نگاهی به راهکار ثابت آمریکا برای سرنگونی در دیگر کشورها

اظهارنظرهای «صادقانه» اخیر اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، به روشنی افشا کرده که ایالات متحده چگونه با استفاده راهکار ثابت و ابزارهای هژمونیک خود، ایران را به آشوب کشیده است.

وی نخست در اجلاس سالانه داووس درباره چگونگی استفاده از تحریم‌ها برای ایجاد بی‌ثباتی‌ها در ایران سخن گفت و سپس در جلسه استماع کنگره، به ایجاد عمدی کمبود دلار در ایران به به منظور ایجاد بحران بانکی در این کشور و اجبار بانک مرکزی جمهوری اسلامی به چاپ پول بیش از حد و در نهایت افزایش شدید تورم و اعتراضات خیابانی، اعتراف کرد.

روشن است که این دو اعتراف پیاپی ناشی از لغزش زبانی بسنت نبود، بلکه روایتی بی‌پرده و عاری از احساس را بازگو می‌کرد. دقیقاً همین «اعترافات خوداقرارانه» بود که مجموعه‌ای از رویدادهای به‌ظاهر پراکنده، از جمله افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها، کاهش ارزش پول و بی‌ثباتی اجتماعی را با منطقی واحد به یکدیگر پیوند زد و الگوی ثابت آمریکا برای کشاندن دیگر کشورها به آشوب را آشکار کرد.

اولین گام طبق این الگو، «بدنام کردن» افراد مورد نظر یا «جنگ ادراکی» است. کشور هدف آمریکا ابتدا در رسانه‌های غربی به عنوان کشوری فاقد آزادی و دموکراسی و آکنده از فساد معرفی می‌شود. علاوه بر بحث‌های پایه‌ای درباره به‌اصطلاح «آزادی و دموکراسی»، روایت‌هایی درباره «حساب‌های خارجی» فلان مقام یا «زندگی مجلل فرزندان» فلان مقام نیز به این گزارش‌ها اضافه می‌شود. فساد در همه جا وجود دارد، اما خودسرانه قضاوت کردن و استفاده از اطلاعات مبهم برای شخصیت‌زدایی جمعی، آشکارا یک الگوی ازپیش‌تعیین‌شده است. نیت از این اقدامات، یافتن حقیقت نیست، بلکه سلب مشروعیت اخلاقی هدف در جامعه بین‌المللی و جامعه کشور هدف است.

گام دوم، «خفه‌سازی اقتصاد و فعالیت‌های مالی» در کشور هدف است. این نیز مرحله اصلی به شمار می‌آید. اعمال تحریم‌های تجاری و مالی علیه ایران، به‌ویژه حذف آن از سیستم تسویه دلاری مانند سوئیفت، همانند کُند کردن گردش خون در رگ‌های پیکر اقتصادی ایران است. آنچه وزیر خزانه‌داری ایالات متحده به آن «اعتراف» کرد دقیقاً همین بود: ایجاد عمدی بحران معیشتی. کمبود دلار منجر به کمبود کالا شده، ثروت خانواده‌ها را می‌بلعد و تورم، فشار را مستقیماً بر سر سفره هر خانواده ایرانی می‌آورد. هدف، کاشتن بذر ناامیدی و نارضایتی در میان مردم و ایجاد بستری برای شکاف اجتماعی است. این همان استفاده تسلیحات از اقتصاد و تبدیل زندگی مردم ایران به ابزاری برای باج‌گیری سیاسی است.

در گام سوم، «تشدید آشوب داخلی و تحریک انقلاب رنگی» آغاز می‌شود و دخالت خارجی وارد مرحله عملیاتی می‌شود. دستگاه‌های اطلاعاتی فعال شده، فضای مجازی پر از محتوای تحریک‌کننده می‌شود و اعتراضات سریعا به خشونت کشیده می‌شود. این الگو تازگی ندارد. پیش از ایران، بی‌ثباتی قزاقستان در اوایل سال ۲۰۲۲ نیز به‌روشنی در چارچوب همین الگو قرار می‌گرفت.

و در نهایت، «عملیات نظامی باج‌گیرانه» به عنوان آخرین حربه مطرح می‌شود. در مقایسه با حملات نظامی مستقیم در گذشته، استفاده از این حربه پس از تضعیف جدی اراده مقاومت کشور هدف، اثر تخریب‌کننده بسیار بیشتری دارد. در این مرحله، کشور هدف به دلیل فشار طولانی‌مدت خسته شده و توان مقاومت آن به‌شدت کاهش می‌یابد. اقدام نظامی به‌عنوان ضربه نهایی برای سرنگونی یا به‌مثابه اولتیماتوم پایانی با هدف واداشتن کشور هدف به تسلیم کامل در نظر گرفته می‌شود.

اعترافات اسکات بسنت از این جهت قابل توجه است که او تصدیق می‌کند رنج‌های ناشی از گرانی و مشقت‌های معیشتی که مردم ایران در سال‌های گذشته متحمل شده‌اند، کاملا ناشی از نوسانات تصادفی اقتصادی یا اشتباهات سیاست داخلی نبوده، بلکه نتیجه یک حمله برنامه‌ریزی‌شده، همه‌جانبه و بلندمدت بوده است.

از آنجا که این یک الگوی ثابت است، به این معناست که ایران تنها هدف نیست. نیجریه، اندونزی و قزاقستان نیز جزو بانک اهداف آمریکا هستند که هر یک به دلیل برخورداری از منابع غنی نفت، نیکل و اورانیوم مورد «مجازات» قرار گرفته‌اند. به عنوان مثال، اندونزی چند روز پیش شاهد چندین بار توقف معاملات بورس به دلیل افت شدید شاخص بوده و موسسه رتبه‌بندی آمریکایی مودی نیز رتبه اعتباری حاکمیتی آن کشور را کاهش داد.

شناخت این الگوی عملیاتی ثابت واشنگتن برای شکل‌گیری این آگاهی ضروری است که هر تلاشی در جهت تبدیل مسائل معیشتی به تقابل‌های سیاسی حل‌ناپذیر، شایسته بالاترین سطح هوشیاری است.

همبستگی اجتماعی و اعتماد درونی، مستحکم‌ترین سپر در برابر این راهبرد به شمار می‌آیند. کارآمدی الگوی هژمونیک آمریکا بر سردرگمی و شکاف در کشور هدف تکیه دارد و زمانی که منطق عملکرد آن به‌طور گسترده شناخته شود و با هوشیاری همراه باشد، اثرگذاری خود را از دست خواهد داد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا