الگوی چین در توسعه بهداشت عمومی؛ چگونه تجربیات پکن به مدد نظامهای سلامت جهانی میآید؟
در دسامبر ۲۰۲۵، پنجاه هزار کیت تشخیص سریع اچآیوی که چین از طریق صندوق توسعه و همکاری جنوب-جنوب به ایران اختصاص داده بود، در تهران تحویل داده شد. قباد مرادی، رئیس مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت ایران، در مراسم تحویل این کیتها حضور داشت؛ محمولهای که قرار است در برنامه پیشگیری و کنترل ایدز در ایران به کار گرفته شود.
این رویداد تازهترین فصل از همکاریهای بهداشتی میان چین و ایران به شمار میرود، اما چنین همکاریهایی تنها به ایران محدود نمیشود. پشت این اقدامات، پرسشی بنیادینتر مطرح است: چرا تجربه چین در توسعه بهداشتی به شکلهای گوناگون در دیگر کشورها نیز به کار گرفته میشود؟

دستاوردهای بهداشتی چین را میتوان در چند شاخص آماری خلاصه کرد: امید به زندگی در این کشور به ۷۹.۲۵ سال رسیده، نرخ مرگومیر نوزادان به ۳.۸ در هزار و مرگومیر مادران به ۱۳.۴ در هر صد هزار کاهش یافته است.
همچنین میزان مرگو میر زودرس ناشی از بیماریهای مزمن عمده به ۱۳.۸ درصد رسیده است. امروزه ۱۱۰.۸ میلیون مرکز بهداشتی در سراسر چین فعالیت میکنند و خدمات اولیه بهداشتی به تمام جمعیت ۱.۴ میلیاردی این کشور ارائه میشود؛ بهطوریکه بیش از ۹۰ درصد شهروندان در فاصلهای کمتر از ۱۵ دقیقه به یک مرکز درمانی دسترسی دارند.
روشنترین سند برای این موفقیت، مهار بیماری مالاریا است. آمار مبتلایان به مالاریا در چین که در دهه ۱۹۴۰ حدود ۳۰ میلیون نفر بود، به صفر رسید و در سال ۲۰۲۱ سازمان جهانی بهداشت گواهی رسمی حذف مالاریا را به این کشور اعطا کرد. نکته مهمتر، شکلگیری الگوی نظارتی «۱-۳-۷» است: ثبت و گزارش بیماری ظرف ۱ روز پس از تشخیص، بررسی و تحقیق اپیدمیولوژیک ظرف سه روز، و انجام اقدامات کنترلی در کانون بیماری ظرف ۷ روز.
این الگوی نظارتی که چین دهها سال از آن بهره برده، اکنون در راهنمای فنی سازمان جهانی بهداشت درج و به جهان معرفی شده است. علاوه بر این، درمان ترکیبی با داروی آرتمیسینین که مؤثرترین داروی ضد مالاریا شناخته میشود، بنا بر اعلام سازمان جهانی بهداشت، حدود ۲۴۰ میلیون نفر را در آفریقای جنوب صحرا از مرگ نجات داده است.
همین دستاوردها پایه و اساس انتقال تجربیات چین به سایر کشورها را تشکیل میدهند. این روند علاوه بر کمکهای دارویی و تجهیزاتی، در سه محور اصلی دنبال میشود: انتقال فناوری، تبادل تجربه، و آموزش نیروی انسانی.
منظور از فناوریهای انتقالی در اینجا، روشها و استانداردهایی است که کارآمدی آنها در عمل اثبات شده و قابلیت بهکارگیری مستقیم در سایر کشورها را دارند. گنجانده شدن الگوی «۱-۳-۷» در راهنمای سازمان جهانی بهداشت نمونه بارز آن است. استقبال از این الگو ناشی از تبلیغات نبود، بلکه به دلیل اثربخشی میدانی آن طی چند دهه گذشته بهرسمیت شناخته شد و در نهایت به عنوان شاخصی بینالمللی پذیرفته گردید. مسیر جهانی شدن داروی آرتمیسینین نیز مشابه بود: دارویی که از آزمایشگاههای چین بیرون آمد، توسط سازمان جهانی بهداشت ارزیابی و توصیه شد و امروزه به داروی خط اول مبارزه با مالاریا در جهان تبدیل شده است.
تبادل تجربه بیشتر میان سیاستگذاران و مدیران بهداشت عمومی صورت میگیرد. چین با وجود داشتن منابع محدود، موفق شد نظام خدمات بهداشتی اولیه را برای کل جمعیت خود ایجاد کند و همین دستاورد برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه الگویی جذاب است. «مرکز کنترل و پیشگیری بیماریهای آفریقا» که چین در ژانویه ۲۰۲۳ در اتیوپی افتتاح کرد، نخستین مرکز مدرن کنترل بیماری در قاره آفریقا با امکانات کامل اداری و آزمایشگاهی محسوب میشود.
به بیان دیگر، این اقدام صرفاً انتقال یک فناوری ساده نیست، بلکه کمکی به کشورهای آفریقایی برای تکمیل زیرساختهای بهداشتیِ پایدار خود است. احداث ۳۰ مرکز تخصصی مبارزه با مالاریا توسط چین در کشورهایی مانند کومور و کامرون نیز در همین راستا قرار دارد؛ مراکزی که تنها یک درمانگاه ساده نیستند، بلکه به عنوان قطبهای پایش و کنترل مالاریا عمل میکنند.
آموزش نیروی انسانی، بنیادیترین و پایدارترین شکل از انتقال تجربه است. در می ۲۰۲۵، تیم چشمپزشکی بیمارستان «پکن یونیون» به نمایندگی از کمیسیون بهداشت ملی چین، در قالب مأموریتی با عنوان «قطار سلامت – سفر نور»، کادر پزشکی خود را به تاجیکستان اعزام کرد. این تیم با همکاری مترجمان داوطلب مؤسسه کنفوسیوس در تاجیکستان، سه پزشک محلی را آموزش دادند و آنها را با روش تزریق داخل ویتره آشنا کردند. همچنین داروی ضد VEGF ساخت چین به آنان اهدا شد تا شکاف فناوری و دارویی در این بخش در تاجیکستان پر شود. آنچه بیش از تعداد جراحیها اهمیت داشت، آموزش بالینی در کنار تخت بیمار بود؛ پزشکان چینی و کادر محلی گامبهگام از ارزیابیهای پیش از عمل تا مراقبتهای پس از آن را با هم انجام دادند تا این فناوری در محل بومیسازی شود. در پی این اقدام، طرف تاجیک رسماً درخواست کرده است تا پزشکانی را برای طی دورههای آموزش جراحی شبکیه به بیمارستان پکن یونیون بفرستد. این الگو به دنبال نتایج زودگذر نیست، بلکه هدف اصلی آن توانمندسازی نیروهای درمانی بومی در تاجیکستان است.
از انتقال فناوری و تبادل تجربه گرفته تا آموزش نیروی انسانی، تمام این اقدامات چین برای بهاشتراکگذاری تجربیات بهداشتی، بر یک منطق مشترک استوار است: نه اهدای یکطرفه کمکها، بلکه یافتن راهکاری برای بومیسازی و نهادینهکردن تجربه در ساختار کشور میزبان. این اقدامات نشان میدهد که تجربه چین در توسعه بهداشتی به شکلهای گوناگون از سوی دیگر کشورها پذیرفته شده و در قالب پروژههای مشخص، به تدریج به بخشی از چرخه روزمره نظامهای بهداشتی محلی تبدیل شده است.



