چین در آیینه معیارهای جدید جهانی

در دهه‌های گذشته، قدرت‌های بزرگ عمدتاً با توان نظامی، نفوذ سیاسی یا سلطه رسانه‌ای شناخته می‌شدند. اما جهان امروز در حال عبور از این الگو است. در عصری که هر شهروند یک رسانه در اختیار دارد و اطلاعات با سرعتی بی‌سابقه جابه‌جا می‌شود. ملت‌ها بیش از آنکه به شعارها توجه کنند به نتایج نگاه می‌کنند. این تغییر شاید یکی از مهم‌ترین تحولات خاموش نظام بین‌الملل در سال‌های اخیر باشد.

اگر در گذشته تصویر کشورها عمدتاً از طریق رسانه‌های بزرگ و روایت‌های سیاسی شکل می‌گرفت، اکنون تجربه‌های مستقیم، ارتباطات انسانی، همکاری‌های اقتصادی، سفرها، فناوری و حتی محصولات مصرفی در شکل‌گیری افکار عمومی نقش تعیین‌کننده‌تری پیدا کرده‌اند. به همین دلیل است که فاصله میان تصویر ساخته‌شده و تصویر تجربه‌شده روزبه‌روز کمتر می‌شود.

در چنین فضایی، کشورهایی که بتوانند دستاوردهای ملموس ارائه دهند، شانس بیشتری برای جلب توجه و اعتماد جهانی خواهند داشت. این موضوع تنها به یک کشور خاص محدود نیست، بلکه بازتاب یک تغییر عمیق در ذهنیت افکار عمومی جهان است. مردم در بسیاری از نقاط دنیا دیگر کمتر می‌پرسند یک کشور چه می‌گوید، آنها بیشتر می‌پرسند آن کشور چه ساخته، چه مسئله‌ای را حل کرده و چه سهمی در بهبود زندگی مردم داشته است.

از همین منظر می‌توان به افزایش توجه جهانی به چین نگاه کرد. آنچه بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفته است صرفاً رشد اقتصادی این کشور نیست بلکه توانایی آن در تبدیل برنامه‌ریزی‌های بلندمدت به نتایج قابل مشاهده است. برای بسیاری از ناظران جذابیت تجربه چین در این است که توسعه را از سطح نظریه و شعار به عرصه عمل آورده است. این مسئله به‌ویژه برای کشورهای در حال توسعه اهمیت دارد. کشورهایی که همچنان در جست‌وجوی مسیرهایی برای رشد اقتصادی، توسعه صنعتی و ارتقای سطح رفاه عمومی هستند.

در منطقه خاورمیانه نیز چنین نگاهی قابل مشاهده است. کشورهای این منطقه طی دهه‌های گذشته هزینه‌های سنگینی بابت بی‌ثباتی، جنگ و رقابت‌های ژئوپلیتیکی ناشی از دخالت آمریکا پرداخته‌اند. طبیعی است که در چنین شرایطی الگوهای مبتنی بر توسعه اقتصادی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و ارتقای توان فناورانه بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرند.

نکته مهم این است که جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به چندصدایی نزدیک شده است. برای مدت طولانی، تعداد محدودی از بازیگران رسانه‌ای توانایی تعیین چارچوب‌های اصلی بحث‌های جهانی را در اختیار داشتند. اما گسترش فناوری‌های ارتباطی این وضعیت را دگرگون کرده است. اکنون شهروندان، دانشگاهیان، فعالان اقتصادی و حتی گردشگران می‌توانند در شکل‌دهی به تصویر کشورها نقش داشته باشند. در نتیجه، اعتبار هر روایت بیش از گذشته وابسته به میزان انطباق آن با واقعیت‌های قابل مشاهده شده است.

این تحول می‌تواند پیامدهای مهمی برای آینده روابط بین‌الملل داشته باشد. هرچه شناخت ملت‌ها از یکدیگر بر اساس ارتباط مستقیم و منافع مشترک شکل گیرد، زمینه برای سوءبرداشت‌ها و تنش‌های ناشی از کلیشه‌های سیاسی کاهش خواهد یافت. تبادلات علمی، فرهنگی، اقتصادی و فناورانه نیز در چنین فضایی از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شوند. زیرا شناخت متقابل را از سطح روایت‌های رسمی به سطح تجربه‌های واقعی منتقل می‌کنند.

در این میان، نسل جوان نقش ویژه‌ای دارد. جوانان امروز بیش از هر نسل دیگری به منابع اطلاعاتی متنوع دسترسی دارند و کمتر حاضرند برداشت خود از جهان را صرفاً بر اساس یک روایت واحد شکل دهند. آنها کشورها را بر اساس فرصت‌های آموزشی، ظرفیت‌های فناورانه، کیفیت زندگی، امکان همکاری و توانایی حل مسائل ارزیابی می‌کنند. این تغییر در شیوه قضاوت، یکی از مهم‌ترین عوامل تحول در افکار عمومی جهانی است.

شاید به همین دلیل باشد که در جهان امروز، اعتبار بین‌المللی بیش از آنکه از قدرت تحمیل اراده ناشی شود، از توانایی ایجاد فرصت سرچشمه می‌گیرد. کشورهایی که بتوانند در حل چالش‌های مشترک بشری، توسعه اقتصادی، نوآوری فناوری و گسترش همکاری‌های بین‌المللی نقش مؤثری ایفا کنند، جایگاه برجسته‌تری در افکار عمومی جهانی خواهند داشت. از این منظر، افزایش توجه به تجربه چین را باید بخشی از یک روند گسترده‌تر دانست. روندی که در آن ملت‌ها به جای اعتماد به روایت‌ها به نتایج رأی می‌دهند.

امیرعباس شاهوردی، رئیس خانه کارگر شهرستان پردیس ایران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا