
نوآوری نیازمند درهای باز، نه دیوارهای بلند
نظام نوآوری جهانی، در شرایط کنونی شاهد عمیقترین تحولات خود از زمان پایان جنگ سرد است. زنجیرههای جهانی نوآوری که زمانی بر اساس درهای باز و همکاریهای فرامرزی قرار داشتند، در شرایط کنونی تحت تأثیر راهبردهای به اصطلاح «امنیت ملی» و سیاستهای «ریسکزدایی» در حال تغییر هستند؛ پدیدهای که نگرانیهای بیسابقهای را درباره شکسته شدن نظام نوآوری جهانی ایجاد کرده است.
با این حال، در میان نگرانی ها و اضطرابهای فزاینده امنیتی، یک واقعیت اساسی همچنان بدون تغییر مانده است: هیچ کشوری نمیتواند پیشرفت فناوری خود را در پشت درهای بسته و دیوارهای بلند حبس کند.
قراردادن مقوله امنیت و فضای باز و نوآوری رو در روی هم، از نظر مفهومی کاملاً نادرست است. نوآوری فقط در بستر فضای باز و تعامل شکوفا میشود، نه در انزوا. پیشرفت در حوزههای مطرح فناوری مانند هوش مصنوعی، انرژیهای پاک و دیگر زمینه ها، به شدت به جریان آزاد استعدادها، اشتراکگذاری دانش و همکاری در سراسر زنجیرههای صنعتی وابسته است.
آمار و اطلاعات اخیر سازمان جهانی مالکیت فکری نشان میدهد که درخواستهای بینالمللی ثبت اختراع در حال افزایش است و این افزایش، به وضوح حاکی از آن است که توسعه فناوری مدرن، از مرزهای ملی فراتر رفته است.
این روند نهتنها ناشی از پویایی بخشهایی مانند ارتباطات دیجیتال و نیمههادیهاست، بلکه از ادغام عمیق شبکههای نوآوری جهانی سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی مولد، نمونهای عینی در این زمینه است. بدون تردید، بدون وجود همکاری های جهانی و فرامرزی، سرعت تکامل و پیشرفت فناوری هوش مصنوعی به شکل چشمگیری کند خواهد شد.
درسی که می توان از این واقعیت گرفت، کاملا روشن است: نوآوری زمانی با حداکثر سرعت پیش میرود که دانش در گردش باشد و در اختیار همه قرار گیرد، نه زمانی که پشت درهای بسته و دیوارهای بلند حبس و محدود شود.
همین منطق در مورد زنجیرههای تأمین نیز صدق میکند. بومیسازی افراطی و تلاش برای «گسستن پل های پیوند میان اقتصادها»، نه تنها تهدیدها را از بین نمیبرد، بلکه آسیبپذیریهای جدیدی ایجاد میکند.
اگر کشورها اقدام به دیوارکشی به دور فناوری و اقتصاد خود کنند و آن را از سایر اقتصادها جدا کنند، زنجیرههای تأمین جهانی از وضعیت «اتصال موثر و کارآمد» به «جزایر تکهتکه شده» تبدیل خواهند شد. این امر نهتنها تورم را بالا میبرد و رشد اقتصادی جهان را کاهش میدهد، بلکه هر اقتصادی را در معرض ریسکهای سیستماتیک ناشی از وابستگی به تکبازارها یا مسیرهای فناوری انحصاری قرار میدهد.
کشورهایی که کنترل گرههای کلیدی را در دست دارند و قوانین را تعیین میکنند، میتوانند از سیستمهای مالی، استانداردهای فنی، جریانهای داده، انتقال انرژی و مراکز اصلی زنجیره تأمین برای محدود کردن یا حتی تحریم کشورهای دیگر سوءاستفاده کنند.
این امر، وابستگی متقابل جهانی را از یک روند سود متقابل، به ابزاری بالقوه برای رقابت استراتژیک تبدیل کرده است. برخی کشورها از این وابستگی متقابل به عنوان یک سلاح برای تحت فشار قرار دادن دیگر کشورها استفاده می کنند. این مسئله یک معمای امنیت دستهجمعی در سطح جهان ایجاد کرده است.
در حوزههای نوظهور مانند حکمرانی هوش مصنوعی، جریان فرامرزی دادهها و امنیت زیرساختهای حیاتی، کشورها اغلب ترجیح میدهند چارچوبهای تنظیم گری ملی خود را ایجاد کنند تا اینکه به دنبال مکانیسمهای یکپارچه بینالمللی باشند.
چنین اختلاف و تفرقهای در قوانین، کارایی و بهره وری را کاهش داده و مدیریت جهانی را پیچیده میکند.
در نهایت، موضوع مسئولیتپذیری مطرح است. کشورها اغلب تمایل دارند تقصیر و مسئولیت درگیریها را به گردن دیگران بیندازند. این تمایل، سیستمی را تقویت میکند که در آن قدرت متمرکز، اما مسئولیتپذیری پراکنده و لوث شده است.
چنین نابرابریهایی در سیستم بینالمللی، پایههای نهادی امنیت مشترک جهانی را تضعیف میکند.
ظهور امنیت اقتصادی نباید به عنوان پایان نوآوریِ باز تلقی شود. بلکه، این یک آزمون استرس برای توانایی جامعه بینالمللی است تا در عین رسیدگی به دغدغههای امنیتی مشروع، فضای باز را حفظ کند.
در میان واقعیتهای راهبردی، حفظ شرایط لازم برای نوآوری جهانی به عاملی فراتر از اقدامات یکجانبه نیاز دارد؛ این امر مستلزم مشارکت همهجانبه دولتهای ملی، مکانیسمهای چندجانبه، بنگاههای اقتصادی و جامعه علمی است.
جهان به شدت نیاز دارد به یک اجماع دست یابد. موانع غیرضروری باید برچیده شوند تا شعله نوآوری جهانی روشن بماند.
باید در چارچوبهای چندجانبه (مانند سازمان تجارت جهانی و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی) تلاشهایی صورت گیرد تا استانداردهای مشترکی تعریف شود که محدوده بررسیهای امنیت ملی، کنترلهای صادراتی و محدودیتهای سرمایهگذاری را به وضوح مشخص کند.
در حوزههای نوظهور مانند هوش مصنوعی و حکمرانی فضای مجازی، گفت و گو، مشورت و رایزنی اهمیت ویژهای دارد.
اگر کشورهای بزرگ در ایجاد کانالهای گفت و گو درباره سیاستهای نوآوری پیشقدم شوند و به یک توافق اولیه در مورد مرزهای امنیتی و قوانین اساسی دست یابند، میتوانند فضای لازم را برای همکاریهای نوآوری در سطح جهان حفظ کنند.


