صلح، توسعه و انصاف؛ صدای جنوب جهانی در سازمان ملل

در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بحث عمومی سطح عالی روز ۲۸ سپتامبر (۶ مهر) در نیویورک به کار خود پایان داد.

در حاشیه این مباحث، محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، برای دومین سال پیاپی به دلیل مشکل روادید نتوانست شخصاً به نیویورک سفر کند و ناچار شد سخنرانی خود را از طریق ویدئوکنفرانس انجام دهد.

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران که از همان ابتدا به این وضعیت اعتراض کرده بود، گفت حضور در سازمان ملل یک حق قانونی است. این موضع، مسئله انصاف را بار دیگر به صدر مباحث آورد. برای اکثریت کشورهای جهان، به‌ویژه کشورهای جنوب، صدایی که باید در این محفل شنیده شود، باید شفاف‌تر و چندبعدی‌تر باشد؛ صدایی که بر نیاز جهان به صلح، توسعه و انصاف تأکید می‌کند.

این موضع با صدای ثابت و پیوسته چین در این محفل هماهنگ است. نماینده چین در این دوره از مباحثات عمومی، هان‌جنگ، معاون رئیس‌جمهور این کشور بود.

او چهار پیشنهاد را مطرح کرد: پاسداری از نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم، رویارویی مستقیم با تنگناهای توسعه جهان، تقویت تبادل و هم‌افزایی تمدن‌ها و ترویج چندجانبه‌گرایی. این چهار محور دقیقاً حول همین هسته شکل گرفته‌اند و بر اهمیت صلح، توسعه و انصاف تأکید دارند: تنها با پاسداری از نظم پس از جنگ است که صلح پایدار می‌ماند؛ تنها با رویارویی مستقیم با تنگناهای توسعه است که رفاه مشترک تحقق می‌یابد؛ تنها با تقویت احترام و هم‌افزایی میان تمدن‌هاست که همبستگی و اعتماد متقابل شکل می‌گیرد؛ و تنها با پایبندی به چندجانبه‌گرایی است که انصاف و عدالت برقرار می‌شود.

در این میان، مسئله توسعه دغدغه اصلی اکثریت کشورها، به‌ویژه کشورهای در حال توسعه است. توسعه، خود مسیری برای تحقق و تثبیت صلح و عدالت است، زیرا با توسعه است که صلح ریشه می‌دواند و عدالت وزن بیشتری پیدا می‌کند.

این بار چین به تنگناهای موجود در مسیر توسعه اشاره کرد. برای تحقق توسعه، به‌ویژه در کشورهای جنوب، چالش‌های اصلی شامل کاهش فقر، امنیت غذایی، گذار انرژی و شکاف دیجیتال است. جمعیت جنوب جهانی زیاد و رشد آن سریع است، اما سهم این کشورها در شورای امنیت، صندوق بین‌المللی پول و سازمان تجارت جهانی کافی نیست. این کشورها همچنین به زنجیره‌های تأمین پایدار، بازارهای باز، فناوری مقرون‌به‌صرفه و خدمات مالی آسان‌دسترس نیاز دارند.

فرارسیدن عصر هوش مصنوعی نیز فرصتی گران‌بها برای جنوب جهانی است. تضمین اینکه این کشورها در عصر هوش مصنوعی عقب نمانند، حق آنهاست. سرعت پیشرفت هوش مصنوعی از درک بشر نسبت به خطرات آن پیشی گرفته است. این فناوری می‌تواند بیماری‌ها را تشخیص دهد، به آموزش کمک کند و بلایا را پیش‌بینی کند، اما همزمان می‌تواند نظارت، تعصب و بیکاری را نیز تشدید و عمیق‌تر کند. اگر قواعد تنها توسط شمار اندکی از شرکت‌ها و کشورها وضع شود و داده‌ها در انحصار باقی بماند، جنوب جهانی بار دیگر عقب خواهد ماند.

چین بر این باور است که هوش مصنوعی باید در خدمت نیکی و به سود همگان باشد تا پزشکان آفریقایی، معلمان آسیای جنوب شرقی و کشاورزان آمریکای لاتین نیز بتوانند از آن بهره‌مند شوند. چین در پی هژمونی در حوزه هوش مصنوعی نیست؛ تنها می‌خواهد هیچ کودکی به دلیل محل تولدش آینده خود را از دست ندهد.

آنچه چین اکنون سرگرم انجام آن است، درخت‌کاری، نصب پنل‌های خورشیدی، ترویج خودروهای برقی و به اشتراک گذاشتن فناوری با شرکای جنوبی است. چین با این اقدامات می‌خواهد ثابت کند که تحقق مدرنیزاسیون حق انحصاری شمار اندکی از کشورها نیست.

برای اکثریت کشورهای جهان، به‌ویژه کشورهای جنوب، صدایی که باید در این محفل شنیده شود، روشن است: صلح، توسعه، احترام و انصاف. موضع چین نیز مسیر و پشتوانه‌ای برای همین صدا فراهم می‌کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا