از ماجراجویی‌های نظامی تا بحران مالی؛ بدهی بی‌سابقه آمریکا تهدیدی برای اقتصاد جهان

بدهی غول‌آسای فدرال ایالات متحده با عبور رسمی از مرز ۴۰ تریلیون دلار، رکورد تاریخی جدیدی به ثبت رساند. این رقم بهت‌آور صرفاً یک عدد نیست، بلکه زنگ خطری جدی درباره بحران مالی عمیقی است که واشنگتن دهه‌هاست حل آن را به آینده موکول می‌کند. انباشت بدهی آمریکا اکنون به هیولای فرانکنشتاین شباهت یافته؛ دست‌پختی خودساخته که اینک از مهار سازنده‌اش خارج شده است.

استقراض که روزگاری راهکاری موقت بود، به اعتیادی دائمی برای بزرگ‌ترین اقتصاد جهان بدل شده؛ پرداخت صورت‌حساب‌ها مدام به تأخیر می‌افتد و مخاطرات آن روزبه‌روز بیشتر بر دوش سیستم مالی جهانی بار می‌شود.

سرعت رشد این بدهی حیرت‌انگیز است. حدود دو قرن طول کشید تا بدهی فدرال آمریکا به ۱ تریلیون دلار برسد، اما جهش‌های بعدی با سرعتی سرسام‌آور رخ داد: بدهی از ۱۰ تریلیون دلار در سال ۲۰۰۸ به ۲۰ تریلیون در سال ۲۰۱۷ و سپس در سال ۲۰۲۲ به ۳۰ تریلیون دلار رسید. در واقع، افزودن ۱۰ تریلیون دلار آخر تنها حدود چهار سال زمان برد.

نکته نگران‌کننده‌تر این است که این هیولا اکنون از خود تغذیه می‌کند؛ چراکه پشت هر چرخه جدید استقراض، تنها تلاش برای فرار از حقیقت و سپردن تسویه‌حساب به آینده نهفته است. در کنار جهش هزینه‌های رفاهی، سنگینی سود بدهی‌ها و ناترازی‌های مزمن بودجه، اعتیاد واشنگتن به توسعه‌طلبی‌های نظامی در خارج از مرزها نیز بنزین بر آتش این بحران ریخته است.

تنها در سال ۲۰۲۴، ایالات متحده نزدیک به ۱ تریلیون دلار (معادل ۳۷ درصد کل بودجه نظامی جهان) هزینه امور نظامی کرد. بهای این سلطه‌جویی روزبه‌روز سنگین‌تر می‌شود؛ تا جایی که پنج ماه پس از آغاز جنگ با ایران، پنتاگون هزینه این مناقشه را ۳۷.۵ میلیارد دلار برآورد کرد و خواستار تخصیص ده‌ها میلیارد دلار دیگر شد.

ماجراجویی‌های فرامرزی آمریکا نه تنها رنج و ویرانی به بار آورده، بلکه تبعات بدهی سرسام‌آور آن نیز از مرزهایش فراتر رفته است. پس از گذشت دهه‌ها از پیدایش سیستم برتون وودز، دلار همچنان ارز اصلی ذخیره جهان و اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا قلب بازارهای مالی است. وقتی واشنگتن برای مهار تورم و فشارهای داخلی نرخ بهره را بالا نگه می‌دارد، سرمایه‌ها به سمت دارایی‌های دلاری سرازیر شده و با تضعیف پول ملی دیگر کشورها و گران کردن استقراض، بر اقتصادهای جهان فشار می‌آورد.

از سوی دیگر، این رشد بی‌رویه در حال فرسایش اعتماد عمومی به ثبات مالی بین‌المللی است؛ همان‌طور که صندوق بین‌المللی پول هشدار داده، بدهی آمریکا به «خطری ثبات‌زدا» برای اقتصاد جهانی بدل شده است.

عبور از آستانه ۴۰ تریلیون دلار باید زنگ بیداری تازه‌ای برای واشنگتن و هشدار جدی برای جهان باشد. هیولای بدهی یک‌شبه خلق نشده، بلکه حاصل دهه‌ها تصمیم سیاسی با اولویت دادن به منافع کوتاه‌مدت است.

با توجه به عمق یافتن شکاف‌های حزبی، سیاستمداران واشنگتن عاجزتر از آنند که مشکل را ریشه‌ای حل کنند؛ آن‌ها نه جرأت افزایش مالیات و از دست دادن رأی ثروتمندان را دارند و نه اراده‌ای برای مهار هزینه‌های بادکرده نظامی. مسیر محتمل واشنگتن، ادامه انباشت بدهی روی بدهی برای تأمین هزینه‌های پرخرج سلطه جهانی است.

در داستان فرانکنشتاین، دانشمند و هیولایش در نهایت به دست نیروهایی که خود راه انداخته بودند نابود شدند. آمریکا نیز در آستانه سرنوشتی مشابه است و هیولای بدهی می‌تواند در نهایت سازنده خود را ببلعد. از این رو، کشورهای جهان باید با تقویت تاب‌آوری مالی و کاهش آسیب‌پذیری‌های سیستم بین‌المللی، خود را برای تبعات این بحران آماده کنند؛ چراکه ریسک منتظر ماندن برای تغییر مسیر واشنگتن بسیار بالا است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا