اهداف شخصی پنهان، پشت پرده حملات آمریکا و اسرائیل به ایران

دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا روز پنجم مارس دستوری شدیدللحن به اسحاق هرتزوگ رییس جمهور اسراییل صادر کرد که در آن خواستار عفو بی درنگ نتانیاهو نخست وزیر اسراییل و مسکوت ماندن پروندهای حقوقی و قضایی او شد. ترامپ هشدار داد در صورت عدم پیشرفت در موضوع عفو نتانیاهو، ممکن است دیدارها و نشست‌های رسمی میان دو طرف متوقف شود.

به جای یک «خواسته دیپلماتیک»، می توان گفت این دستور ترامپ بیشتر شبیه یک اولتیماتوم است که دخالت یک ابرقدرت در سیستم قضایی یک کشور دیگر را آشکار می سازد.

ابتدا، نگاهی به دلایل ترامپ برای صدور این اولتیماتوم داشته باشیم. ترامپ معتقد است نتانیاهو «نخست وزیر شرایط جنگی» است و باید بر جنگ با ایران متمرکز شود و نباید در چنین شرایطی با پرونده های قضایی حواس او را پرت کرد. با این ترفند ماهرانه، پرونده فساد یک مقام عالی با یک جنگ منطقه ای تحت الشعاع قرار می گیرد. گویا به بهانه بر افراشتن پرچم “امنیت ملی” و “شرایط جنگی”، می‌توان تمام مراحل حقوقی و محدودیت ها را کنار گذاشت، درست مثل این که أصلا چیزی وجود نداشته است.

اندکی پیش از این اظهارات، آمریکا و اسرائیل حملات شدیدی علیه ایران را انجام دادند و ترامپ روز پنجشنبه این هفته (پنجم مارس) اعلام کرد می خواهد شخصا در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد. از یک سو با موشک به مراکز قدرت یک کشور مستقل حمله می کند و از سوی دیگر ادعای تعیین رهبر جدید آن کشور را مطرح می کند. این عمل از دخالت در امور داخلی یک کشور فرا رفته و عملا یک اعلامیه تسخیر آشکار به تمام جهان است با این پیام و مفهوم که “نه تنها امروز یک کشور را نابود می کنم، بلکه فردا کشور دیگر را نیز تصرف می کنم”.

با توجه به این دو موضوع، تصاویر زشتی از معاملات و منافع شخصی آشکار می شود. برای نتانیاهو، شاید خطرناک‌ترین لحظه زندگی سیاسی همین باشد که ائتلاف راست افراطی‌اش در حال فروپاشی است و برای انتخابات اکتبر امسال نیز آینده تاریکی وجود دارد. به عنوان اولین نخست‌وزیر در تاریخ اسرائیل که در دوران مسئولیت دچار محاکمه کیفری شده، اتهامات فساد، فریبکاری و غیره مانند “شمشیر داموکلس” بالای سرش قرار گرفته است که حداکثر مجازات آن ۱۳ سال حبس خواهد بود. برای این سیاستمدار ۷۴ ساله، زمان بزرگترین دشمن پیش روی اوست.

در چنین شرایطی، چه چیزی بهتر از یک جنگ همه‌جانبه علیه دشمن دیرینه خود- ایران- می‌تواند توجه داخلی را از دادگاه و انتخابات منحرف کند؟ اوضاع جنگ بهانه‌ای عالی برای به تعویق انداختن جلسات دادگاه و کاهش صدای مخالفان باشد و همچنین می‌تواند راست‌گرایان را دور خود جمع کند. آنچه او نیاز دارد شاید پیروزی در جنگ نباشد، بلکه همراه کردن ارابه جنگی آمریکا با خود است. در صورتی که ارتش آمریکا درگیر باشد، امنیت سیاسی و قضایی شخصی او قوی‌ترین “ضمانت ” را دریافت خواهد کرد.

از سوی دیگر، رئیس‌جمهوری کنونی آمریکا باید حمایت “آهنین” خود را از متحد نزدیک (به ویژه نتانیاهو که روابط شخصی نزدیکی با او دارد) نشان دهد و به وعده سیاسی “کمک متقابل” عمل کند. فشار برای عفو نتانیاهو، دقیقاً گام کلیدی در تحقق این وعده است. از طرف دیگر هم، براه انداختن جنگ شدید علیه ایران، با خواسته اش برای ایجاد چهره خشن و سخت یک رییس جمهور در زمان جنگ و اجرای استراتژی تقابل افراطی در خاورمیانه همخوانی دارد. ادعایش درباره “تعیین رهبر جدید ایران” نیز این ذهنیت هژمونیک را به اوج می‌رساند. این دو نفر هر دو به جنگ نیاز دارند؛ یکی جنگ را به عنوان درمان برای حل بحران شخصی و دیگری هم جنگ را برای تقویت اقتدار شخصی و عملی شدن جاه‌طلبی استراتژیک استفاده می کند.

در نتیجه، پشت یک جنگ نظامی که می‌تواند تمام خاورمیانه را در آتش بسوزاند، محاسبات و خواسته های شخصی برآمده از ایدئولوژی هژمونیک آمریکا و اسراییل پنهان شده است. قدرت نظامی آمریکا به ابزار رئیس‌جمهوری این کشور برای حمایت از یک رهبر خارجی(نتانیاهو) تبدیل شده است؛ اتخاذ تصمیمات امنیت ملی اسرائیل از سوی نخست‌وزیر برای مقابله با پرونده‌های قضایی خود استفاده می‌شود. آیا این نوعی فساد با آسیب‌های بیشتر نیست؟ این تنها یک فساد مالی نیست، بلکه فساد در مشروعیت بخشیدن به جنگ و عمومی جلوه دادن بودن تصمیم‌گیری ها است.

جامعه بین‌المللی دلایل زیادی برای نگرانی از اوضاع کنونی دارد. زمانی که اقدامات دیپلماتیک و نظامی آمریکا به طور فزاینده‌ای با سلیقه‌های شخصی و معاملات خصوصی رهبران گره می‌خورد، پایه‌های روابط بین‌الملل نیز متزلزل خواهد شد. امروز ترامپ می‌تواند بخاطر “بی‌بی نتانیاهو”، رییس جمهور اسراییل را تحت فشار قرار داده، فردا هم می‌تواند به خاطر “اهداف شخصی” دیگر، کشورها و مردم بیشتری را دچار درگیری‌های غیرقابل پیش‌بینی کند.
این روش که هژمونی‌گرایی را با اهداف شخصی در هم می‌آمیزد، بدون شک یکی از خطرناک‌ترین عوامل ناپایدار کننده جهان امروز است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا