
خوداتکایی علمی و فناورانه چین؛ ضرورتی داخلی با اهمیت جهانی
وزارت علم و فناوری چین روز سهشنبه اعلام کرد این کشور با سرعت زیادی در حال گذار از جایگاه یک «مشارکتکننده» در عرصه جهانی علم و فناوری به یک «پیشگام و رهبر» است و به یکی از کشورهایی تبدیل شده که سریعترین رشد ظرفیتهای نوآوری را تجربه میکنند.
پیام این موضعگیری روشن است: چین مصمم است خوداتکایی و توانمندیهای خود را در حوزه علم و فناوری افزایش دهد؛ موضوعی که به عنوان یک ضرورت ملی، جایگاه مهمی در مسیر نوسازی این کشور پیدا کرده است.
اقتصاد چین طی چند دهه گذشته تا حد زیادی بر تولید با ارزش افزوده پایین، صنایع سنگین و انرژیبر و بخش پررونق مسکن متکی بود، اما کارایی این الگوی رشد به تدریج کاهش یافته است. اکنون که بزرگترین کشور تولیدکننده جهان به سمت «توسعه باکیفیت» حرکت میکند، ایجاد پیشرانهای جدید رشد اقتصادی مبتنی بر نوآوری اهمیت بیشتری یافته است.
علم و فناوری در مرکز این گذار قرار دارد. «پانزدهمین برنامه پنجساله» که نقشه راه توسعه چین برای سالهای 2026 تا 2030 به شمار میرود، خوداتکایی علمی و فناورانه را یکی از پایههای راهبردی برای پرورش «نیروهای مولد باکیفیت جدید» قرار داده است؛ الگویی که به جای اتکا به نهادههای سنتی، بر نوآوری و افزایش بهرهوری استوار است.
آمارها نیز این تغییر مسیر را تأیید میکنند. در سال 2025، هزینههای تحقیق و توسعه چین از 3.92 تریلیون یوان، معادل حدود 584.5 میلیارد دلار، فراتر رفت که برابر با 2.8 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور بود. چین همچنین بزرگترین جمعیت دانشآموختگان رشتههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات در جهان، یک بازار مصرف دیجیتال گسترده و جایگاههای پیشرو در حوزههایی مانند 5G، ارتباطات کوانتومی و پهپادها دارد. در همین سال، ارزش افزوده صنایع تولیدی با فناوری پیشرفته نیز 9.4 درصد رشد کرد که بسیار بالاتر از رشد 5 درصدی تولید ناخالص داخلی بود.
پشت این ارقام، تحول عمیقتری در ساختار صنعتی چین در جریان است؛ گذاری از دستاوردهای مقطعی و جدا از یکدیگر به سمت پیشرفت هماهنگ در زنجیرههای صنعتی و حرکت از نوآوریهای بنیادی در فناوریهای کلیدی به سمت کاربرد گسترده و ارتقای صنعتی. این روند در نهایت با هدف ایجاد منافع ملموس برای مردم دنبال میشود؛ از تولید محصولات و خدمات بهتر گرفته تا تقویت کشاورزی، بهبود کیفیت هوا و آب، تولید غذای سالمتر و ارتقای کیفیت زندگی.
این رویکرد اگرچه از نیازهای اقتصادی داخلی چین سرچشمه میگیرد، اما وجود شکاف در برخی فناوریهای حیاتی، ضرورت آن را دوچندان کرده است.
چین با وجود پیشرفتهای چشمگیر، همچنان در برخی فناوریهای مهم به واردات وابسته است. نیمههادیهای پیشرفته، تجهیزات تولیدی پیشرفته و برخی مواد اولیه کلیدی همچنان در برابر اختلال در عرضه خارجی آسیبپذیرند. محدودیتهای صادراتی و فشارهای فناورانه سالهای اخیر این واقعیت را برجسته کرده است که فناوریهای پایه و کلیدی باید تا حد امکان بر توان داخلی متکی باشند.
از همین رو، چین تمرکز ویژهای بر نوآوریهای بنیادی و پیشرفت در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، فناوری کوانتوم، شبکههای 5G و خوشههای پردازشی هوشمند در مقیاس بسیار بزرگ گذاشته است. بومیسازی نیمههادیها و مواد حیاتی نیز با هدف افزایش ظرفیت و بهرهوری در فرآیندهای پیشرفته در اولویت قرار گرفته است.
با این حال، رویکرد چین در حوزه علم و فناوری گاه به اشتباه تهدیدآمیز یا درونگرا تلقی میشود، در حالی که این کشور همچنان در حال ایجاد فرصتهای جدید برای توسعه جهانی است.
در زمینه گسترش عرضه جهانی نوآوری، مدلهای هوش مصنوعی متنباز چین در کنار مدلهای آمریکایی به طور فزایندهای از سوی توسعهدهندگان بینالمللی مورد استفاده قرار میگیرند. پیشرفت چین در حوزه باتری و انرژیهای پاک نیز این کشور را به بازیگری مهم در تلاشهای جهانی برای مقابله با تغییرات اقلیمی تبدیل کرده است. رشد فناوریمحور چین که با زنجیرههای تأمین و بازارهای سرمایه جهانی پیوند خورده، در جهانی چندپاره میتواند به ایجاد تعادل کمک کند و گسترش تولیدات پیشرفته نیز تقاضای جدیدی برای قطعات، مواد و خدمات در بازارهای جهانی ایجاد میکند.
چین همچنین با دستاوردهای خود در پردازش کوانتومی، هوش مصنوعی و علوم فضایی به گسترش مرزهای دانش جهانی کمک میکند. برنامه توسعه جدید آکادمی علوم چین نیز بر تقویت تحقیقات علمی مبتنی بر هوش مصنوعی تأکید دارد؛ رویکردی که میتواند روند کشفیات علمی را سرعت بخشیده و منافع آن به جامعه جهانی برسد.
از سوی دیگر، چین توسعه علمی و فناورانه خود را فرصتی برای همکاری مشترک میداند. این کشور تاکنون با بیش از 160 کشور و منطقه در زمینه علم و فناوری همکاری کرده و اعلام کرده است که همچنان رویکردی باز، فراگیر و مبتنی بر منافع متقابل را دنبال خواهد کرد.
چین نوآورتر که در زیستبوم فناوری جهان ادغام شده باشد، لزوماً یک چالش با حاصلجمع صفر نیست، بلکه میتواند فرصتی مشترک باشد. نوآوریهای فناورانه چین نه تنها مسیر رشد داخلی این کشور را شکل خواهد داد، بلکه میتواند اقتصاد جهانی را در دهههای آینده نیز تحت تأثیر قرار دهد.



