
بریکس؛ از گفتوگو تا ساختن آیندهای مشترک برای جنوب جهانی
جهان امروز بیش از گذشته به سازوکارهایی نیاز دارد که به جای افزودن بر شکافها، راههای تازهای برای همکاری پیدا کنند. بریکس در چنین شرایطی در حال تجربه مرحلهای تازه است. مرحلهای که در آن توسعه اقتصادی، امنیت انرژی، فناوری، تجارت و اصلاح حکمرانی جهانی بیش از گذشته به یکدیگر پیوند خوردهاند و چین و ایران میتوانند هر یک از مسیر متفاوتی به تقویت این روند کمک کنند.
هجدهمین اجلاس سران بریکس در روزهای ۱۲ و ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در دهلینو برگزار میشود. نشستی که در آستانه بیستسالگی این سازوکار، تنها یک گردهمایی معمول میان رهبران کشورهای عضو نیست. بریکس پس از گسترش اعضای خود از سال ۲۰۲۴، اکنون با مجموعهای متنوعتر از اقتصادها و ظرفیتهای منطقهای روبهرو است و همین تغییر، افقهای تازهای پیش روی آن قرار داده است.
آنچه بریکس را در شرایط کنونی مهمتر میکند، تنها اندازه بازارها یا سهم اعضای آن از اقتصاد جهانی نیست بلکه تلاش برای ایجاد شیوهای متفاوت از همکاری میان کشورهایی است که تجربهها، منابع و اولویتهای متفاوتی دارند اما در یک نقطه مشترک به هم میرسند: توسعه و برخورداری از فرصت بیشتر برای نقشآفرینی در تصمیمهای جهانی.
در این میان، چین یکی از بازیگران اصلی این تحول است. نقش پکن در بریکس را نمیتوان فقط در حجم تجارت یا سرمایهگذاری خلاصه کرد. چین در سالهای گذشته تلاش کرده است همکاری در این چارچوب را از سطح گفتوگوهای سیاسی به حوزههای ملموستری مانند فناوری، اقتصاد دیجیتال، انرژی، زیرساخت و تامین مالی توسعه بکشاند.
نمونه روشن این رویکرد را میتوان در همکاریهای فناورانه مشاهده کرد. ایجاد مرکز همکاری و توسعه هوش مصنوعی چین-بریکس و شبکه همکاری اکوسیستم دیجیتال بریکس نشان میدهد که فناوری در نگاه جدید به همکاریهای جنوب جهانی، تنها یک ابزار اقتصادی نیست بلکه میتواند به عاملی برای کاهش شکاف توسعه میان کشورها تبدیل شود. دسترسی گستردهتر به فناوری و تجربه کشورهای پیشرو، به کشورهای در حال توسعه فرصت میدهد بخشی از مسیر توسعه را با سرعت بیشتری طی کنند.
همین نگاه در حوزه انرژی نیز قابل مشاهده است. همکاریهای بریکس در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر، از پروژههای بادی در برزیل تا طرحهای خورشیدی در آفریقای جنوبی، نشان میدهد که ظرفیتهای اعضا میتواند در کنار سرمایه و دانش فنی چین، به پروژههایی با اثرگذاری واقعی تبدیل شود. گسترش تامین مالی سبز از سوی بانک توسعه جدید بریکس نیز میتواند مسیر سرمایهگذاری در پروژههای کمکربن و زیرساختهای پایدار را هموارتر کند.
اهمیت این همکاریها زمانی بیشتر آشکار میشود که اقتصاد جهانی با مجموعهای از فشارهای همزمان روبهرو است. از جنگهای تجاری و محدودیتهای تعرفهای گرفته تا اختلال در زنجیرههای تامین و افزایش نگرانی درباره امنیت انرژی. در چنین شرایطی، تنوعبخشی به مسیرهای تجاری و مالی و ایجاد ظرفیتهای مشترک میان کشورهای در حال توسعه میتواند بخشی از آسیبپذیری اقتصاد جهانی را کاهش دهد.
از همین زاویه، بریکس را میتوان یکی از صحنههای مهم بحث درباره آینده حکمرانی جهانی دانست. این سازوکار به دنبال آن است که کشورهای جنوب جهانی تنها دریافتکننده تصمیمهای گرفتهشده در مراکز قدرت نباشند بلکه در شکل دادن به قواعد و نهادهای بینالمللی نیز سهم بیشتری داشته باشند.
دیدگاه چین در این زمینه بر چندجانبهگرایی، گشودگی و همکاری برد-برد استوار است. شی جینپینگ، رئیس جمهوری خلق چین، بارها بر ضرورت دفاع از چندجانبهگرایی و تقویت همکاری میان کشورهای جنوب جهانی تاکید کرده است. این رویکرد در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که یکجانبهگرایی و حمایتگرایی اقتصادی، فضای همکاری بینالمللی را با دشواریهای تازهای روبهرو کرده است.
البته قدرت بریکس در آن نیست که یک بلوک را در برابر بلوکی دیگر قرار دهد. ارزش این سازوکار بیشتر در توانایی آن برای گرد هم آوردن کشورهای مختلف و پیدا کردن زمینههای مشترک همکاری است. بریکس اگر بتواند این ویژگی را حفظ کند، میتواند به جای آنکه به عرصه رقابتهای بلوکی تبدیل شود، به بستری برای گفتوگو، هماهنگی و حل مسائل مشترک تبدیل شود.
در این مسیر، عضویت ایران نیز ظرفیت تازهای به بریکس اضافه کرده است. ایران تنها یک بازار بزرگ یا دارنده منابع انرژی نیست. موقعیت جغرافیایی این کشور، آن را به نقطهای مهم در اتصال شرق و غرب و پیوند میان بخشهایی از آسیا، خلیج فارس و اروپا تبدیل کرده است.
ظرفیتهای نفت و گاز ایران میتواند در همکاریهای انرژی بریکس اهمیت ویژهای پیدا کند. در کنار آن، موقعیت ایران در مسیرهای ترانزیتی میتواند به توسعه تجارت میان اعضای این سازوکار و سایر کشورهای جنوب جهانی کمک کند. کریدور بینالمللی شمال-جنوب و ظرفیت بندر چابهار، در صورت توسعه زیرساختها و افزایش همکاریهای بینالمللی، میتوانند نقش ایران را در شبکههای حملونقل و تجارت منطقهای پررنگتر کنند.
اهمیت ایران البته به اقتصاد و ترانزیت محدود نمیشود. تجربه این کشور در مواجهه با تهدیدهای امنیتی منطقه و مبارزه با تروریسم نیز میتواند بخشی از ظرفیت همکاریهای بریکس باشد. بهویژه در منطقهای که ثبات آن تأثیر مستقیمی بر امنیت انرژی، تجارت و ارتباطات بینالمللی دارد.
آینده بریکس به این بستگی دارد که اعضای آن تا چه اندازه بتوانند تفاوتهای خود را به فرصتی برای همکاری تبدیل کنند. منابع انرژی، بازارهای بزرگ، ظرفیتهای صنعتی، فناوری، موقعیتهای ترانزیتی و تجربههای متفاوت توسعهای، زمانی ارزش واقعی پیدا میکنند که در یک چارچوب همکاری مشترک کنار یکدیگر قرار گیرند.
هجدهمین اجلاس سران بریکس در دهلینو میتواند فرصتی برای حرکت بیشتر در همین مسیر باشد. مسیری که از گفتوگو آغاز شده اما اکنون بیش از هر زمان دیگری به اقدام عملی نیاز دارد. چین با ظرفیت اقتصادی، فناوری و تجربه توسعهای خود و ایران با منابع انرژی، موقعیت جغرافیایی و ظرفیت منطقهای، میتوانند دو نمونه متفاوت از نقشآفرینی در این روند باشند.
بریکس در آستانه سومین دهه فعالیت خود، با یک انتخاب مهم روبهرو است: ماندن در سطح یک مجمع برای بیان دیدگاهها یا تبدیل شدن به بستری که همکاری را به نتیجهای ملموس برای مردم کشورهای عضو و دیگر کشورهای در حال توسعه تبدیل کند. اگر این سازوکار بتواند بر گشودگی، مشارکت برابر و منافع مشترک تکیه کند، میتواند سهم مهمی در شکل دادن به آیندهای متوازنتر برای اقتصاد و حکمرانی جهانی داشته باشد.
نویسنده: دکتر عبدالرضا عزیزی، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی ایران



