
کنترل صادرات آمریکا علیه چین؛ مهار پکن یا خودتحریمی واشنگتن؟
واشنگتن سالهاست به نام امنیت ملی، کنترلهای صادراتی علیه چین را تشدید میکند. اما یک نظرسنجی جدید تجاری پرسشی ناخوشایند را مطرح کرده است: اگر این کنترلها در نهایت به همان منافعی که ادعا میشود از آنها محافظت میکنند، آسیب بزنند، چه؟
نظرسنجی شورای بازرگانی آمریکا-چین (USCBC) در ماه ژوئیه نشان داد تأخیرهای چندماهه در تأیید مجوزهای صادراتی، میلیاردها دلار به صادرات آمریکا آسیب زده و سهم بازار شرکتهای آمریکایی را در جهان کاهش داده است. نکته قابلتوجه اینکه بیشتر مجوزهای معوق مربوط به محصولاتی بود که از قبل از طریق تأمینکنندگان چینی یا بینالمللی در چین در دسترس بودند. به بیان دیگر، واشنگتن ممکن است شرکتهای آمریکایی را از بازار خارج کند، بدون آنکه مانع دسترسی مشتریان چینی به این محصولات شود.
این یک اهرم راهبردی نیست؛ بلکه تبعید خودخواسته از بازار است.
دامنه کنترلهای صادراتی آمریکا نیز قابلتوجه است. از اکتبر ۲۰۲۲، واشنگتن بهتدریج دسترسی چین به اقلام پیشرفته محاسباتی و تجهیزات تولید نیمههادی را محدود کرده است. این کنترلها بعداً گسترش یافتند. در دسامبر ۲۰۲۴، آمریکا محدودیتهایی را بر ۲۴ نوع تجهیزات تولید نیمههادی، سه نوع ابزار نرمافزاری و حافظه با پهنای باند بالا اعمال کرد؛ اقدامی که هدف آن محدود کردن دسترسی چین به تراشههای پیشرفته و توانایی این کشور برای تولید آنها بود.
واشنگتن همچنین کنترلهای مربوط به نیمههادیهای پیشرفته محاسباتی را تشدید کرد. در ژانویه ۲۰۲۵، نهادهای چینی بیشتری به فهرست محدودیتها اضافه شدند و قوانین مربوط به نیمههادیهای پیشرفته محاسباتی نیز تقویت شد. این تنها بخشی از اقداماتی است که آمریکا در حوزه فناوریهای پیشرفته انجام داده است.
هدف، مهار چین و حفظ رهبری آمریکا است. اما بازارها صفحه شطرنج نیستند که واشنگتن بتواند یک مهره را از روی آن بردارد و انتظار داشته باشد بازی متوقف شود.
اگر یک تولیدکننده تراشه آمریکایی نتواند محصول خود را به مشتری چینی بفروشد، آن مشتری لزوماً ناپدید نمیشود. کنترلهای صادراتی ممکن است در کوتاهمدت دسترسی رقبا به برخی محصولات را محدود کنند، اما در بلندمدت شرکتها را به سمت توسعه جایگزینها سوق میدهند.
بیش از ۸۰ درصد شرکتهای مورد بررسی گفتند درخواستهای مجوز صادراتی آنها شامل اقلامی است که جایگزینهای قابلمقایسهای از سوی تأمینکنندگان چینی و بینالمللی برای آنها وجود دارد.
چین همچنان برای شرکتهای آمریکایی اهمیت زیادی دارد. بر اساس نظرسنجی USCBC در سال ۲۰۲۶ از ۱۷۵ شرکت، ۹۵ درصد پاسخدهندگان گفتند «عملیات در چین برای حفظ رقابتپذیری جهانی تا حدودی یا بسیار مهم است.» یکی از دلایل این اهمیت، استفاده شرکتهای آمریکایی از تجربیات بهدستآمده در چین در بازارهای دیگر است.
بنابراین، زمانی که واشنگتن دسترسی خود را به یکی از بزرگترین بازارهای جهان محدود میکند، تقاضای چین را از بین نمیبرد؛ بلکه بازار موجود برای نوآوری آمریکایی را کوچکتر میکند.
مشکل کنترلهای بیش از حد صادرات فقط این نیست که ممکن است نتوانند توسعه چین را کند کنند؛ بلکه این است که ممکن است ظهور جهانی را که در آن شرکتهای آمریکایی دیگر ضروری نیستند، تسریع کنند.
واشنگتن مدعی است میخواهد از رهبری آمریکا محافظت کند. اما رهبری فقط توانایی تصمیمگیری درباره این نیست که چه کسی میتواند محصولات شما را بخرد؛ بلکه توانایی وادار کردن جهان به ادامه خرید محصولات شما نیز هست.
یک رهبر بازار که داوطلبانه مشتریان خود را رها میکند، ممکن است در نهایت متوجه شود که با هزینهای سنگین، خود را از بازار خارج کرده است.
بنابراین، پرسش واشنگتن نباید فقط این باشد که «چقدر میتوانیم چین را از خود دور نگه داریم؟» بلکه باید این باشد که همان گروههایی که بهعنوان دلایل «حمایت» از آنها نام میبرد، در این فرآیند تا چه اندازه آسیب خواهند دید؟
