
سازمان همکاری شانگهای؛ از همگرایی امنیتی تا معماری جدید توسعه منطقهای
بیستوپنجمین سالگرد تاسیس سازمان همکاری شانگهای را نمیتوان تنها یک مناسبت تقویمی دانست. این مقطع تاریخی، فرصتی برای بازخوانی مسیر طیشده و بررسی آینده سازمانی است که در طول ۲۵ سال گذشته، از چارچوبی با تمرکز بیشتر بر مسائل امنیتی در آسیای مرکزی، به مجموعهای گستردهتر با دامنهای فراتر از مرزهای اولیه خود تبدیل شده است. برگزاری نشست آتی شورای سران کشورهای عضو در بیشکک نیز در همین شرایط اهمیت پیدا میکند. نشستی که میتواند تصویری از مرحله جدید حیات سازمان و ظرفیتهای آن برای تعمیق همکاری میان اعضا ارائه دهد.
تحولات ژئوپلیتیک جهان و افزایش گرایشهای یکجانبهگرایانه، سازمان همکاری شانگهای را در برابر یک انتخاب مهم قرار داده است: اینکه چگونه میتوان همکاریهای امنیتی را با الزامات توسعه اقتصادی و منطقهای پیوند زد. گسترش عضویت سازمان و رسیدن دامنه آن به غرب آسیا نشان میدهد که نیازهای اعضا دیگر فقط به مسائل امنیتی محدود نیست و موضوعاتی مانند توسعه، انرژی، اتصال منطقهای، تجارت و مقابله با تهدیدهای نوظهور، بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفتهاند.
در این میان، چین به عنوان یک قدرت بزرگ و یکی از اعضای اثرگذار سازمان، مسئولیتی فراتر از مشارکت معمول در سازوکارهای آن بر عهده دارد. نقش چین را میتوان در تلاش برای ایجاد توازن میان امنیت و توسعه و تبدیل همکاریهای منطقهای به ظرفیتهایی پایدار برای رشد و ثبات مشاهده کرد. ابتکارات چین در حوزه توسعه جهانی و امنیت جهانی نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند. بهویژه در زمینههایی مانند یکپارچگی اقتصادی منطقهای، امنیت انرژی و مقابله با تهدیدهای غیرمتعارف از جمله تروریسم و امنیت سایبری.
این رویکرد در واقع بر یک واقعیت مهم استوار است، امنیت پایدار بدون توسعه پایدار امکانپذیر نیست. هرچه همکاری اقتصادی و منطقهای میان اعضا افزایش یابد، زمینههای بیشتری برای شکلگیری منافع مشترک و تقویت ثبات فراهم خواهد شد. از همین منظر، سازمان همکاری شانگهای میتواند به تدریج از یک ساختار با محوریت مسائل امنیتی فاصله گرفته و به بستری برای همکاریهای گستردهتر اقتصادی و توسعهای تبدیل شود. مسیری که در آن نقش نهادهای اقتصادی و مالی نیز اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
روح شانگهای نیز میتواند پایه مهمی برای این تحول باشد. اعتماد متقابل، سودمندی دوطرفه، برابری و مشورت، اصولی هستند که امکان شکلگیری یک الگوی متفاوت از همکاری چندجانبه را فراهم میکنند. حرکت این اصول به سوی ایده جامعه بشری با سرنوشت مشترک نیز بر این دیدگاه استوار است که در جهان امروز، سرنوشت کشورها در حوزههای مختلف بیش از گذشته به یکدیگر گره خورده است. این نگاه برای کشورهای در حال توسعه، بهویژه در شرایط افزایش فشارهای یکجانبه، میتواند پیام مهمی درباره ضرورت تقویت همکاریهای متوازن و چندجانبه داشته باشد.
عضویت رسمی ایران در سازمان همکاری شانگهای نیز این روند را وارد مرحله تازهای کرده است. ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از حلقههای ارتباطی مهم میان غرب آسیا و کشورهای عضو سازمان را دارد. جایگاه ایران در مسیرهای انرژی و ظرفیتهای ارتباطی آن، بهویژه در ارتباط با کریدور بینالمللی شمال–جنوب، میتواند به توسعه شبکههای حملونقل، انرژی و تجارت میان اعضا کمک کند.
اهمیت این ظرفیت زمانی بیشتر آشکار میشود که عضویت ایران را در چارچوب شرایط اقتصادی و سیاسی این کشور بررسی کنیم. ایران سالها با تحریمهای غربی مواجه بوده و در چنین شرایطی، حضور در سازمان همکاری شانگهای میتواند زمینهای برای گسترش تعاملات با کشورهای عضو و ایجاد گزینههای بیشتر برای همکاری و توسعه فراهم کند. از این منظر، سازمان میتواند به بستری برای تقویت پیوندهای اقتصادی و دیپلماتیک ایران و کاهش وابستگی به مسیرهای محدود همکاری تبدیل شود. هرچند تحقق این ظرفیت، به تبدیل عضویت سیاسی به پروژهها و همکاریهای واقعی اقتصادی نیاز دارد.
در این میان، همکاری راهبردی ایران و چین از جایگاه ویژهای برخوردار است. همسویی میان ابتکار کمربند و راه چین و راهبرد نگاه به شرق ایران میتواند در چارچوب سازمان همکاری شانگهای، ظرفیتهای تازهای برای اتصال منطقهای و همکاری اقتصادی ایجاد کند.
این همکاری همچنین میتواند جلوهای از نگاه مشترک دو کشور به اهمیت چندجانبهگرایی و مخالفت با هژمونی در مناسبات بینالمللی باشد.
از این منظر، آینده سازمان همکاری شانگهای فقط به افزایش تعداد اعضا یا گسترش جغرافیایی آن وابسته نیست. بلکه معیار مهمتر، توانایی سازمان برای تبدیل ظرفیتهای سیاسی و ژئوپلیتیکی به همکاریهای ملموس و منافع مشترک اقتصادی است. در این مسیر، چین میتواند در روند تکامل سازمان نقش مهمی ایفا کند و ایران نیز با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی خود، ظرفیت آن را دارد که به پلی میان غرب آسیا و خانواده شانگهای تبدیل شود.
بیستوپنجمین سالگرد تاسیس سازمان همکاری شانگهای از این منظر، نقطهای برای نگاه به آینده است. آیندهای که در آن امنیت، توسعه، انرژی، تجارت و اتصال منطقهای میتوانند در یک چارچوب منسجمتر دنبال شوند. اگر این ظرفیتها به همکاریهای عملی تبدیل شوند، شانگهای میتواند از یک سازمان همکاری منطقهای فراتر رفته و به یکی از بسترهای مهم شکلگیری معماری جدید همکاریهای آسیایی تبدیل شود. معماریای مبتنی بر چندجانبهگرایی، توسعه مشترک، اعتماد متقابل و ایجاد فرصتهای اقتصادی برای اعضا.
نویسنده: مهدی سرابندی_ معاون و عضو هیات عامل بانک صنعت و معدن ایران


