۱۰ پرسش کلیدی که مسیر خاورمیانه را در سال ۲۰۲۶ تعیین می‌کند

پس از سالی پرنوسان در ۲۰۲۵، خاورمیانه در آستانه ورود به ۲۰۲۶ میان دو مسیرِ تنظیم مجدد و بازگشت به وضعیت عادی در نوسان است؛ مسیری که تحت تأثیر پویایی‌های متغیر منطقه‌ای و بین‌المللی قرار دارد و مشخص می‌کند کدام روند دست بالا را خواهد داشت. در ادامه، ۱۰ پرسش اصلی که سال پیش رو را رقم خواهند زد، مرور می‌شود.

۱.    آیا آتش‌بس غزه این بار دوام خواهد داشت؟

میانجی‌گران در تلاش برای پیشبرد مرحله دوم آتش‌بس هستند و هدف آنها تشکیل یک هیئت صلح و استقرار نیروی موقت بین‌المللی برای ایجاد ثبات است. با این حال، تنش‌های ادامه‌دار این روند را تهدید می‌کند: حماس در برابر خلع سلاح مقاومت می‌کند و در مقابل، اسرائیل خواهان غیرنظامی شدن کامل غزه است. افزون بر این، انتخابات قانون‌گذاری اسرائیل در سال ۲۰۲۶ و چالش‌های رو‌به‌افزایش تشکیلات خودگردان فلسطین، در تعامل با یکدیگر مسیر غزه را در سال ۲۰۲۶ شکل خواهند داد.

۲.    آیا اسرائیل دوباره به ایران حمله خواهد کرد؟

درگیری اسرائیل و ایران در ماه ژوئن، تغییری چشمگیر از تقابل پنهان به رویارویی مستقیم میان دو رقیب اصلی ایجاد کرد. هرچند این درگیری ۱۲ روزه بدون گسترش به جنگی فراگیر پایان یافت، رهبران اسرائیل همچنان برنامه هسته‌ای ایران را تهدیدی وجودی می‌دانند. در همین حال، روابط ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همچنان پرتنش است. نحوه تحول این عوامل در سال ۲۰۲۶ تأثیر مستقیمی بر ثبات و دیپلماسی منطقه‌ای خواهد داشت.

۳.    سرنوشت گروه‌های مسلح اصلی چه خواهد شد؟

جنبش حماس در غزه و جنبش حزب‌الله در لبنان که بر اثر عملیات نظامی تضعیف شده‌اند، همچنان با فشار اسرائیل مواجه خواهند بود. مقامات سوریه تلاش برای ادغام شبه‌نظامیان تحت رهبری کردها در ساختارهای دولتی را ادامه می‌دهند و خروج پ.ک.ک از ترکیه، پویایی مسئله کردها را در سراسر منطقه بیش از پیش دگرگون خواهد کرد. در یمن، حوثی‌ها کنترل قاطع شمال را حفظ کرده‌اند و تنش آنها با اسرائیل همچنان در نقطه‌ای حساس قرار دارد. اینکه این گروه‌ها خلع سلاح شوند یا زسازمان‌دهی مجدد گردند، موازنه قدرت منطقه‌ای را تغییر خواهد داد.

۴.    آیا کشورهای پس از جنگ واقعاً قادر به بازسازی هستند؟

پس از کنار رفتن بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴، دولت موقت سوریه روابط خود را با کشورهای عربی عادی کرده، تحریم‌ها را لغو نموده و با احتیاط با ایالات متحده وارد تعامل شده است، هرچند اختلاف با اسرائیل بر سر بلندی‌های جولان همچنان پابرجاست. عراق نیز با گذار سیاسی حساسی مواجه است؛ جایی که محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر، در حالی که پارلمانی چندپاره را مدیریت می‌کند، می‌کوشد با وجود وابستگی به نفت و تهدیدهای شبه‌نظامیان، تحرک اقتصادی ایجاد کند. مسیر این دو کشور در سال ۲۰۲۶ نشان خواهد داد که آیا امکان دستیابی به ثبات داخلی و ادغام مجدد واقعی وجود دارد یا نه.

۵.    آیا کشورهای دارای تفرقه می‌توانند از درگیری داخلی رهایی یابند؟

با وجود افزایش تلاش‌های میانجی‌گرانه، جنگ داخلی خونین سودان همچنان نشانه‌ای از پایان ندارد و بحران انسانی به سطوحی فاجعه‌بار رسیده است. یمن نیز به‌شدت دچار چندپارگی است؛ حتی مناطقی که تحت کنترل حوثی‌ها نیستند، دچار فروپاشی‌اند و تشدید اخیر تنش میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، اهداف متضاد جناح‌های محلی مورد حمایت آنها را آشکار کرده است. لیبی همچنان با دولت‌های رقیب اداره می‌شود، هرچند کمیسیون عالی انتخابات ملی این کشور مقدمات برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و پارلمانی در اواسط آوریل ۲۰۲۶ را آغاز کرده است. در همه این کشورها، مردم عادی در آرزوی بازگشت سریع ثبات و زندگی معمول هستند.

۶.    آیا توافق‌نامه‌های ابراهیم امکان گسترش بیشتر دارند؟

جنگ غزه به‌طور محسوسی چشم‌انداز پیوستن عربستان سعودی یا سوریه به این توافق‌نامه‌ها را تضعیف کرده است. تلفات گسترده فلسطینیان، حتی با وجود تلاش‌های مداوم ایالات متحده برای تشویق مشارکت، روند عادی‌سازی روابط را از نظر سیاسی دشوار کرده است. واشنگتن اکنون با شرایط پیچیده‌ای روبه‌رو است: عربستان سعودی خواهان مسیری روشن برای تحقق راه‌حل دوکشوری است و سوریه هرگونه مشارکت مرتبط با بلندی‌های جولان را رد می‌کند. هرگونه گسترش در سال ۲۰۲۶ احتمالاً به پیشرفت ملموس در حل مسئله فلسطین وابسته خواهد بود.

۷.    آیا کنفرانس COP31 در ترکیه دستاوردی معنادار خواهد داشت؟

پس از ناکامی COP30 در تضمین تعهدات الزام‌آور برای کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی، کنفرانس COP31 در آنتالیا با انتظارات فزاینده‌ای برای اقدام‌های عملی روبه‌رو است. پرسش اصلی این است که آیا ایالات متحده، که از COP30 کنار کشید، به تلاش‌های جهانی اقلیمی بازمی‌گردد و دوباره تعهد می‌دهد یا خیر. موفقیت این نشست نه با وعده‌ها، بلکه با تعهدات الزام‌آور و کاهش قابل سنجش انتشار گازهای گلخانه‌ای سنجیده خواهد شد.

۸.    آیا تنوع‌بخشی اقتصادی کشورهای خلیج فارس می‌تواند انعطاف‌پذیری منطقه‌ای را افزایش دهد؟

کشورهای خلیج فارس تلاش‌های خود را برای کاهش وابستگی به نفت تشدید کرده‌اند و بر گردشگری، خدمات مالی، تولید، هوش مصنوعی، انرژی‌های تجدیدپذیر و هیدروژن سبز تمرکز دارند. انتظار می‌رود رشد بخش خصوصی و ادغام در تجارت جهانی در سال ۲۰۲۶ شتاب بگیرد و از اقتصادهای دانش‌بنیان پشتیبانی کند. بیکاری پایدار جوانان نیز دولت‌ها را به گسترش آموزش‌های فنی، برنامه‌های کارآفرینی و مشوق‌های بخش خصوصی سوق داده است. میزان موفقیت این اقدامات، ثبات اقتصادی و اجتماعی بلندمدت منطقه را رقم خواهد زد.

۹.    ایالات متحده تا چه اندازه می‌تواند از خاورمیانه عقب‌نشینی کند؟

دولت آمریکا اخیراً وعده داده تمرکز خود را به نیمکره غربی منتقل کرده و تعهدات جهانی را کاهش دهد، اما واقعیت‌های خاورمیانه مانع از کناره‌گیری کامل خواهد شد. حتی اگر واشنگتن قصد کاهش حضور داشته باشد، درگیری‌های مداوم، نگرانی‌های مربوط به امنیت انرژی، مسئله فلسطین و تنش‌های میان اسرائیل و ایران نشان می‌دهد که خروج کامل به سادگی امکان‌پذیر نیست.

۱۰.   همکاری چین و کشورهای عربی تا کجا پیش خواهد رفت؟

با فرا رسیدن هفتادمین سالگرد روابط دیپلماتیک چین و اعراب در سال ۲۰۲۶، دومین اجلاس چین و کشورهای عربی که قرار است در چین برگزار شود، نقطه عطفی تازه به شمار می‌آید. انتظار می‌رود همکاری‌ها در حوزه‌های تجاری، اقتصادی، مالی، فناوری و فرهنگی گسترش یابد و در مسیر ایجاد جامعه‌ای چین و عرب در سطحی بالاتر با آینده‌ای مشترک، گام‌های بیشتری برداشته شود؛ آن هم در شرایطی که پویایی‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان در حال دگرگونی است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا