
اختلافات بینالمللی پیرامون «شورای صلح» چه چیزی را نشان میدهد؟
روز پنجشنبه ۲۲ ژانویه (۲ بهمن) در داووس سوئیس، بیش از ۱۲ کشور و منطقه منشور «شورای صلح» برای نوار غزه را امضا کردند؛ ابتکاری که به رهبری ایالات متحده مطرح شد. پیشنویس این منشور نشان میدهد که «شورای صلح» بهعنوان یک سازمان بینالمللی برای حل مناقشات و تضمین صلح طراحی شده است. این موضوع میتواند به معنای گسترش وظایف و حوزه فعالیت آن به مسائل گستردهتر فراتر از درگیری غزه باشد.
با این حال، در مراسم امضا، نمایندگان دو طرف اصلی، یعنی اسرائیل و فلسطین، حضور نداشتند. علاوه بر ایالات متحده، چهار عضو دائم دیگر شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز به این ابتکار نپیوستند و این مسئله نشاندهنده احتیاط و ملاحظاتی بود که بسیاری از کشورها نسبت به «شورای صلح» دارند.
تردید جامعه بینالمللی عمدتاً بر یک پرسش متمرکز است: از آنجا که مأموریت تعریفشده برای «شورای صلح» با هدف سازمان ملل در حفظ صلح و امنیت بینالمللی همپوشانی دارد، آیا این شورا قصد دارد مسئولیتهای سازمان ملل را جایگزین یا تصاحب کند؟
نظم بینالمللی کنونی در حال تجربه تغییرات و تعدیلهای عمیق است. جهتگیری این نظم نباید از مسیر حفظ و تقویت منافع اساسی اکثریت کشورها منحرف شود و نباید روند غالب جهانیشدن اقتصاد، که به سود همه ملتهاست، تضعیف گردد. سازمان ملل متحد معتبرترین سازمان بینالمللی است که پس از تجربه رنجهای جنگ و فداکاریهای عظیم برای جلوگیری از درگیری و تضمین صلح شکل گرفته است.
این سازمان نه تنها مسئولیت مهم حفظ صلح بینالمللی را به قدرتهای بزرگ واگذار میکند، بلکه فراگیرترین و قابلقبولترین سازوکار چندجانبه را برای توسعه انسانی و مواجهه با چالشهای بزرگ جهانی فراهم میآورد. دور زدن سازمان ملل به معنای تضعیف اقتدار حقوق بینالملل است و بذر خطرات پنهان برای درگیریهای آینده را خواهد کاشت.
دستیابی به صلح پایدار در غزه، سرزمینی که جنگ آن را ویران کرده، خواسته مشترک و فوری همه مردم صلحطلب در جهان، از جمله مردم چین است. جنگ طولانیمدت، نوار غزه را به یک «جهنم زنده» تبدیل کرده و بیش از یک میلیون نفر همچنان در آستانه مرگ و زندگی قرار دارند. در شرایط کنونی، از تمام تلاشها برای پیشبرد حلو فصل سیاسی مناقشه اسرائیل و فلسطین، بهویژه نقش مستمر سازمان ملل در انجام وظیفه هماهنگی خود در مسئله خاورمیانه، استقبال میشود.
از قطعنامههای مجمع عمومی سازمان ملل و درخواستهای آتشبس شورای امنیت گرفته تا کمکهای میدانی آژانس امداد و کار سازمان ملل برای پناهندگان فلسطینی، سازمان ملل همواره بستر اصلی پیشبرد صلح بوده است.
در روزهای اخیر، بحثها درباره «شورای صلح» در رسانههای بینالمللی افزایش یافته است. در نشستهای خبری منظم وزارت امور خارجه چین از سهشنبه تا جمعه، رسانههای داخلی و خارجی به مدت چهار روز متوالی درباره موضع چین در قبال «شورای صلح» پرسش مطرح کردند.
چین اعلام کرد که از ایالات متحده دعوتنامه دریافت کرده و تأکید کرد که فارغ از تحولات بینالمللی، به طور قاطع از نظام بینالمللی مبتنی بر سازمان ملل، نظم بینالمللی مبتنی بر حقوق بینالملل و هنجارهای اساسی روابط بینالملل بر پایه اهداف و اصول منشور سازمان ملل حمایت خواهد کرد.
به گفته آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، «سازمان ملل چیزی فراتر از یک نهاد است؛ این یک وعده زنده است». جامعه بینالمللی انتظارات زیادی از سیستم سازمان ملل دارد. هر سازوکاری که بخواهد سازمان ملل را دور بزند یا جایگزین آن شود، بعید است اعتماد گستردهای را جلب کند.
این تصور که کمکهای مالی بیش از یک میلیارد دلار بتواند کرسیهای «شورای صلح» یا حتی «عضویت دائم» را خریداری کند، عملاً قدرت بینالمللی را به کالایی قابل فروش تبدیل میکند و با اصل برابری که سازوکارهای بینالمللی باید از آن دفاع کنند، در تضاد است.
در حال حاضر، کشورهایی مانند فرانسه، نروژ، سوئد، دانمارک و اسلوونی بهطور علنی از پیوستن به «شورای صلح» خودداری کردهاند. یوهان وادفول وزیر امور خارجه آلمان نیز صراحتاً اعلام کرده است: «ما یک شورای صلح داریم و آن سازمان ملل متحد است». بروز اختلاف حتی در میان کشورهای غربی نشان میدهد که «شورای صلح» نتوانسته وحدت ایجاد کند و برعکس، به تشدید شکافهای بینالمللی انجامیده است.
واقعیتها نشان میدهد که مسئله غزه نمیتواند پشت درهای بسته و توسط تعدادی محدود از کشورها حل شود. این مسئله باید در چارچوب سازمان ملل و با مشورت گسترده با حضور فلسطین، اسرائیل، کشورهای عربی و سایر طرفهای ذیربط بررسی شود. تنها مسیر عملی برای دستیابی به صلح پایدار در غزه، اجرای کامل «راهحل دو کشور» است.
چین از تشکیل یک کشور مستقل فلسطین حمایت میکند و از فلسطین و اسرائیل برای دستیابی به آتشبس پایدار از طریق گفتوگوی سیاسی پشتیبانی میکند. هر راهحلی که فلسطین، بهعنوان یکی از طرفهای اصلی، را از روند تصمیمگیری کنار بگذارد، در اصل یک سازوکار انحصاری است. این رویکرد نشاندهنده تلاش یکجانبه برای مصادره مفهوم چندجانبهگرایی است و هم عدالت و هم کارآمدی آن را زیر سؤال میبرد. در عمل، چنین سازوکاری احتمالاً به جای کاهش تنش، آن را تشدید میکند و به صلح و منافع بلندمدت خاورمیانه کمک نخواهد کرد.
اختلافات بینالمللی پیرامون «شورای صلح» در واقع بر غیرقابل جایگزین بودن سازمان ملل تأکید دارد. آنچه جهان به آن نیاز دارد، تقویت حس جامعه با آیندهای مشترک مبتنی بر همبستگی، همکاری و حمایت متقابل، و نیز تلاش مستمر برای ایجاد و تحکیم نظام و سازوکارهایی با محوریت سازمان ملل است.
تلاش برای ایجاد سازمانی موازی با حقوق بینالملل و سیستم سازمان ملل آشکارا با آرمانهای اصلی جامعه جهانی در تضاد است. صلح یک شعار نیست؛ باید با دقت پرورش یابد و مهمتر از همه، از طریق اقدامات صادقانه و ملموس همه طرفها تحقق پیدا کند.


