داووس ۲۰۲۶؛ تنش‌های جهانی و فشارهای ترامپ

پیش بینی می‌شود نشست سالانه ۲۰۲۶ نهادهای غربی – نئولیبرال در داخل، لیبرال-بین‌المللی یا «جهانی‌گرا» در خارج – مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در داووس، از نظر تعداد و نفوذ بزرگ‌ترین گردهمایی تاریخ باشد. این مجمع که از سال ۱۹۷۱ معماری پروژه‌های نئولیبرال و لیبرال-امپریالیستی را طراحی کرده است، امسال حدود ۳ هزار نماینده خواهد داشت که رکوردی بی‌سابقه با ۶۵ رهبر دولتی را ثبت می‌کند.

لری فینک، مدیرعامل بلک‌راک و رئیس مشترک موقت مجمع جهانی اقتصاد، تمام تلاش خود را کرده است تا گردهمایی امسال را از نظر تعداد و نفوذ نمایندگان، به پربازدیدترین گردهمایی تاریخ تبدیل کند. با این حال، ابرهای تیره‌ای که چند سال پیش، با احساس تغییر زمین زیر پای امپریالیسم اقتصادهای غربی، بر فراز این مجمع جمع شده بودند، تیره‌تر شده‌اند.

بزرگ‌ترین و تاریک‌ترین این ابرها، به هر حال، دولت ترامپ است. سال گذشته، دونالد ترامپ، رئیس جمهور تازه سوگند خورده ایالات متحده، به‌صورت مجازی در این گردهمایی سخنرانی کرد. او که از صفحه نمایش‌های غول‌پیکر بر فراز حضار ظاهر می‌شد، ترکیبی از سخنان اغواگرانه معمول خود را درباره رشد – مشاغل، سرمایه‌گذاری، بخش هوش مصنوعی، سهام و سایر بازارهای دارایی – و تهدیدها – تعرفه‌ها، سقوط قیمت نفت (او از اوپک خواست هزینه‌های نفت را کاهش دهد) و تبدیل کانادا به ایالت پنجاه و یکم ارائه داد.

امسال، فینک حضور خود را به‌صورت حضوری تضمین کرده است. مشخص نیست که او آیا تصوری از این داشته است که ترامپ سال جدید را با جنجال‌های خشونت‌آمیزتری نسبت به سال قبل آغاز خواهد کرد؛ از جمله «استخراج» نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، تهدیدها علیه ایران و درخواست اخیر او برای گرینلند.

مجمع جهانی اقتصاد به این واقعیت‌ها اذعان کرده است. این مجمع گزارش خطرات جهانی ۲۰۲۶ را منتشر کرده و «رویارویی ژئواکونومیک» (نه فقط «خطرات ژئوپلیتیکی») را به‌عنوان شدیدترین تهدید، به‌ویژه فرسایش چند جانبه‌گرایی به‌دلیل گسترش درگیری‌های بین‌المللی، معرفی کرده است.

سایر خطرات کلیدی شامل بی‌ثباتی اقتصادی ناشی از تورم بالقوه مصرف ‌کننده و حباب‌های قیمت دارایی، خطرات ناشی از فناوری‌های کنترل ‌نشده، فروپاشی اجتماعی بر اثر افزایش نابرابری و تهدیدات زیست‌محیطی ناشی از سه‌گانه آلودگی، از دست رفتن تنوع زیستی و گرمایش زمین است که مدت‌هاست به آن‌ها پرداخته نشده است.

همچنین «روح گفتگو» را موضوع خود قرار داده و این پرسش را مطرح کرده است که جهان چگونه می‌تواند در محیطی رقابتی همکاری کند، و در ادامه کاوش در منابع جدید رشد، ایجاد نیروی کار بهتر، به‌کارگیری نوآوری و ایجاد تعادل بین رفاه و محدودیت‌های سیاره‌ای را در صدر فهرست سوالات کلیدی خود قرار داده است.

بنابراین، آیا گفتگو و همکاری می‌تواند داووس و جهان را از رقابت‌های خشن و فزاینده خشونت‌آمیز در سطح بین‌المللی به سوی آب‌های آرام‌تر و امن‌تر هدایت کند؟ همان‌طور که وینستون چرچیل، نخست‌وزیر سابق بریتانیا، گفته است، چانه‌ زنی همیشه بهتر از جنگ است، اما اینکه آیا داووس می‌تواند با ترامپ مقابله کند، و چه رسد به اختلالات بزرگ‌تری که به ارتقای سیاسی او به ریاست جمهوری منجر شد، سوالی باز است. این پرسش اساسی‌تر را مطرح می‌کند: آیا «پلنگ داووس» لیبرال-امپریالیست می‌تواند جایگاه خود را تغییر دهد؟

آخرین تهدیدها و اقدامات غیرعادی ترامپ در آغاز سال – از ضرب الاجل به اروپا برای واگذاری گرینلند گرفته تا مواجهه با تعرفه‌های ۲۵ درصدی تا ژوئن (که از اول فوریه با تعرفه‌های ۱۰ درصدی آغاز می‌شود) – به‌وضوح برای وادار کردن رهبران اروپایی به التماس در داووس طراحی شده است.

این امر امپریالیست‌های لیبرال غربی را که تاکنون با بی‌خیالی تهدیدات نظم بین‌المللی را با ادعای «روسیه متجاوز سرزمینی» یا «چین بیش از حد تولید» شناسایی می‌کردند، مجبور کرده است که اعتراف کنند این تهدیدات در واقع از خود غرب سرچشمه می‌گیرند.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، به‌وضوح به ترامپ اشاره کرد و گفت: «وقتی رهبران قوانین بین‌المللی را نادیده می‌ گیرند – وقتی انتخاب می‌کنند از کدام قوانین پیروی کنند – نه تنها نظم جهانی تضعیف می‌شود، بلکه سابقه خطرناکی ایجاد می‌شود» و افزود که «فرسایش قوانین بین‌المللی در سایه اتفاق نمی‌افتد.»

وی قبل از این هم هشدار داده بود که نیروهای قدرتمند در حال تضعیف همکاری جهانی هستند و نگرانی‌ها درباره سیاست‌های دولت ترامپ را منعکس می‌کرد.

با این حال، رئیس جمهور ایالات متحده از ناکجاآباد نیامده است. او نشانه‌ای از بیماری‌ است که غرب با انتخاب ترکیبی از نئولیبرالیسم و بین‌الملل‌گرایی لیبرال در دهه ۱۹۸۰ و پایبندی به آن تاکنون بر خود تحمیل کرده است.

نتیجه این سیاست، تضعیف اقتصادی، تفرقه اجتماعی و قطبی شدن سیاسی در غرب بوده و هزینه‌های سنگینی بر بخش بزرگی از جهان تحمیل کرده است. ترامپ هرگز به‌عنوان رئیس جمهور جامعه پیشرو غرب انتخاب نمی‌شد، مگر به دلیل بحران چندوجهی ناشی از آن.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا