روابط چین و بریتانیا در چارچوب نظم چندقطبی جهان

کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، از چهارشنبه تا شنبه سفری رسمی به چین انجام خواهد داد؛ سفری که نخستین سفر یک نخست‌وزیر بریتانیا به چین در هشت سال گذشته محسوب می‌شود.

او را هیئتی بزرگ تجاری متشکل از نمایندگان بیش از ۵۰ شرکت و مؤسسه بزرگ بریتانیایی همراهی خواهد کرد. استارمر پیش از این سفر اعلام کرد که بریتانیا مجبور به «انتخاب میان» چین و ایالات متحده نخواهد بود؛ موضعی که به طور گسترده به‌عنوان بازتاب رویکردی منطقی‌تر در سیاست خارجی بریتانیا در شرایط تغییر چشم‌انداز بین‌المللی تلقی می‌شود. این امر آشکارا نشان می‌دهد حتی در غرب نیز «حلقه‌های کوچک» و تقابل‌های مبتنی بر بلوک‌ها به‌تدریج جذابیت خود را از دست می‌دهند.

با توجه به «رابطه ویژه» بریتانیا با ایالات متحده، این موضع‌گیری برای برخی غافلگیرکننده بوده است، اما در واقع کاملاً منطقی به نظر می‌رسد.

بهبود روابط چین و بریتانیا نه تنها به سود هر دو کشور است، بلکه فرصت‌های بیشتری برای پیشبرد یک نظم چندقطبی جهانی فراهم می‌کند. روابط میان دو کشور باید از منظری جهانی و فراتر از نگاه دوجانبه مورد ارزیابی قرار گیرد.

بی‌تردید چین و بریتانیا در همه مسائل هم‌نظر نیستند، اما هر دو طرف می‌توانند از طریق گفت‌وگوی منطقی مبتنی بر احترام متقابل و همکاری عمل‌گرایانه به دنبال راه‌حل باشند. لازم است نسبت به صداهایی که اختلافات مشخص را بزرگ‌نمایی کرده و آنها را به تقابل‌های ایدئولوژیک تبدیل می‌کنند، هوشیار بود. امید می‌رود لندن بتواند از چنین اختلالات منفی عبور کند.

جهان غرب در حال عبور از یک «طوفان فکری» است. موضع استارمر درباره «عدم انتخاب طرف» تا حدی بازتاب تجدیدنظر غرب در مفاهیم کهنه امنیت، تمدن و روابط بین‌الملل است. شمار فزاینده‌ای از نخبگان غربی به این نتیجه رسیده‌اند که پیروی کورکورانه از یک هژمون واحد و قطع ارتباطات جهانی، در نهایت توسعه و رفاه کشورهایشان را تضعیف می‌کند. این ذهنیت جنگ سرد، بنیان ثبات و همکاری راهبردی جهانی را به‌شدت فرسوده کرده است.

در دو ماه گذشته، امانوئل ماکرون، رئیس‌ جمهور فرانسه، مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، و پتری اورپو، نخست‌وزیر فنلاند، به‌طور متوالی از چین بازدید کرده‌اند و فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، نیز تمایل خود را برای انجام چنین سفری اعلام کرده است. روند سفر رهبران غربی به چین نشان می‌دهد که مسیر «نادیده گرفتن چین» و «بیگانه‌سازی چین» قابل دوام نیست.

ارسال فعالانه سیگنال‌های مثبت از سوی بریتانیا برای بهبود روابط با چین، انتخابی منطقی مبتنی بر منافع ملی و بازنگری در وضعیت دیپلماتیک بریتانیا پس از برگزیت است.

پیش از این سفر رسمی، استارمر پنج مقام وزارتی را به چین اعزام کرده بود که نشان‌دهنده اهمیت این تبادل سطح بالا برای لندن است. بریتانیا توانایی و حق آن را دارد که روابط سازنده و مثبت با کشورهای مختلف حفظ کند؛ امری که بیانگر نگرشی بالغ و مسئولانه نسبت به منافع ملی است. چین هرگز تهدیدی امنیتی یا مانعی برای توسعه بریتانیا نبوده است.

انتظار می‌رود این سفر نه تنها همکاری‌ها در حوزه‌های مشخص را تقویت کند، بلکه بتواند لحنی عمل‌گرایانه، منطقی و برد-برد را برای توسعه بلندمدت روابط دو کشور تثبیت کند.

تا زمانی که چین و بریتانیا به اصول احترام متقابل، برابری و همکاری سودمند پایبند باشند، تفاوت‌ها را بپذیرند، اختلافات را مدیریت کنند و همکاری‌ها را تعمیق بخشند، قادر خواهند بود مسیر توسعه سالم و پایدار روابط دوجانبه را تقویت کنند.

این روند نه تنها منافع ملموس‌تری برای مردم دو کشور به همراه خواهد داشت، بلکه به شکل قابل توجهی به ساختن جهانی بهتر کمک می‌کند. در عین حال، امید می‌رود هیئت بریتانیایی تجربه‌های واقعی سفر خود به چین را به جامعه بریتانیا و غرب منتقل کند. آنچه آنان درک خواهند کرد، تصویری از چینی باز، فراگیر و پویا است که واقعیت چین را به‌طور واقعی بازتاب می‌دهد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا