تشدید جنگ تجاری آمریکا-کانادا و ضربه سنگین به یکجانبهگرایی
در ساعات اولیه ۲۲ آگوست، ایالات متحده بر اساس بخش ۳۳۸ قانون تعرفه ۱۹۳۰، تعرفه ۵۰ درصدی بر حدود ۲۰ میلیارد دلار کالای کانادایی اعمال کرد. چند ساعت بعد، مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، در اتاوا اعلام کرد که کانادا از ۸ سپتامبر تعرفههای تلافیجویانهای را بر فولاد، محصولات لبنی، لوازم خانگی، تجهیزات کشاورزی، خمیر کاغذ و کاغذ و محصولات الکترونیکی آمریکا، بهصورت دلار مقابل دلار، اعمال خواهد کرد.
ترامپ در ۲۳ آگوست، در شبکه اجتماعی تروث سوشال با عصبانیت کانادا را به دلیل «خواستن مزایای ایالت بودن آمریکا اما نخواستن یکی از ایالتهای این کشور بودن» مورد انتقاد قرار داد. کارنی نیز در پاسخ گفت: «مورد حمله قرار گرفتن به معنای جنگیدن است.» این روند که از «تقریباً رسیدن به توافق» به «عقبنشینی در آخرین لحظه» رسید، شدیدترین رویارویی تجاری میان آمریکا و کانادا در اتحاد صدساله دو کشور از دهه ۱۹۳۰ تاکنون را رقم زده است.
نقطه عطف شکست مذاکرات در فاصله سه روزه ۱۹ تا ۲۱ آگوست رخ داد. کانادا میگوید آمریکا درست پیش از مراسم امضا، بندهایی «غیراقتصادی، ناعادلانه و ناقض حاکمیت» را اضافه کرده است؛ از جمله محدود کردن کانادا برای امضای توافقهای تجاری جدید با طرفهای ثالث، دخالت در تلاشهای کبک برای حفظ زبان و فرهنگ فرانسوی و خودداری از تمدید معافیتهای تعرفهای خودرو برای کامیونهای متوسط و سنگین. آمریکا نیز در مقابل، کانادا را به زیر پا گذاشتن وعدههایش در آخرین لحظه متهم میکند.
فارغ از اینکه کدام روایت درست باشد، نتیجه روشن است: یکی از اعضای اتحاد پنج چشم، متحد ناتو و یکی از بزرگترین شرکای تجاری آمریکا، هیچ «معافیت متحدان» دریافت نکرده است. با توجه به اینکه حجم تجارت روزانه دو کشور در سال ۲۰۲۴ به حدود ۲.۵ میلیارد دلار رسیده و زنجیرههای تأمین آنها بهشدت در هم تنیده است، این اقدام آمریکا در وهله نخست به خود این کشور آسیب زده است؛ ایالتهای مرزی مانند نیویورک و مینهسوتا به شرکتهای کوچک و متوسط و مصرفکنندگان هشدار دادهاند که هزینه این تعرفهها را پرداخت خواهند کرد.
گریر، نماینده تجاری آمریکا، چین و کانادا را در کنار یکدیگر بهعنوان «کشورهایی که علیه آمریکا تلافی میکنند» نام برد و تلویحاً گفت کانادا «ضدحملهای به سبک چینی» در پیش گرفته است. با این حال، «روش چینی» انحصاری برای هیچ کشوری نیست، بلکه یکی از اصول اساسی عمل متقابل در تجارت بینالمللی است: پاسخ متقابل قاطعانه، دفاع از حاکمیت و توسل به قوانین. در گذشته، واکنش چین به تعرفههای یکجانبه غرب، از سوی کشورهای غربی «عدم همکاری» خوانده میشد. اکنون نزدیکترین متحد آمریکا همان مسیر را در پیش گرفته و روایت «هر کس از قوانین پیروی کند، قوانین را زیر پا میگذارد» را اصلاح میکند. وقتی حتی اتاوا نیز با سلاح تعرفه مجبور به رویارویی میشود، پرسش این نیست که «چرا آنها مانند چین رفتار میکنند»، بلکه این است که «چرا سیاست آمریکا واکنشهای مشابه بیشتری ایجاد میکند.»
در سطحی عمیقتر، این اتفاق نشاندهنده نقطه عطفی است که در آن «استقلال راهبردی» از مطالبه جنوب جهانی به موضوعی برای متحدان آمریکا تبدیل شده است. کارنی صراحتاً گفته است که «آمریکا تغییر کرده است و دو کشور به گذشته بازنخواهند گشت» و کانادا در حال سرعت بخشیدن به تنوع تجاری و کاهش وابستگی خود به آمریکا است. اتحادیه اروپا، ژاپن و کره جنوبی نیز از نزدیک این روند را دنبال میکنند و هزینه «امتیازات در ازای ثبات» را دوباره محاسبه خواهند کرد.
تعرفههای یکجانبه با هدف عقب راندن صنایع وضع میشوند، اما هزینهها، کارایی و منابع را نادیده میگیرند؛ رویکرد «اول آمریکا» در نهایت به انزوا و هدررفت منابع منجر میشود. آسوشیتدپرس، سیانان و گاردین نیز همگی اشاره کردهاند که اعتماد سنتی میان آمریکا و کانادا اکنون نخستین قربانی این روند است، زیرا تمدید توافق تجاری آمریکا، مکزیک و کانادا و ثبات زنجیرههای تأمین آمریکای شمالی همزمان تحت فشار قرار گرفتهاند.
اقدام تلافیجویانه کانادا یک اتفاق جداگانه نیست، بلکه ضربهای قدرتمند به حمایتگرایی است؛ گشودگی و عمل متقابل باید بر پایه برابری باشد، همکاری باید بر اساس احترام شکل بگیرد و هیچ کشوری حق ندارد قوانین را در انحصار خود بگیرد یا سرنوشت کشورهای دیگر را تعیین کند. امروز اتاوا سپر خود را بالا میبرد و فردا ممکن است نوبت بروکسل یا توکیو باشد؛ متحدان هرگز مقابل سلاح تعرفهای، در امان نیستند.



