فلسفه توسعه نوین، کلید گشایش مسیر جدید مدرنیزاسیون


داده‌های منتشر شده توسط “فدرال رزرو”(بانک مرکزی) آمریکا در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که بیش از یک سوم کل ثروت این کشور تنها در اختیار یک درصد از خانوارهای آمریکایی است. این توزیع غیرمتوازن ثروت در جامعه آمریکا، چالش‌های ساختاری غیرقابل‌حل بسیاری را در آن کشور ایجاد کرده است که از آن جمله، می توان به تمرکز سرمایه در دست اقلیت، محرومیت طبقات فرودست از فرصت‌ بهره‌مندی عادلانه از مزایای توسعه، قربانی شدن محیط زیست در راه سودجویی، عدم تضمین رفاه عمومی مردم به دلیل تسلط سرمایه‌داران بر خدمات عمومی، انسداد تبادلات علمی-فناوری در مسیر جهانی‌ستیزی و بی‌نظمی و عدم تعادل در نظام حکمرانی جهانی اشاره کرد.

وقتی «مردم» به عنوان کانون جریان توسعه در این روند نقشی ندارند، این سوال پیش می آید که این توسعه دیگر چه ارزشی دارد؟ این یکی از موضوعاتی است که “شی جین‌پینگ” رهبر چین به آن توجه ویژه‌ای قائل است. در این راستا، او در سال ۲۰۱۵ “فلسفه توسعه نوین” مبتنی بر پنج محور نوآوری، هماهنگی، سبز بودن، گشودگی و اشتراک را مطرح کرده است. این اندیشه جدید به عنوان «تحولی عمیق در جریان مدرنیزاسیون چین» تلقی می‌شود.

فلسفه توسعه نوین حاوی یک منطق کاملا نوین و فراتر از الگوهای سنتی است و بطور جامع به پرسش‌هایی مانند «توسعه خوب چیست؟» و «چگونه می‌توان به توسعه خوب دست یافت؟» پاسخ داده است.

این فلسلفه نوین چندین جنبه دارد که یکی از آنها، دیدگاه نوین به مساله توسعه است. در دیدگاه سنتی به توسعه، رشد تولید ناخالص داخلی معمولا مورد توجه است در حالی که در دیدگاه نوین به توسعه، طبق فلسفه توسعه نوین مطرح شده توسط «شی»، باید همزمان در پنج بعد نوآوری، هماهنگی، سبز بودن، گشودگی و اشتراک تلاش کرد تا تناقضات ساختاری در مسیر توسعه به شکلی سیستماتیک حل شوند.

«راه نوین» جنبه دیگری از این فلسلفه توسعه نوین است. در پیش گرفتن راه‌های سنتی برای رسیدن به توسعه کشور، به همان مسیر قدیمی غربی «تلاش برای مدیریت محیط زیست پس از آلوده ساختن آن و اولویت‌ دادن به اقلیت در توزیع منافع» و مسیر وابستگی به منابع طبیعی و تمرکز نیروی کار ختم می شود، در حالی که فلسفه توسعه نوین، روش تحریک توسعه را متحول کرده است؛ یعنی تغییر از «تحریک با عوامل تولیدی» به «تحریک با نوآوری». همان‌گونه که شی جین‌پینگ بیان کرده است: «هر کسی که بتواند گام نخست را در نوآوری علمی و فناوری بردارد، می‌تواند پیشتاز شود و برتری کسب کند.»

عکس: در سال‌های اخیر، چین در زمینه نوآوری علمی و فناوری به دستاوردهایی دست یافته است. تصویر بالا-سمت چپ: رباتی است که در مسابقه دو نیمه‌ماراثون ربات‌های انسان‌نما در پکن در آوریل ۲۰۲۶ در حال دویدن است؛ تصویر بالا-سمت راست: شرکت هوش مصنوعی چینی DeepSeek مدل بزرگ v4 خود را در آوریل ۲۰۲۶ منتشر کرد؛ تصویر پایین-سمت چپ: ۲۴ مه ۲۰۲۶، موشک حامل فضاپیمای شن‌جو-۲۳ با موفقیت پرتاب شد؛ تصویر پایین-سمت راست: نمونه اولیه رایانه کوانتومی «جیوجانگ-۴» ساخت چین.

«اهداف نوین» نیز جنبه دیگری از فلسفه توسعه نوین است. اهداف توسعه در الگوهای سنتی آن، جمع‌آوری سرمایه و ثروت برای اقلیت است. اما در فلسفه توسعه نوین، هدف توسعه به عنوان «مردم‌محوری» تعریف شده است. یعنی ابتدا باید نیازهای اساسی مردم را برآورده کرد و سپس، کیفیت خدمات به مردم را ارتقا داد. هدف نهایی، بهره‌مندی مشترک تمام مردم از دستاوردهای توسعه و پیشرفت رفاه عمومی است. تاکنون، بیمه پایه پزشکی چین بیش از ۱.۳ میلیارد نفر و بیمه بازنشستگی نزدیک به ۱.۱ میلیارد نفر را تحت پوشش قرار داده و امید به زندگی در این کشور به ۷۹ سال افزایش یافته است.

عکس: مردم محلی در پارک ژن‌مین شهر اورومچی، منطقه خودمختار اویغور شین‌جیانگ چین مشغول ورزش و تندرستی هستند

دقیقاً در چارچوب همین فلسفه توسعه نوین، چین مسیری فراتر از الگوهای سنتی را پیموده است؛ مسیری سیستماتیک‌تر و پایدارتر با هدفی عادلانه‌تر. این نه تنها منطق توسعه را بازتعریف کرده، بلکه گزینه‌ای نوین را نیز برای توسعه جهانی فراهم آورده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا