
از امدادرسانی در چین تا کمک به نپال؛ جلوهای از سرنوشت مشترک
رانش زمین عظیمی روز چهارشنبه ۲۶ اوت (۴ شهریور)، در منطقه جیلونگ-راسووا در امتداد مرز چین و نپال رخ داد. در سمت نپال، توده بزرگی از یخ و سنگ فرو ریخت و گل، تختهسنگ، یخ و برف را با خود همراه کرد.
این توده گل و سنگ با سرعت در امتداد دره حرکت کرد و جادهها، پلها، روستاها و تأسیسات مرزی را ویران کرد و خانوادههای بسیاری را در یک لحظه به سوگ نشاند. در مواجهه با فاجعهای که به «سیمان مایع» و «سونامی داخلی» تشبیه شده است، بار دیگر به شکلی عمیق به ما یادآوری میشود که در برابر تغییرات شدید طبیعت، حفظ جان انسانها باید بیش از هر چیز دیگری در اولویت قرار گیرد.
روز جمعه، دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین (CPC) جلسهای برای بررسی و هماهنگی تلاشهای امدادی و نجات پس از رانش زمین ویرانگر در شهرستان جیلونگ، در منطقه خودمختار شیزانگ در جنوب غربی چین، برگزار کرد. در ابتدای جلسه، همه شرکتکنندگان برای ادای احترام به قربانیان این فاجعه لحظهای سکوت کردند. در آن لحظه کوتاه، سکوت به سنگینی هزاران پوند بود.
این سکوت نه یک مکث تشریفاتی، بلکه ادای احترامی جدی به زندگی بود؛ نه صرفاً یک بیان رسمی، بلکه اعلامی روشن درباره ارزشها: هنگامی که فاجعهای رخ میدهد، نخستین چیزی که یک کشور باید بر آن تاکید کند، ارزش و اهمیت جان انسانهاست.
دقیقاً به همین دلیل، عبارت «اول مردم، اول زندگی» در این جلسه از وزن و وضوح ویژهای برخوردار بود. این عبارت بیانگر یک منطق عملیاتی است که حتی در پیچیدهترین و خطرناکترین شرایط نیز باید اجرا شود: تدوین علمی برنامههای جستوجو و نجات و انجام تمام تلاشها برای یافتن افراد مفقود، چه در داخل و چه در سطح بینالمللی؛ تقویت مشاوره و ارزیابی خطر برای جلوگیری از بلایای ثانویه، مانند تشکیل دریاچههای سدی و ناپایداری دامنهها؛ تقویت مدیریت نیروهای حاضر در محل برای تضمین ایمنی در تمام مراحل عملیات نجات؛ و اسکان مناسب ساکنان آسیبدیده، همراه با اجرای دقیق اقدامات جبرانی، امدادرسانی و کمکهای پس از فاجعه.
در مواجهه با بلایای طبیعی، این شرایط به آزمونی واقعی تبدیل میشود که نشان میدهد آیا یک جامعه واقعاً «مردم» را در مرکز خود قرار داده است یا نه و اینکه آیا «اولویت با زندگی» تنها اصلی نوشتهشده روی کاغذ است یا در عمل نیز اجرا میشود.
این فاجعه همچنین ما را با واقعیتی عمیقتر روبهرو میکند: بلایای طبیعی امروز بیش از پیش از رویدادهایی منفرد فراتر رفته و به واکنشهای زنجیرهای تبدیل شدهاند که بر اثر همزمانی تغییرات اقلیمی، آسیبپذیریهای زمینشناختی، خطرات حوزههای آبخیز مرزی و قرار گرفتن زیرساختها در معرض خطر شکل میگیرند.
گزارشها و تحلیلهای تخصصی از منابع مختلف داخلی و خارجی تا حد زیادی بر این دیدگاه تاکید دارند که عامل مستقیم این فاجعه، بارندگی شدید کوتاهمدت به معنای معمول نبوده، بلکه ریزش گسترده یخ در یک منطقه یخچالی مرتفع در سمت نپال بوده است. این ریزش حجم زیادی از یخرفت، سنگ و رسوبات را با خود همراه کرد و موجب شکلگیری جریانی پرسرعت از گل و سنگ شد که تخریب گستردهای را در گذرگاه مرزی و مناطق پاییندست به دنبال داشت.
این موضوع نشان میدهد که درک ما از بلایا باید از «رویدادهای تکنقطهای» به سمت «خطرات سیستمی» تغییر کند. در گذشته، رانش زمین اغلب با بارش شدید و سیلابهای ناگهانی همراه بود. اما در شرایط کنونی، گرمایش جهانی، عقبنشینی یخچالهای طبیعی، بیثباتی تودههای یخ، گسترش دریاچههای یخچالی و افزایش شدید دما، اساساً نحوه شکلگیری و گسترش بلایا را تغییر داده است.
گرمای بیسابقه تابستان امسال در اروپا، موجهای گرمای شدید در جنوب آسیا، ریزش یخ در نپال و رانش زمین در جیلونگ، اگرچه در نقاط مختلف رخ دادهاند، اما از نظر سازوکارهای اساسی به یکدیگر مرتبط هستند. عبارت «تمام جهان از گرما و خنکی یکسانی برخوردار خواهد بود» دیگر صرفاً یک استعاره ادبی نیست، بلکه به واقعیتی ملموس و فزاینده تبدیل شده است. زمین یک سیستم یکپارچه است و نظام آبوهوایی نیز چنین ویژگیای دارد. ریزش یخی که در ظاهر رویدادی محلی در یک دره مرزی به نظر میرسد، در واقع نشانهای از یک چالش مشترک و وجودی برای بشریت است. هیچ کشوری نمیتواند از تاثیر آن در امان بماند.
در همین چارچوب، شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین، روز جمعه در پی وقوع رانش زمین گسترده در نپال، پیام تسلیتی به رام چاندرا پودل، رئیسجمهور این کشور، ارسال کرد. شی جینپینگ گفت چین و نپال با کوهها و رودخانهها به یکدیگر پیوند خوردهاند و سرنوشت مشترکی دارند و افزود که چین آماده است بهطور فعال در تلاشهای امدادرسانی نپال مشارکت کرده و تا حد امکان حمایت و کمک ارائه دهد. شی همچنین ابراز اطمینان کرد که دو ملت میتوانند برای غلبه بر این فاجعه و بازسازی خانههای خود در سریعترین زمان ممکن با یکدیگر همکاری کنند. این سخنان، گرم و قدرتمند هستند.
آنها نهتنها بیانگر حسن نیت یک همسایه هستند، بلکه حقیقتی اساسی را که جهان باید هرچه سریعتر آن را درک کند، بار دیگر یادآور میشوند: در برابر بلایای طبیعی بزرگ، هیچکس نمیتواند تنها بماند و هیچ کشوری نمیتواند بهتنهایی به همه چالشها پاسخ دهد. تنها از طریق کمک متقابل، هماهنگی و مسئولیت مشترک میتوان جان انسانهای بیشتری را نجات داد.
از لحظه سکوت جمعی تا جستوجو و نجات همهجانبه؛ از استقرار نیروهای اضطراری در داخل کشور تا ارسال پیام تسلیت و کمک به نپال؛ و از عملیات امدادرسانی تا تقویت همکاریهای بینالمللی در مدیریت بلایا، این فاجعه هم غم و اندوه را در خود دارد و هم تابآوری؛ هم از دست دادن را نشان میدهد و هم مسئولیتپذیری را. در کنار سردی و سختی طبیعت، گرمای همبستگی انسانی نیز دیده میشود.
سکوت برای سوگ قربانیان، فقط بیانگر اندوه برای جانباختگان نیست، بلکه مسئولیت در قبال زندگان را نیز در خود دارد. «سرنوشت مشترک» صرفاً یک عبارت دیپلماتیک نیست، بلکه اجماعی انسانی است که بار دیگر در دل این فاجعه آشکار شده است.


