
چتر امنیتی آمریکا دیگر کارآمد نیست؛ چرخش کشورهای خلیج فارس به سوی موازنه راهبردی
سایت بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی نوشته است : نشست چهارجانبه سعودی، مصر، ترکیه و پاکستان برای بررسی کاهش تنش و چالشهای جاری
دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، سوم اوت (۱۲ مرداد) مدعی شد گفتوگوهایی میان واشنگتن و تهران آغاز شده است. او همچنین از طرح حمله گسترده و «حمله هدفمند» علیه ایران به عنوان گزینهای «آماده اجرا در هر لحظه» یاد کرد و مذاکرات را «آخرین فرصت» ایران برای دستیابی به توافق دانست. با این حال، تنها دو روز پیش از آن، عملیات قریبالوقوع نیروهای آمریکایی بهطور ناگهانی متوقف شد.
گزارشها حاکی از آن است که نقطه عطف این تصمیم، تماس تلفنی اضطراری محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی بود که در آن هشدار داد هرگونه اقدام نظامی علیه ایران پیامدهایی فاجعهبار خواهد داشت. این تغییر ناگهانی، پیامی روشن داشت؛ کشورهای خلیج فارس که زمانی بهطور کامل زیر چتر نفوذ آمریکا قرار داشتند، اکنون از جایگاهی برخوردارند که میتوانند بر تصمیمهای واشنگتن تأثیر بگذارند.
آمریکا دههها با تکیه بر الگوی «نفت در برابر امنیت»، پایههای نفوذ خود را در خاورمیانه بنا کرده بود. اما از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شکافهای جدی در این ساختار امنیتی چند دههای آشکار شده است. تضمینهای امنیتی واشنگتن بارها ناکارآمد بوده و کشورهای منطقه ناچار شدهاند مستقیماً هزینههای جنگ را بپردازند.
همین مسئله باعث شده است که آنها به این نتیجه برسند که اتکای صرف به قدرتهای فرامنطقهای نمیتواند امنیت و ثبات پایدار را تضمین کند. در نتیجه، کشورهای منطقه به تدریج به سمت «موازنه راهبردی» حرکت کردهاند و با دنبال کردن دیپلماسی مستقل و حمایت از کاهش تنشهای منطقهای، در حال شکل دادن به نظمی تازه در غرب آسیا هستند.
از زمان آغاز درگیریها، ضعف تعهدات امنیتی آمریکا بیش از گذشته نمایان شده است. ایران در چندین مرحله پایگاههای نظامی آمریکا و تأسیسات وابسته به آن در منطقه را هدف قرار داده است. امارات متحده عربی بیش از ۲۸۰۰ بار، کویت بیش از ۱۴۰۰ بار و عربستان سعودی، قطر، بحرین و اردن نیز بارها تحت تأثیر این حملات قرار گرفتهاند.
کشورهای خلیج فارس پیش از این تصور میکردند حضور نیروهای آمریکایی و سامانههای دفاعی غربی میتواند سپری در برابر تهدیدها باشد، اما در عمل، خاک آنها به میدان رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شد، زیرساختهای شهری و تأسیسات نفتی زیر فشار قرار گرفت و شهروندان عادی هزینه این بیثباتی را پرداختند. اندیشکده چتمهاوس انگلستان نیز اعلام کرده است که اعتبار تعهدات امنیتی آمریکا شدیدا آسیب دیده و «چتر امنیتی» واشنگتن دیگر توان محافظت از متحدانش را ندارد.
پذیرش پایگاههای نظامی آمریکا نهتنها امنیت مورد انتظار را برای این کشورها به همراه نداشته، بلکه آنها را ناخواسته وارد چرخه تقابل کرده است. تحلیلگران منطقه معتقدند حضور پایگاههای آمریکایی، کشورهای میزبان را به شکلی اجتنابناپذیر در تنش میان واشنگتن و تهران درگیر کرده و نوعی «پارادوکس مهلک وابستگی» را به وجود آورده است. با وجود درخواستهای مکرر دولتهای منطقه برای تقویت سامانههای دفاعی و عمل آمریکا به تعهدات خود، پاسخ مؤثری دریافت نشد.
در مقابل، تنها یک تماس تلفنی ولیعهد عربستان کافی بود تا واشنگتن عملیات نظامی خود را متوقف کند، در حالی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، ساعاتی بعد از طریق شبکههای اجتماعی از این تصمیم مطلع شد. این اتفاق نشان میدهد نفوذ کشورهای بزرگ خلیج فارس بر سیاستهای آمریکا در غرب آسیا، بیش از گذشته افزایش یافته است.
همزمان با تضعیف ساختار امنیتی گذشته، کشورهای خلیج فارس بهطور جمعی به سمت خودمختاری راهبردی حرکت کردهاند. آنها اتکای یکجانبه به آمریکا را کنار گذاشته و تلاش میکنند نقش «موازنهگر راهبردی» را ایفا کنند. هر کشور نیز متناسب با منافع خود مسیر متفاوتی را دنبال میکند. عربستان سعودی با تمرکز بر برنامه «چشمانداز ۲۰۳۰» و توسعه اقتصادی، خواهان کاهش تنش و حفظ امنیت مسیرهای انرژی است.
قطر و عمان همچنان نقش میانجی میان کشورهای عربی و ایران را بر عهده دارند. امارات متحده عربی با وجود مواضع سختگیرانهتر، به دنبال گسترش همکاریهای امنیتی با شرکای مختلف است و کویت نیز با تقویت همکاریهای دفاعی با پاکستان، در پی کاهش وابستگی خود به واشنگتن است.
یکی از مهمترین تحولات منطقه، آغاز گفتوگوهای مستقیم میان کشورهای خلیج فارس و ایران بدون میانجیگری آمریکا است. ریاض، دوحه و مسقط در حال رایزنیهای مستمر با تهران هستند و گفته میشود توافق مدیریت مشترک کشتیرانی در تنگه هرمز میان ایران و عمان نیز حاصل همین گفتوگوهای مستقیم بوده است.
در همین حال، عربستان سعودی با هدایت ائتلافی متشکل از ۱۳ کشور برای تأمین امنیت دریای سرخ، بهصورت مستقل با تهدیدهای گروههای یمنی مقابله میکند و دیگر منتظر حمایت آمریکا نیست. همچنین ریاض پیشنهاد امضای پیمان عدم تجاوز میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و ایران را مطرح کرده است؛ طرحی که هدف آن ایجاد یک معماری امنیتی فراگیر و فاصله گرفتن از الگوی ائتلافسازی گذشته آمریکا علیه ایران است.
با وجود این تحولات، آمریکا همچنان مهمترین بازیگر فرامنطقهای در غرب آسیا به شمار میرود، اما الگوی اتکای کامل به واشنگتن دیگر با واقعیتهای امروز منطقه سازگار نیست. کاهش توان آمریکا در اجرای تعهدات امنیتی، کشورهای منطقه را به سمت استقلال بیشتر و بهبود روابط با ایران سوق داده است. البته ایجاد یک سازوکار امنیتی مشترک و پایدار در منطقه همچنان زمانبر خواهد بود، اختلاف دیدگاهها میان کشورها ادامه دارد و آمریکا نیز بهسادگی از نفوذ خود در منطقه چشمپوشی نخواهد کرد. با این حال، روند حرکت کشورهای غرب آسیا به سوی ایفای نقشی مستقل در مدیریت امنیت منطقه، مسیری است که به نظر میرسد بازگشتی برای آن وجود ندارد.

