«سهگانه جدید»؛ نماد برتری نوآوری چین در اقتصاد جهانی
طی نیمه نخست سال ۲۰۲۶، رباتیک، هوش مصنوعی (AI) و داروهای نوآورانه جایگاه خود را بهعنوان «سهگانه جدید» در تجارت خارجی چین تثبیت کردند. بر اساس دادههای گمرک، صادرات رباتهای صنعتی به ۶.۲۹ میلیارد یوان (۹۲۹.۶ میلیون دلار) و صادرات رباتهای جراحی به ۴۸۰ میلیون یوان رسید. همزمان، چین همچنان در تقاضای جهانی برای مدلهای زبانی بزرگ پیشتاز است.
این تنها یک رشد مقطعی نیست، بلکه نشاندهنده گذار از صادرات کالا و ظرفیت تولید به صادرات توانمندیهای یکپارچه و مدلهای حکمرانی قابل توسعه است. چین پس از تسلط بر «سهگانه قدیمی» شامل پوشاک، مبلمان و لوازم خانگی و «سهگانه جدید» شامل خودروهای برقی، باتریها و انرژی خورشیدی، اکنون در عرصه سیستمهایی رقابت میکند که سختافزار، الگوریتم، داده و کاربرد را در کنار هم قرار میدهند.
عامل اصلی این تحول، ساختار نهادی چین است. در این الگو، سیاستگذاری متمرکز با اجرای غیرمتمرکز همراه شده است؛ بهطوری که دولتهای محلی، آنچه جین کیو، اقتصاددان، «اقتصاد شهردار» مینامد، را پیش میبرند و بهعنوان سرمایهگذار و هماهنگکننده، دانشگاهها، مناطق توسعه، شرکتها و سرمایه را در مسیر اهداف فناورانه همسو میکنند. نویسنده در کتاب «ماشین نوآوری؛ چگونه چین فناوری را از طریق حکمرانی خلق میکند و بهکار میگیرد» (Springer Nature)، این روند را با چارچوب I⁵، یعنی «ایدهها، نهادها، ابزارها، زیرساختها و تأثیر» توضیح داده است.
بر اساس این دیدگاه، مزیت اصلی چین یک فناوری خاص نیست، بلکه توانایی انتقال مؤثر میان این پنج مرحله است. در این چارچوب، دو متغیر کلیدی وجود دارد؛ «همترازی» که به هماهنگی جهت و ترتیب حرکت بخشها اشاره دارد و «نشت» که میزان اتلاف منابع، انرژی و سرمایه در مسیر تحقق اهداف را نشان میدهد. یک نظام ممکن است کاملاً همسو باشد، اما پیش از رسیدن به نتیجه، بخشی از توان خود را از دست بدهد یا با وجود انتقال منظم، هدف نهایی آن منسجم نباشد. «سهگانه جدید» حاصل ترکیب همزمان این عوامل در سه حوزه است.
یکی از نتایج این روند، حرکت سریع از مرحله نمونه اولیه به استقرار عملی است. رباتهای انساننمای AgiBot در خطوط تولید کارخانهها شیفتهای طولانی را انجام میدهند، رباتهای چهارپای DEEP Robotics در یک تأسیسات هستهای در سوئیس به کار گرفته شدهاند، بازوهای مشارکتی Dobot Robotics در رباتهای خدماتی تجاری با نرخ آمادهبهکاری بالا فعالیت میکنند و سامانههای جراحی چینی نیز در خارج از کشور توجه مراکز درمانی را جلب کردهاند.
تقاضای جهانی برای این محصولات بر پایه توان واقعی فناوری چین شکل گرفته است؛ از جمله پیشتازی این کشور در ثبت اختراعهای مرتبط با هوش مصنوعی مولد. نمونه شاخص آن، آکادمی هوش مصنوعی پکن است که مدل Brain μ را بهعنوان مترجم مغز توسعه داده است.
هواوی نیز مدل استنتاج خود را روی سختافزار Atlas SuperPoD از طریق یک سامانه کامل هوش مصنوعی برای علوم بهینه کرده است؛ سامانهای که اکنون تحلیل خودکار دادههای علوم اعصاب را انجام میدهد. در لایه زیرین این مدل، پلتفرم دادهای BrainToken قرار دارد که دادههای بیش از ۱۲ منبع از انسان، میمون و موش را در قالبی واحد تجمیع میکند.
مدلهای هوش مصنوعی بهسرعت تغییر میکنند، اما استانداردهای داده پایدارتر هستند. هر کشوری که قالب دادههای مدلهای آینده مغز را تعیین کند، در عمل مالک زیرساخت آن خواهد بود؛ همانگونه که AlphaFold، سامانه هوش مصنوعی توسعهیافته توسط Google DeepMind برای پیشبینی ساختار سهبعدی پروتئینها، بر پایه یک سیستم بایگانی داده شکل گرفت، نه صرفاً یک الگوریتم. دو عامل دیگر نیز این روند را تقویت میکنند؛ زنجیرههای تأمین کامل که سختافزار، نرمافزار و خدمات را با هزینه پایین یکپارچه میکنند و همچنین همزمانی این فناوریها با کمبود نیروی کار و روند سالمندی جمعیت در جهان.
با این حال، چالشها همچنان وجود دارند و همان دو متغیر «همترازی» و «نشت» آنها را توضیح میدهند. این دو عامل در دو سطح عمل میکنند؛ در سطح نهادی، هماهنگی میان بازیگران را شکل میدهند و در سطح مدل، خود فناوری را همسو میکنند. بومیسازی ناقص مدیریت داده و همترازی مدلها همچنان میتواند باعث شود برخی فرضیات وارداتی در رفتار سامانههای هوش مصنوعی باقی بمانند که نوعی نشت در سطح مدل محسوب میشود. همچنین کیفیت تولید در مقیاس بالا، مسائل مالکیت فکری و تنشهای ژئوپلیتیکی همچنان نیازمند توجه هستند.
با وجود این، مسیر آینده روشن به نظر میرسد. این صادرات، جایگاه چین را در زنجیرههای ارزش جهانی ارتقا میدهد و همزمان ابزارهای افزایش بهرهوری را در اختیار شرکای تجاری قرار میدهد؛ موضوعی که به رشد اقتصادی آنها نیز کمک میکند. با گسترش استفاده از این فناوریها و افزایش تجربه دولتهای محلی در بهکارگیری آنها، «سهگانه جدید» بیش از پیش توانمندیهای ماشین نوآوری چین را به نمایش خواهد گذاشت و احتمالاً آنها را تأیید خواهد کرد. از این رو، پرسش اصلی برای ناظران دیگر این نیست که چگونه در برابر این موج مقاومت کنند، بلکه این است که چگونه ضمن تقویت نهادهای خود، از این توانمندیها بهره بگیرند.



