نبرد حقوقی «کاترپیلار»؛ پرده‌برداری از تناقض حمایت‌گرایی تجاری غرب در برابر چین

اقدام حقوقی شرکت آمریکایی «کاترپیلار» علیه نهاد ناظر بر تجارت بریتانیا، واقعیتی دور از چشم را نمایان می‌کند: برخورد غرب با «کالاهای ساخت چین» پیش از هر چیز می‌تواند شرکت‌های چندملیتی خودِ غرب را هدف قرار دهد که سال‌ها است با زنجیره‌های تأمین چین گره خورده‌اند.

بر پایه گزارش روز سه ‌شنبه «فایننشال تایمز»، کاترپیلار به‌عنوان بزرگ‌ترین سازنده تجهیزات عمرانی جهان، در پی لغو تعرفه ضد دامپینگ ۱۸.۸۱ درصدی است که «سازمان تدابیر تجاری بریتانیا» (TRA) بر بیل‌مکانیکی‌های ساخت چینِ این شرکت وضع کرده است.

این پرونده با شکایت شرکت بریتانیایی «جی‌سی‌بی» به جریان افتاد که مدعی بود بیل‌مکانیکی‌های وارداتی از چین با «قیمت‌های به‌طور غیرواقعی پایین» عرضه می‌شوند. با این حال، کاترپیلار استدلال می‌کند که نهاد ناظر بریتانیایی مبنای نادرستی را به کار گرفته، چرا که نرخ صادراتی این ماشین‌آلات به بریتانیا حتی از قیمت‌های بازار داخلی چین بالاتر بوده است. جدا از برونداد این دادگاه، توسل یک غول صنعتی آمریکایی به مراجع قضایی برای ابطال تعرفه وضع‌شده از سوی متحدش، ناهمخوانی و ضعف در سازوکار حمایت‌گرایی تجاری را به نمایش می‌گذارد.

برخی سیاستمداران غربی مناقشات تجاری را تا حد رقابت تقلیل‌گرایانه میان کشورها و بلوک‌های سیاسی پایین می‌آورند و یک حقیقت جاافتاده را نادیده می‌انگارند: درهم‌تنیدگی عمیق زنجیره‌های تأمین جهانی. پس از دهه‌ها همگرایی حاصل از جهانی‌شدن، پیوند میان سرمایه‌گذاران خارجی و ساختارهای تولیدی چین عمیق‌تر از آن است که در محافل سیاسی پذیرفته شود.

بین سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، ارزش افزوده بخش صنعت چین از ۳۱.۳ تریلیون یوان (۴.۴ تریلیون دلار) به ۴۰.۵ تریلیون یوان رسید و در همین دوره، ارزش افزوده حوزه تولید نیز از ۲۶.۶ تریلیون به ۳۳.۶ تریلیون یوان افزایش یافت. بخش تولید چین نزدیک به ۳۰ درصد از کل تولید جهان را در اختیار دارد و در تولید اکثر ۵۰۴ کالای صنعتی عمده دنیا، رتبه نخست را داراست.

پشت ساخت یک ماشین ساختمانی، هماهنگی کامل صدها تأمین‌کننده قطعات، نیروی کار متخصص، شبکه‌های گسترده ترابری و توان تولید انبوه نهفته است. شرکت‌های چندملیتی نه صرفاً برای کاهش هزینه، بلکه برای بهره‌مندی از خوشه‌های صنعتی چنددهه‌ساله و زیرساخت‌های پشتیبانی کم‌نظیری در چین سرمایه‌گذاری می‌کنند که جایگزینی برای آن‌ها در بازارهای دیگر وجود ندارد.

تصمیمات کارآمد غول‌های صنعتی نمونه بارزی از این پیوند سازمانی است. بر اساس نظرسنجی سال ۲۰۲۶ اتاق بازرگانی اتحادیه اروپا در چین، ۷۵ درصد از شرکت‌های اروپایی تاکید کرده‌اند که بهره‌وری تولیدشان در چین بالاتر از دیگر مناطق جهان است.

ارزش اصلی حضور شرکت‌های چندملیتی در چین، نه «یارانه‌های ناعادلانه» برآمده از ادعاهای غربی، بلکه کارآمدی کامل زنجیره‌ای است که خوشه‌های صنعتی چین پس از دهه‌ها همکاری و تقسیم کار جهانی فراهم آورده‌اند. چنین مزیت ساختاری در زنجیره تأمین را نمی‌توان دامپینگ تلقی کرد.

شرکت‌های چندملیتی واقعیت‌های میدانی را می‌شناسند و زیان‌های ناشی از موانع تجاری من‌عندی را بهتر درک می‌کنند. همین شناخت آن‌ها را وامی‌دارد تا تصویر واقعی بازار چین را بازگو کنند. ادعاهای پرسرودای «دامپینگ» بیش از هر چیز پوششی برای صنایع رو به زوال داخلی است تا از رقابت سالم بگریزند. به جای تقویت این روایت‌های نادرست، شنیده شدن صداهای برآمده از دنیای واقعی تجارت، خود محکم‌ترین پاسخ به سیاست‌های حمایت‌گرایانه خواهد بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا