حزب حاکم آرمانمحور؛ کلید فهم حکمرانی به سبک چینی
برای فهم حکمرانی به سبک چینی، بهتر است از فهم ماهیت حزب کمونیست، حزب حاکم چین، که به آن حزبی«آرمانمحور» هم گفته میشود، آغاز کنیم. ویژگی اصلی این حزب این است که در حالی که تقریبا در تمام کشورهای با نظام انتخاباتی، هدف احزاب پیروزی در انتخابات است، حزب کمونیست چین حکمرانی را تنها هدف نهایی خود نمیداند، بلکه به دنبال خوشبختی مردم، تحقق رستاخیز ملت و گسترش این خوشبختی به بقیه جهان هم میگردد و در این جریان، مطابق با نیازهای عینی، به طور هماهنگ، اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت را تدوین و اجرا میکند. همین سبک حکمرانی که هرگز بر پیروزی و شکستها یا سختیهای موقت تمرکز ندارد، ثبات حکمرانی و اجرای پیوسته سیاستهای مدون را تضمین میکند.
این سبک حکمرانی ریشه در یک اندیشه قدیمی چین درباره حکمرانی دارد؛ همان ضربالمثل «جهان متعلق به همگان است و مردم بنیان کشورند» که بر دوراندیشی و در نظر گرفتن نسلهای آینده تمرکز دارد. حزب کمونیست چین که در دوران ازهمپاشیدگی کشور و بحرانی شدن نظم اجتماعی و زندگی مردم پا به صحنه تاریخی گذاشت، از همان ابتدای تاسیس خود، افزایش رفاه مردم و رستاخیز ملت چین و تحقق این هدف در کل جهان و بشریت را به عنوان آرمان خود تعیین کرده است. این یک وعده مقطعی نیست که برای پیروزی در یک انتخابات داده شده باشد، یا تنها یک پاسخ نیست که برای برآورده کردن خواستههای رایدهندگان داده شده باشد.
بسیاری از احزاب جهان طبق چرخه انتخاباتی فعالیت میکنند. به منظور جذب آرای هرچه بیشتر، حاکمان تنها به پاسخگویی به داغترین بحثهای روز و انجام پروژههایی که زودتر نتیجه میدهند و تحسینبرانگیزتر هستند، اهمیت میهند. با تغییر حاکمان، برنامههای بلندمدت دولت پیشین کنار گذاشته یا از نو آغاز میشود. سازندگیهای پرهزینه و طولانی که برای آینده کشور حیاتی هستند، غالباً در کشمکش حزبی یا دخالت سرمایهگذاران گرفتار می شوند و تکمیل نمیشوند. این هم مهمترین دلیل ناکامی برخی کشورها در تداوم اجرای سیاستها و پروژههای کلان به شمار میآید.
این در حالی است که حزب کمونیست چین، به عنوان حزبی آرمانمحور، هم به خواستهها و نیازهای فوری مردم پاسخ میدهد، هم نمیگذارد منافع کوتاهمدت گریبان خود را برای تحقق اهداف بلندمدت بگیرد. چراکه علاوه بر طرحهایی که میتوانند در چند سال انجام شود، تعداد زیادی طرحهای هدفمند هم وجود دارند که برای تکمیل آنها به دهها سال تلاش و کار پیوسته چندین نسل نیاز است. با سازماندهی مناسب و کار پیوسته دورههای متوالی حاکمان، طرحهای مدون، علیرغم چالشها و سختیهای فراوان، در بلندمدت به طور تزلزلناپذیر اجرا میشوند.
تاثیرات این نوع حکمرانی را میتوان در پروژههای کلانی که آغاز آنها به چندین دوره قبل گروه رهبری حزب بر میگردد و هنوز در دست اجرا هستند، مشاهده کرد.
به عنوان مثال، طرح بزرگ «حفاظت از رود یانگتسه» که نتیجه آن در نسلهای آینده مشخص میشود، بیش از ده استان و شهر با صدها میلیون جمعیت را تحت پوشش قرار داده و بر امنیت زیستمحیطی حوضه این رود موثر است. اجرای این پروژه که به دنبال تحقق همزمان چندین هدف از جمله تعطیلی کارخانههای آلاینده، بهسازی و احیای محیط زیست سواحل و تالابها، حفاظت از آبزیان کمیاب، و ترویج تعدیل ساختار صنایع مسیر این رود است، برای چند دهه تداوم مییابد. طبیعتا با توجه به مدت طولانی اجرای آنها و سرمایه عظیم مورد نیاز، تاثیرات این پروژه نیز در مدت یک دوره گروه رهبری حزب و دولت مشخص و چشمگیر نخواهد شد. بدین ترتیب، با آنکه هدف آن به عنوان «حفاظت هماهنگ و پرهیز از توسعه بیرویه» تعیین شد، چند دوره گروه رهبری حزب و دولت در همان مسیر گام برداشته و کارهایی مانند بازرسی دورهای، اصلاحات و احیای زیستمحیطی را تداوم بخشیدهاند. این کار هیچ وقت به خاطر تغییر مسئولان به تعویق نیافته است.
همچنین، ساخت «منطقه جدید شیونگآن» نمونه دیگری از پروژههای آیندهنگرانه در چین است. این پروژه که به عنوان «طرح هزارساله مهم ملی» معرفی میشود، طبق اصل «دنبال نکردن سرعت صرف و خودداری از شتابزدگی» در دست اجرا است. این طرح طوری برنامهریزی شده است که در همه ابعاد مانند طراحی، زیستمحیط، صنایع و خدمات عمومی، افق دهها یا حتی صد ساله شهر در نظر گرفته شده است. این شهر از زمینی کاملا هموار آغاز شده و گام به گام برنامهریزی و ساخته میشود که در این فرایند، نسلها بطور پیوسته وارد فعالیت ساختن میشوند.
این دو نمونه نشان میدهند حکمرانی به سبک چینی از محدودیتهایی مانند دوره ماموریت، جذب آرا و تغییر مسوولان رهایی یافته و هرگز کار را نیمهکاره نمیگذارد.
البته برای تداوم حکمرانی به این شکل، حزب حاکم باید از توان نوسازی خود برخوردار باشد. این نیز دلیل اصرار حزب کمونیست چین به عنوان حزب حاکم این کشور بر مدیریت سختگیرانه همهجانبه بر اعضای حزب و انقلاب درونی حزب است. در جریان حکمرانی طولانیمدت، ممکن است چالشهای گوناگون درونی حزب مانند سستی انضباطی، فاصلهگیری از توده مردم و حتی فساد پدید آید. اگر این مشکلات انباشته شوند و بلافاصله حل نشود، حزب حاکم نیز تدریجا از مسیر تعیینشده خود منحرف میشود. تنها با بازبینی فعالانه بر امور خود، اصلاح بهموقع خطاهای خود و «پالایش» اعضا و کادرها میتوان حرکت خود در مسیری درست و منتهی به تحقق آرمان بزرگ معین و در میان دشواریها را تضمین کرد.
همین تلاش پایدار و استوار، بارزترین ویژگی حکمرانی چینی است. با درک ویژگی «آرمانمحور» حزب حاکم چین، پاسخ این پرسش هم روشن میشود که چرا حزب کمونیست چین موفق است.



