
ایالات متحده همچنان در انجام مسئولیتهای جهانی ناکام میماند
به نظر میرسد فهرست بلند نمونههایی که ایالات متحده در عرصه بینالمللی در آنها ناکام بوده است، هر روز طولانیتر میشود. چه تهدید متحدان و دشمنان، چه پیشبرد سیاستهای مهاجرتی کاملاً مغایر با ارزشهای آمریکایی، چه محدود کردن تجارت آزاد از طریق تعرفهها یا موارد دیگر، تصویر ایالات متحده در سراسر جهان همچنان به دلیل تصمیمات نسنجیده آسیب میبیند.
یک نمونه دیگر که نباید نادیده گرفته شود، تصمیم برای خروج از سازمان بهداشت جهانی (WHO) است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده ۲۲ ژانویه (۲ بهمن) اعلام کرد که این کشور ظرف یک سال از سازمان بهداشت جهانی خارج خواهد شد. اکنون این موعد فرا رسیده، به این معنا که کاخ سفید به زودی اصرار خواهد کرد که ایالات متحده هیچ مسئولیتی در قبال این نهاد بینالمللی که برای سلامت جهانی حیاتی است، ندارد.
از سوی دیگر، سازمان بهداشت جهانی با رویکردی دوگانه با کوتاهی آمریکا در انجام تعهداتش کنار آمده است. از یک سو، در حال بررسی همه سازوکارهای ممکن برای دریافت پولی است که ایالات متحده به آن بدهکار است. این کشور بدهیهای خود را برای سالهای ۲۰۲۴ یا ۲۰۲۵ پرداخت نکرده است، به این معنا که حدود ۲۶۰ میلیون دلار بدهی معوق دارد.
از سوی دیگر، همچنان امیدوار است که ترامپ نظر خود را تغییر دهد، هرچند این احتمال اندک به نظر میرسد. یکی از مقامات ارشد حوزه سلامت اخیراً گفته است: «پرچم ایالات متحده همچنان در بیرون ساختمان سازمان بهداشت جهانی در ژنو در اهتزاز است و این اشتباه نیست. این یک سیگنال کاملاً عمدی است که آنها از تعامل مجدد ایالات متحده استقبال میکنند.»
انتظار از رئیسجمهور ایالات متحده برای «تعامل مجدد» بیشتر شبیه یک شرطبندی سادهلوحانه است. این بدان معناست که سرسختی او آسیب به اعتبار آمریکا در سراسر جهان را تشدید میکند. خلاصه کردن کامل نقش سازمان بهداشت جهانی در یک جمله ممکن نیست، اما کافی است گفته شود که این سازمان بر حفظ بالاترین سطح سلامت برای حدود ۷ میلیارد نفر در جهان تمرکز دارد. و بله، ایالات متحده به دلیل ثروت خود، بیشترین سهم بودجه را برای تحقق این هدف پرداخت میکند. صادقانه باید گفت که چنین چیزی طبیعی است: ایالات متحده توان پرداخت آن را دارد و جمعیت جهان از آن بهرهمند میشود.
متحدان میخواهند بدانند که آیا ایالات متحده قصد دارد فهرست طولانی سازمانهایی را که دیگر شایسته وقت و سرمایه خود نمیداند، گسترش دهد یا نه. چند هفته پیش، کاخ سفید این کشور را از ۶۶ توافقنامه بینالمللی مختلف، از محیط زیست گرفته تا آموزش و از تاریخ تا تجارت، خارج کرد. کاخ سفید اعلام کرد که چنین اقداماتی ضروری است، زیرا «به بار مالی بر دوش مالیاتدهندگان آمریکایی و مشارکت در نهادهایی که دستور کارهای جهانیگرایانه را بر اولویتهای ایالات متحده مقدم میدانند، پایان خواهد داد». همین نوع ادبیات برای توجیه کنار گذاشتن سازمان بهداشت جهانی نیز به کار رفت.
چنین سخنانی بیاساس است. بسیاری از این نهادها که قدمتی چند دههای دارند، بر بهبود زندگی فقیرترین و آسیبپذیرترین افراد تمرکز دارند. نباید کلمات پایه مجسمه آزادی، برجستهترین نماد تاریخ طولانی آمریکا در کمک به مردم سراسر جهان، را فراموش کنیم: «خستهها، فقیرها، تودههای بههمفشردهای را که آرزوی نفس کشیدن آزاد دارند، به من بدهید.» میتوان این جمله را کمی تغییر داد: بیایید از سازمانهای بینالمللی معتبری حمایت کنیم که از خستهها، فقیرها و تودههایی که آرزوی نفس کشیدن بدون بیماری و تخریب محیط زیست را دارند، پشتیبانی میکنند.
روشن است که ترامپ به هیچیک از این مسائل اهمیت نمیدهد. اما چرا؟ چنین دستور کاری چگونه با کشوری که او میخواهد «دوباره با عظمت» کند، همسو میشود؟ پاسخ کوتاه این است: همسو نمیشود. هرگز هم نخواهد شد. در عوض، او از نظر جایگاه و رهبری کوچکتر به نظر میرسد، زیرا دولتش مانند توپ در دستگاه پینبال به جهات مختلف پرتاب میشود و پیشبینی اینکه در ادامه به کجا خواهد رفت، دشوار است.
«اول آمریکا» لزوماً به این معنا نیست که همه ملتها یا سازمانهای جهانی دیگر، مزاحمهایی هستند که باید کنار گذاشته شوند. آمریکا بخشی از شهرت جهانی خود را بر پایه تعهد به ارائه حمایتهای مالی و دیگر حمایتها برای تقویت پیوند میان مردم و بهبود زندگی آنها بنا کرده است. با این حال، سیاست خارجی کنونی ایالات متحده را میتوان اینگونه خلاصه کرد: اگر یک متحد به اجرای دستورات واشنگتن ادامه دهد، متحد باقی میماند؛ اگر چنین نکند، فوراً به دشمنی تبدیل میشود که باید با پیامدهای گسترده روبهرو شود.
چنین راهبردی همان چیزی را تأیید میکند که رهبران چین و دیگر نقاط جهان بارها گفتهاند: قانون جنگل نمیتواند روابط بین الملل در قرن بیست و یکم را تعریف کند.



