
از سود جمعیتی تا سود هوش مصنوعی؛ مسیر تازه توسعه چین
چین وارد مرحله کاهش جمعیت شده است. کاهش جمعیت در سن کار، افزایش هزینههای نیروی کار و فشار فزاینده بر صندوقهای بازنشستگی و نظام تأمین اجتماعی، به چالشهایی ساختاری برای این کشور تبدیل شدهاند.
اکنون پرسش اساسی این است که آیا چین میتواند از الگوی توسعهای متکی بر اندازه جمعیت به الگویی مبتنی بر بهرهوری، نوآوری فناورانه، سرمایه انسانی و رفاه سرانه گذار کند؟ این کشور باید نگاه خود را از سود جمعیتی به سود هوش مصنوعی تغییر دهد.
در دوران کاهش جمعیت، پرسش اصلی دیگر این نیست که چه تعداد نیروی کار را از دست خواهیم داد، بلکه این است که هر فرد با کمک هوش مصنوعی چه میزان ظرفیت تولیدی میتواند ایجاد کند؟ این تغییر نگرش برای بازنگری در مسائل جمعیتی در عصر هوش مصنوعی اهمیت اساسی دارد.
سود هوش مصنوعی به دستاوردهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از به کارگیری هوش مصنوعی، رباتیک، اتوماسیون و فناوریهای دیجیتال اشاره دارد. این فناوریها میتوانند با افزایش بهرهوری، بهبود کارایی سرمایه، استفاده مؤثرتر از منابع و تقویت ظرفیت نوآوری، محدودیتهای ناشی از کمبود نیروی کار را کاهش دهند.
سود هوش مصنوعی صرفاً به معنای جایگزین کردن انسانها با ماشینها نیست، بلکه جایگزینی نیروی کار، تقویت تواناییهای کارکنان و افزایش کارایی انسان، ارتقای بهرهوری، استفاده بهینهتر از منابع و گسترش ظرفیت نوآوری را نیز در بر میگیرد. در این میان، تقویت توانمندیهای نیروی کار اهمیت ویژهای دارد.
در عصر هوش مصنوعی، رابطه سنتی مبتنی بر این فرض که هر فرد برابر با یک واحد نیروی کار است، دستخوش تحولی بنیادین شده است.
رقابتپذیری کشورها بیش از پیش به ظرفیت تولیدی مؤثری وابسته خواهد بود که از همکاری انسان و هوش مصنوعی حاصل میشو. اگر هوش مصنوعی و رباتها بتوانند بهرهوری نیروی کار را بهطور مستمر افزایش دهند، کاهش جمعیت لزوماً به معنای افت متناسب ظرفیت تولیدی نخواهد بود. این تفاوت اساسی میان سود هوش مصنوعی و سود جمعیتی در مفهوم سنتی آن است.
انسانها تنها نیروی کار نیستند، بلکه مصرفکننده، عضو خانواده و مشارکتکننده در جامعه نیز به شمار میروند. هوش مصنوعی میتواند جایگزین برخی از شکلهای نیروی کار شود، اما قادر نیست جایگزین فرزندآوری، تشکیل خانواده یا خود جامعه انسانی شود.
بنابراین، چین باید دو رویکرد را بهطور همزمان دنبال کند. نخست، کاهش شدید نرخ زاد و ولد را مهار کند. اگر جوانان به دلیل هزینههای مسکن، آموزش، نگهداری از فرزندان و خدمات درمانی یا دشواری ایجاد تعادل میان کار و زندگی خانوادگی، فرزندآوری را به تعویق میاندازند یا از آن صرفنظر میکنند، سیاستهای عمومی باید بر رفع این موانع متمرکز شوند. هدف باید ایجاد محیطی اجتماعی باشد که در آن جوانان بتوانند ضمن برقراری تعادل میان زندگی خانوادگی و شغلی، هم تمایل و هم توانایی فرزندآوری داشته باشند.
دوم، چین باید واقعیت کاهش جمعیت را بپذیرد و نهادهای اقتصادی و اجتماعی خود را متناسب با این شرایط بازطراحی کند.
این دو رویکرد با یکدیگر تعارضی ندارند. هدف آن است که اطمینان حاصل شود حتی در صورت کاهش جمعیت نیز میتوان پویایی اقتصادی و رفاه اجتماعی را حفظ کرد.
با کاهش جمعیت، سرمایهگذاری بر تکتک افراد اهمیت بیشتری پیدا میکند. در دوران سود جمعیتی، بزرگی نیروی کار بهخودیخود یک مزیت محسوب میشد؛ اما در عصر هوش مصنوعی، مزیتهای توسعه بیش از پیش به کیفیت سرمایه انسانی وابسته خواهند بود. نظام آموزشی باید افرادی را تربیت کند که علاوه بر خلاقیت، قدرت قضاوت، تفکر بینرشتهای و مهارتهای ارتباطی، توانایی همکاری و کار در کنار هوش مصنوعی را نیز داشته باشند. هوش مصنوعی نباید صرفاً بهعنوان یک رقیب در نظر گرفته شود.
جامعه آینده باید بر اساس الگوی همکاری انسان و هوش مصنوعی شکل بگیرد. سرمایهگذاری در هوش مصنوعی باید همزمان با سرمایهگذاری بر انسانها پیش برود. تنها در این صورت است که دستاوردهای هوش مصنوعی میتوانند به منافع توسعهای تبدیل شوند که در سراسر جامعه توزیع میشوند.
همین دیدگاه درباره پیری جمعیت نیز صدق میکند. اگر تنها بر هزینههای مستمری و مراقبتهای بهداشتی تمرکز شود، افزایش جمعیت سالمند ممکن است باری فزاینده بر دوش جامعه به نظر برسد؛ اما بسیاری از افراد بالای ۶۰ سال همچنان از سلامت خوبی برخوردارند، دانش و تجربه فراوانی دارند و مایلاند مشارکت خود را در زندگی اجتماعی و اقتصادی ادامه دهند.
در عصر هوش مصنوعی، فناوریهای دیجیتال میتوانند بخشی از افت تواناییهای ناشی از افزایش سن را جبران کنند.
سیاستگذاری برای جامعهای که با افزایش جمعیت سالمند روبهروست، باید این پرسش را در نظر بگیرد: هوش مصنوعی تا چه اندازه میتواند به افراد در غلبه بر محدودیتهای ناشی از افزایش سن کمک کند و فرصتهای بیشتری برای سالمندانی فراهم آورد که خواهان ادامه فعالیت هستند؟
اگر هوش مصنوعی بتواند دوره فعالیت مؤثر افراد در بازار کار را طولانیتر کند، پیامدهای ناشی از پیری جمعیت نیز بهتبع آن تغییر خواهد کرد.
در بلندمدت، کاهش جمعیت ممکن است فرصت بالقوه دیگری نیز ایجاد کند: سهم سرانه افراد از زمین، آب، مسکن، انرژی، منابع آموزشی و ظرفیتهای زیستمحیطی میتواند افزایش یابد. کاهش جمعیت همچنین ممکن است فشار ناشی از تقاضای کل برای مواد غذایی را کمتر کند. پرسش کلیدی این است که چگونه میتوان منابع آزادشده در نتیجه کاهش جمعیت را بهطور مؤثر بازتوزیع کرد.
شهرها، مسکن، مدارس و تأسیسات عمومی که در دوره رشد جمعیت ساخته شدهاند، باید متناسب با تغییر اندازه جمعیت، ساختار سنی و پراکندگی منطقهای آن، بازآرایی و اصلاح شوند.
این روند میتواند چین را به سوی الگویی جدید از توسعه در سه مرحله هدایت کند: سود جمعیتی، سود حاصل از هوش مصنوعی و سود ناشی از بازتوزیع منابع.
این مراحل بیانگر یک گذار تدریجی و انباشت منابع و عوامل مختلف محرک توسعه هستند.
چالش اصلی این است که چگونه میتوان از ۱۰ تا ۲۰ سال آینده بهعنوان فرصتی برای تکمیل تحول ساختاری در عوامل محرک توسعه استفاده کرد. مقابله با نرخ پایین باروری و پیری جمعیت به اقدامات هماهنگ در زمینه حمایت از فرزندآوری، سرمایهگذاری در سرمایه انسانی، بهکارگیری هوش مصنوعی، اصلاح نظام اشتغال و بازنشستگی و تعدیلهای منطقهای نیاز دارد.
هدف نهایی آن است که صرفنظر از تغییرات جمعیتی، هر فرد از بهرهوری بالاتر و کیفیت زندگی بهتری برخوردار شود و در عین حال، پویایی اقتصادی، امنیت غذایی، ثبات اجتماعی و توسعه پایدار کشور حفظ شود.
کاهش سود جمعیتی نشاندهنده ورود به مرحلهای تازه از توسعه است، اما به معنای پایان فرصتهای توسعهای چین نیست.
اگر هوش مصنوعی به زیرساختی اجتماعی برای تقویت توانمندیهای انسانی تبدیل شود و منابع آزادشده در پی کاهش جمعیت به سمت آموزش، مراقبتهای بهداشتی، نگهداری از سالمندان و نوآوریهای فناورانه هدایت شوند، تغییرات جمعیتی میتوانند به فرصتی برای پیشبرد الگویی جدید از توسعه تبدیل شوند.
الگوی توسعه آینده چین میتواند از اتکای عمده به اندازه جمعیت فاصله بگیرد و به الگویی مبتنی بر سرمایه انسانی و هوش مصنوعی روی آورد؛ الگویی که بر رفاه سرانه، پایداری اجتماعی و تابآوری ملی تأکید بیشتری دارد.
گذار از سود جمعیتی به سود هوش مصنوعی، پرسشی بنیادین را پیش روی چین قرار میدهد: آیا این کشور میتواند از کشوری با جمعیت انبوه به قدرتی برخوردار از سرمایه انسانی توانمند، جامعهای مجهز به هوش مصنوعی و اقتصادی با بهرهوری بالا تبدیل شود؟ اگر این تحول با موفقیت همراه باشد، نرخ پایین باروری و پیری جمعیت میتوانند زمینهساز تغییر الگوی توسعه چین از گسترش کمی به رشد مبتنی بر کیفیت شوند.

