۲۰۲۶؛ نقطه عطف تغییر شکل یافتن نظم جهانی به دست کشورهای جهان جنوب

در شرایطی که جهان عمیق‌ترین تحولات قدرت را از زمان جنگ سرد تا امروز تجربه می‌کند، لحظه کوتاه تک‌قطبی بودن جهان در حال پایان یافتن است و جای خود را به نظمی سیال‌تر و چندقطبی‌تر می‌دهد که به طور فزاینده توسط بازیگران منطقه‌ای شکل می‌گیرد. اقتصادهای نوظهور با نشان دادن عاملیت بیشتر، شروع به مقاومت در برابر صف‌بندی‌های نامنعطف کرده‌اند.

نکته مهم این است که این گذار به جای آنکه نتیجه فروپاشی ناگهانی یک قدرت مسلط باشد، نتیجه اوج گرفتن تدریجی و جمعی کشورهای جنوب جهانی است که فرایند آن به کمک ابتکاراتی مانند ابتکار حکمرانی جهانی چین تسریع شده است. به این ترتیبت، در سال ۲۰۲۶ سیستم بین‌المللی چندقطبی‌تر، پویاتر خواهد شد و در صورت مدیریت مسئولانه، توانایی فراگیرتر شدن بالقوه آن نیز وجود دارد.

چندین دهه است که نظم شکل گرفته پس از جنگ جهانی دوم که وقوع جنگ سرد باعث تقویت آن شده بود، دچار شکاف‌های در حال گسترش شده است. انتقادات به این نظم آشنا هستند: شورای امنیت سازمان ملل دیگر منعکس‌کننده توزیع قدرت در جهان امروز نیست و سهم نامتناسب آراء کشورها در سیستم برتون وودز و همچنین موارد فزاینده نقص دموکراسی در نحوه تدوین و اجرای قوانین جهانی موجب نارضایتی‌های بسیار شده است. این کاستی‌ها، مشروعیت ساختار موجود را تضعیف کرده و تقاضا برای شکل‌گیری بسترها و الگو‌های حکمرانی جایگزین را افزایش داده است. با افزایش شکاف بین واقعیت‌های جهانی و ساختارهای نهادی بین‌المللی، کشورهای خارج از هسته غرب به طور فزاینده در تلاش برای اصلاح نظم جهانی و حتی در برخی موارد، بازطراحی اساسی نظامی هستند که در طول چند دهه گذشته به تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی شکل داده است.

جهان جنوب اکنون بیشترین میزان از جمعیت جهان و بخش عمده‌ پویایی اقتصادی و سهمی رو به رشد از جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی در سطح بین‌المللی را به خود اختصاص داده است. بازارهای آن در حال تغییر شکل مصرف جهانی هستند، اقتصادهای آن بخشی فزاینده‌ از فرایند تولید و نوآوری در سطح جهان را هدایت می‌کنند و دولت‌های آن خواستار دست یافتن به یک نفوذ بین‌المللی متناسب با وزن خود هستند. در سراسر منطقه جنوب شرق آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، کشورها دیگر تنها به صورت منفعل به قوانین تن نمی‌دهند و در عوض به شرکت‌کنندگان فعال و گاهی اوقات تعیین‌کنندگان دستور کار بحث‌های مربوط به تجارت، فناوری، امنیت و حکمرانی جهانی تبدیل شده‌اند و همراه با هم، در حال تعریف مجدد توازن قدرت در قرن بیست و یکم هستند.

ابتکار حکمرانی جهانی چین در راستای تغییر شکل حکومت جهانی و تبدیل آن به یک نظام عادلانه‌تر و فراگیرتر است. با وجود مطرح شدن در سال ۲۰۲۵، تأکید این ابتکار بر مشورت گسترده، مشارکت همگانی و بهره‌مندی مشترک از منافع در مضامین دیرینه دیپلماسی چین ریشه دارد و در عین حال، تجربیات و اولویت‌های تاریخی دیگر کشورهای جنوب جهان را نیز منعکس می‌کند. چین از طریق بانک سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های آسیا، ابتکار کمربند و جاده و طیف وسیعی از کانال‌های دیپلماتیک و اقتصادی، به کشورهای جهان راه‌های تأمین منابع مالی، برقراری اتصال و پیوند با یکدیگر و دست یافتن به توسعه در خارج از چهارچوب نهادهای تحت رهبری غرب را ارائه داده است.

برخی در غرب با نگاهی بدبینانه این ابتکار را به عنوان ابزاری ژئوپلیتیک برای جایگزینی نظم متکی بر محوریت ایالات متحده با یک نظم چین محور به تصویر می‌کشند اما چنین دیدگاهی، در تفسیر جذابیت ابتکار حکمرانی جهانی چین برای کشورها دچار اشتباه شده است، چرا که این ابتکار در اثر ناتوانی نهادهای موجود در سازگاری با شرایط جدید جهان، مورد توجه کشورهای مختلف قرار گرفته است.  تمایل روزافزون جهان به بسترهای تحت حمایت چین، نشان‌دهنده انباشت ناامیدی در میان کشورها و جستجوی راهی برای دست یافتن به عاملیت است. رکود نظام‌های تثبیت‌شده موجب پدیدار شدن جایگزین‌های انعطاف‌پذیرتر و پاسخگوتر برای آنان خواهد شد.

در این دنیای جدید و در حال ظهور، فراگیر بودن نه از طریق اصلاحات گسترده منشور سازمان ملل، بلکه از طریق توانایی کشورها برای حضور در اجلاس‌ها، نهادها و ائتلاف‌های متعدد ایجاد خواهد شد. این انعطاف‌پذیری به کشورها اجازه می‌دهد تا با تکیه بر نقاط قوت بسترهای مختلف، استراتژی‌های توسعه، مشارکت‌های امنیتی و روابط تجاری را شکل دهند. چنین محیطی، با وجود آشفته و یا حتی متناقض به نظر رسیدن، منعکس‌کننده جهانی است که در آن با توزیع نفوذ و شکل‌گیری صف‌بندی‌ها انعطاف‌پذیر به کشورها و به ‌ویژه کشورهای جنوب جهانی اجازه می‌دهد در شکل‌دهی به مسیرهای ملی خود، استقلال بیشتری داشته باشند.

چالش واقعی در ایجاد نظامی است که منعکس‌کننده این توزیع جدید قدرت باشد. کشورهای جنوب جهان خواستار اصلاحات معنادار در سیستم سازمان ملل، ایجاد یک نظم مالی متعادل‌تر و ایجاد یک سیستم تجاری چندقطبی هستند که قادر به ارائه کالاهای عمومی جهانی باشد و برآورده کردن این خواسته‌ها مستلزم مشارکت و مسئولیت‌پذیری همه بازیگران اصلی خواهد بود

نظم قدیمی جهان در حال محو شدن است. در سال ۲۰۲۶، نظام حاکم بر جهان آمیزه‌ای از یک نظم کهنه و نو، غربی و جنوبی، مستقر و جایگزین خواهد بود. چالش تعیین‌کننده این است که اطمینان حاصل شود این چشم‌انداز پیچیده به جای رکود یا رویارویی، به منبعی از تاب‌آوری و نوآوری تبدیل شود. روند اوج گرفتن کشورهای جنوب جهان که با کمک طرح‌هایی مانند ابتکار حکمرانی جهانی چین تسریع شده، برگشت‌ناپذیر است و وظیفه کنونی کشورهای جهان ساختن یک نظام بین‌المللی شایسته بر اساس این واقعیت جدید است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا