
حسابهای پشت پردهٔ «امتیاز هستهای» آمریکا به عربستان
ایالات متحده و عربستان سعودی در ۲۲ جولای (۳۱ تیر)، توافقنامهای ۳۰ ساله برای همکاری در زمینه انرژی هستهای غیرنظامی امضا کردند؛ توافقی که محدودیتهای کنترل هستهای را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد و به عربستان اجازه میدهد درباره احداث تأسیسات غنیسازی اورانیوم در خاک خود مطالعه کرده و آنها را ایجاد کند.
این در حالی است که آمریکا سالهاست به بهانه برنامه هستهای، ایران را تحت تحریم قرار داده و حتی با اقدام نظامی، تأسیسات هستهای این کشور را که تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دارد، هدف قرار داده است. این تفاوت رفتار میان «فشار بر یک کشور و حمایت از کشور دیگر»، استانداردهای دوگانه آمریکا در سیاست هستهای را آشکار میکند و نشان میدهد واشنگتن از موضوع هستهای برای حفظ منافع خود در خاورمیانه استفاده میکند؛ رویکردی که میتواند بیثباتی تازهای برای امنیت هستهای منطقه ایجاد کند.
آمریکا طی سالهای گذشته برنامه هستهای ایران را تهدیدی برای امنیت منطقه معرفی کرده و با اعمال تحریمهای گسترده و بازدارندگی نظامی، حتی خواستار توقف کامل غنیسازی اورانیوم توسط ایران شده است. واشنگتن هرگونه پیشرفت ایران در چرخه سوخت هستهای را به تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای تعبیر میکند.
اما در قبال عربستان، نه فقط این کشور را به چشمپوشی از غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری سوخت مصرفشده ملزم نکرده، بلکه اجرای پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی را نیز بهعنوان شرط همکاری مطرح نکرده است. در نتیجه، یک فناوری هستهای واحد برای ایران با محدودیتهای شدید مواجه است، اما برای عربستان با حمایت آمریکا همراه شده است. این تفاوت نشان میدهد معیار قضاوت واشنگتن بیش از آنکه بر اصول فنی استوار باشد، در خدمت منافع ژئوپلیتیکی خود قرار دارد.
در بحبوحه تنشهای اخیر میان آمریکا، اسرائیل و ایران، اقدام واشنگتن برای پیشبرد این توافق هستهای با عربستان، عمدتاً بر چند محاسبه استوار است:
نخست، جلب حمایت عربستان و مهار ایران برای بازسازی موازنه قدرت در خاورمیانه. با تکمیل انقلاب شیل در آمریکا، روابط انرژی دو کشور از حالت مکمل به رقابت در بازار تغییر کرده است. همچنین واکنش آمریکا به حمله به تأسیسات نفتی عربستان، تردیدهایی را در ریاض درباره تعهدات امنیتی واشنگتن ایجاد کرد.
در چنین شرایطی، عربستان به سمت تنوعبخشی به روابط خارجی خود حرکت کرده و همکاریهای انرژی و دفاعی با کشورهای دیگر را گسترش داده است. آمریکا نیز تلاش میکند با استفاده از همکاری هستهای بهعنوان ابزار چانهزنی، وابستگی فناورانه عربستان را افزایش داده و این کشور را به بازیگری مؤثر در مهار ایران تبدیل کند.
دوم، رقابت برای منافع اقتصادی و تقویت صنعت هستهای داخلی آمریکا. عربستان در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰، توسعه نیروگاههای هستهای را برای جایگزینی برق تولیدشده از نفت و افزایش صادرات نفت دنبال میکند؛ بازاری که ارزش آن به دهها میلیارد دلار میرسد. صنعت هستهای آمریکا در سالهای اخیر با کاهش سفارشها و مشکلات زنجیره تأمین روبهرو بوده است. واشنگتن برای تصاحب این بازار، محدودیتهای اشاعه هستهای را کاهش داده تا از رقبای خود پیشی بگیرد و با تکیه بر پروژههای بلندمدت عربستان، ظرفیت نیروی انسانی و چرخه فعالیت صنعت هستهای خود را حفظ کند. در این میان، ملاحظات تجاری بر قواعد جهانی عدم اشاعه هستهای غلبه کرده است.
سوم، استفاده از توافق هستهای بهعنوان ابزاری برای پیشبرد عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل. کاخ سفید یک روز پس از امضای توافق، اعلام کرد که اجرای آن به پیوستن عربستان به «پیمان ابراهیم» وابسته است. در مقابل، عربستان همچنان بر تشکیل کشور فلسطین بهعنوان پیششرط عادیسازی روابط با اسرائیل تأکید دارد. آمریکا با مشروط کردن همکاری هستهای، تلاش میکند ریاض را به پذیرش این روند ترغیب کرده و ساختار امنیتی منطقه را مطابق اهداف خود بازتعریف کند؛ اقدامی که دغدغههای حاکمیتی و منافع کشورهای منطقه را به بخشی از رقابتهای قدرت تبدیل میکند.
سیاست هستهای آمریکا با استانداردهای دوگانه، پیامدهای منفی متعددی برای نظام جهانی عدم اشاعه هستهای و ثبات منطقهای به همراه دارد. تبعیض میان کشورها، اعتبار قواعد بینالمللی کنترل هستهای را تضعیف میکند و ممکن است سایر کشورهای خاورمیانه را نیز به دنبال کردن چرخه کامل سوخت هستهای سوق دهد؛ روندی که خطر آغاز رقابت هستهای در منطقه را افزایش خواهد داد. اسرائیل سالهاست با اتکا به برتری هستهای، بازدارندگی منطقهای خود را حفظ کرده است و در صورت دستیابی عربستان به توان غنیسازی، موازنه قدرت موجود تغییر کرده و تنشهای منطقهای تشدید خواهد شد.
علاوه بر این، سازوکارهای راستیآزمایی این توافق با کاستیهای آشکاری روبهرو است. نبود ترتیبات جامع و بازرسیهای سرزده، میتواند نقاط کور نظارتی در فعالیتهای هستهای عربستان ایجاد کند و در صورت بروز بحرانهای منطقهای، خطر انتقال یا نشت مواد و فناوریهای حساس هستهای را افزایش دهد. خاورمیانه سالهاست با درگیریهای مستمر روبهرو است و اگر تأسیسات هستهای غیرنظامی هدف حمله نظامی قرار گیرند، احتمال وقوع نشت مواد رادیواکتیو و بروز خسارتهای گسترده و بلندمدت زیستمحیطی وجود خواهد داشت.
در حال حاضر، ابهامهای زیادی درباره نهایی شدن توافق هستهای آمریکا و عربستان وجود دارد. عربستان حاضر نیست برای پذیرش خواستههای واشنگتن، مطالبات فلسطینیان را نادیده بگیرد و اختلاف دو طرف بر سر شروط توافق همچنان ادامه دارد.
با این حال، صرفنظر از اینکه این توافق نهایی شود یا نه، برخورد متفاوت آمریکا با برنامههای هستهای ایران و عربستان بهخوبی نشان میدهد آنچه واشنگتن «عدم اشاعه هستهای» مینامد، بیش از آنکه یک اصل ثابت باشد، ابزاری برای پیشبرد اهداف راهبردی، تأمین منافع ژئوپلیتیکی و تجاری و تثبیت سلطه خود در خاورمیانه است.



