“ترافیک دیپلماتیک” غرب به سوی چین؛ چرا غربی‌ها چشم به “شرق” دوخته‌اند؟

در سه ماه اخیر (نوامبر ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶) با وجود تغییرات و تحولات سریع و عمدتا ناخوشایند ناشی از یکجانبه گرایی‌ها و قلدری‌های ایالات متحده در نقاط مختلف جهان، چین شاهد حجم بالایی از “ترافیک دیپلماتیک” و رفت و آمد عالی‌ترین مقامات جهانی به ویژه اروپایی‌ها و کانادا بوده است؛ کشورهایی که اگرچه روی کاغذ، متحدان اصلی  ایالات متحده به شمار می روند اما نگاه خود را بنا به دلایل متعدد، به شرق و ظرفیت‌های عظیم و قابل‌توجه قدرتهای نوظهور در شرق به ویژه چین دوخته اند.
تلاطم شدید بازارهای جهانی ناشی از جنگ‌ها و ناآرامی‌هایی که ریشه اصلی آن را باید در رویکردهای مداخله جویانه، سلطه‌طلبانه و یکجانبه گرایانه مستاجران “کاخ سفید” و به ویژه مستاجر کنونی آن یعنی “دونالد ترامپ” دانست، از جمله مهم‌ترین دلایلی است که باعث شده کشورهای غربی سرگردان در دریای پرتلاطم تنش‌ها، به دنبال یک ساحل امن و باثبات باشند تا جانی تازه به اقتصادهای خسته خود ببخشند.
بعد از ماجرای همه گیری کووید ۱۹ که سایه وسیع رکود اقتصادی حاصل از آن تقریبا تمام جهان را فراگرفت، عواملی مانند آغاز جنگ اوکراین و روی کار آمدن دوباره “دونالد ترامپ” در کاخ سفید، اجازه نداد که اقتصاد کشورهای اروپایی یک نفس راحت بکشد زیرا آنها مجبور بودند به دلیل فشارهای آمریکا، بودجه‌های کلانی را صرف حمایت از اوکراین در برابر روسیه کنند و اکنون نیز با دیوار سختی به نام “تعرفه‌های دولت ترامپ” مواجه هستند و البته بحران تازه‌ای به نام “گرینلند” و اشتهای بی پایان ترامپ برای اشغال این منطقه از اروپا، گرفتاری‌های و دردسرهای اروپایی را چند برابر کرده است.
در چنین شرایطی، به ویژه در ماه های اخیر ترافیک دیپلماتیک از مبدا اروپا و کانادا به سمت چین حسابی فعال شده و پکن در ماه های نوامبر و دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ میزبان تعداد قابل توجهی از سران یا مقامات ارشد غربی بوده است.
در یکی از تازه‌ترین و مهم‌ترین این سفرها، “کی‌یر استارمر” نخست وزیر بریتانیا روز گذشته(۲۸ ژانویه) برای انجام یک سفر رسمی چهار روزه وارد پکن شد و روز ۲۹ ژانویه دیدار مهمی با شی جین‌پینگ رئیس جمهوری خلق چین انجام داد.
سفر استارمر به پکن که اولین سفر یک نخست وزیر بریتانیا به چین در هشت سال گذشته است، از جهات زیادی مورد توجه بسیاری از رسانه ها و محافل سیاسی جهان قرار گرفته است.
در آستانه سفر نخست وزیر بریتانیا به چین، دولت بریتانیا روز چهارشنبه ۲۷ ژانویه با انتشار بیانیه‌ای مطبوعاتی اعلام کرد که سفر استارمر به چین، با هدف ایجاد رابطه‌ای پایدارتر و عمل‌گرایانه‌تر بین دو کشور انجام می شود تا به نفع مردم و کسب‌وکارهای بریتانیا باشد. این بیانیه تاکید کرد که «حفظ تعامل با چین برای مردم بریتانیا حیاتی است. چین یکی از تأثیرگذارترین کشورهای جهان است و رشد عظیم آن تأثیر قابل توجهی بر زندگی مردم بریتانیا دارد.»
همچنین، سفر تاریخی “مارک کارنی” نخست وزیر کانادا اواسط ژانویه ۲۰۲۴ برای انجام سفری چهار روزه وارد پکن. این سفر که نخست سفر یک نخست وزیر کانادایی به چین در هشت سال اخیر بود، مهم ترین رویداد دیپلماتیک بین پکن و اتاوا در سال های اخیر محسوب می شود. امضای نقشه‌راه همکاری‌های اقتصادی، توافق بر سر کاهش تعرفه‌های محصولات کشاورزی و همکاری در زمینه‌های انرژی پاک و فناوری‌های سبز از جمله دستاوردهای سفر مارک کارنی به چین بود.
علاوه بر این، “پتری اورپو” نخست‌وزیر فنلاند، در اواخر ژانویه امسال، سفری طولانی و شش‌روزه به چین داشت و دیدار مهمی با شی جین‌پینگ رئیس جمهوری خلق چین انجام داد. در سفر نخست وزیر فنلاند به چین، یک هیات بزرگ اقتصادی و تجاری متشکل از ۲۰ شرکت بزرگ فنلاندی وی را همراهی کردند که منجر به امضای ۱۱ توافقنامه تجاری در حوزه‌های گوناگون بین دو کشور شد.
در نوامبر ۲۰۲۵ هم، “فلیپه ششم” پادشاه اسپانیا، یک سفر رسمی دولتی به چین داشت که طی آن بر بیستمین سالگرد شراکت استراتژیک دو کشور تأکید شد.
امانوئل مکرون رئیس‌جمهوری فرانسه به عنوان یکی از مهم‌ترین اعضای اتحادیه اروپا نیز در دسامبر ۲۰۲۵ برای چهارمین بار در دوران ریاست‌جمهوری خود به پکن سفر کرد تا درباره همکاری‌های ژئوپولیتیک و تجاری گفت‌وگو کند.
مایکل مارتین نخست‌وزیر ایرلند نیز در ژانویه ۲۰۲۶ به پکن سفر کرد و با مقامات ارشد چینی از جمله شی جین‌چینگ رئیس جمهوری چین دیدار کرد.
مارگوس تساکنا وزیر امور خارجه استونی هم در اوایل نوامبر ۲۰۲۵ از چین بازدید کرد.
اکنون این سوال پیش می آید که چه اتفاقی در جهان رخ داده که حجم ترافیک رفت و آمدهای رهبران جهان از جمله راهبران کشورهای اروپایی و غربی به چین افزایش یافته است؟
در پاسخ باید گفت که این حجم از سفرها در ماه‌های اخیر، در واقع واکنش و پاسخی به فشارهای تجاری و سیاست‌های تعرفه‌ای دولت ایالات متحده به ریاست دونالد ترامپ است که خواسته یا ناخواسته، کشورهای اروپایی و کانادا را که زمانی متحدان سفت و سخت ایالات متحده شناخته می شدند، به سمت تقویت روابط اقتصادی-تجاری و مناسبات راهبردی با پکن سوق داده است.
رهبران و جوامع غربی با مشاهده و مقایسه رفتارهای ایالات متحده و چین به عنوان دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان، راه پیشرفت و توسعه را در تقویت همکاری با چین یافته اند؛ کشوری که برخلاف رفتارهای یکجانبه آمریکا از جمله زیرپا گذاشتن قوانین بین‌المللی و خروج از نهادهای بین‌المللی، نه در شعار بلکه در عمل و رفتار علاوه بر اثبات پایبندی خود به قوانین و مقررات بین‌المللی با محوریت سازمان ملل، تاکید بر تقویت صلح و ثبات جهانی و در پیش گرفتن ابتکارات مهم از جمله سرنوشت مشترک برای تمام بشریت و حکمرانی جهانی برپایه عدالت، حسن نیت خود را برای همکاری های برد-برد در سایه احترام و منافع متقابل با کشورها ثابت کرده است.
آهنگ سریع توسعه و پیشرفت چین در زمینه فناوری‌های گوناگون از تولید انرژی های سبز گرفته تا هوش مصنوعی، فناوری تولید پهپادهای و خودروهای بدون سرنشین، ربات‌های انسان نما، صنایع هوا-فضا، علوم فضایی و … و نیز اقتصاد پویا و پرجنب و جوش این کشور، که همواره بر باز بودن درهای خود به روی همکاری با کشورها و شرکت‌های مختلف جهان تاکید دارد، از جمله دیگر دلایلی است که غرب را مجذوب خود ساخته است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا