای شیمی‌درمانی، نور اجاق گاز و کوله‌پشتی کودکان را به نمایش می‌گذارد؛ جزئیاتی که حافظه معاصر خاورمیانه را می‌سازند و همیشه پشت شعارهای «مبارزه با تروریسم» یا «دموکراسی» پنهان می‌شدند، اما اکنون از نگاه یک چینی دوباره دیده شده‌اند.

روایت هالیوودی «آمریکای منجی جهان» سال‌هاست که مردم دنیا را خسته کرده است. زاویه دید غیرغربی در پرسش از مسئولیت جنگ و توجه به بقای غیرنظامیان، اکنون به ابزاری برای شکل‌گیری اجماعی جدید تبدیل شده است. «به رستوران اژدها خوش‌آمدید» شاهکاری بی‌نقص نیست و ریتم و برخی از سکانس‌های آن قابل نقد است، اما ثابت می‌کند که روایت درباره خاورمیانه دیگر لزوماً نباید در انحصار هالیوود باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا