بزرگداشت قرآن‌پژوهی راد

اکبر ایرانی

اواخر دهۀ ۶۰ که در مرکز دارالقرآن مدرسۀ آیهالله گلپایگانی به جمع فهارس نسخ خطی علوم قرآنی شیعی و تصحیح تفسیر العروه‌الوثقی شیخ بهایی مشغول بودم، گاهی به دفتر مجلۀ کیهان اندیشه مرحوم محمدجواد صاحبی سر می‌زدم. مشاور رسالۀ ارشدم مرحوم سید جعفرمرتضی جبل‌عامِلی مورخ برجستۀ تاریخ اسلام بود و کم‌کم با رسول جعفریان و بعد با جناب مهدوی‌راد آشنا شدم.

من با آثار قلمی مهدوی‌راد در مجلۀ “حوزه” که در هر شماره تفسیری را معرفی می‌کرد، آشنا شدم. او تحت‌تأثیر سبک نوشتاری مرحوم محمدرضا حکیمی بود و‌ روش او را تقلید می‌کرد و در فارسی‌نویسی بین طلاب قم به نوگرایی و فارسی‌نویسی گرایش پیدا کرده بود و این برای من جالب بود.‌ البته تکرار کلمه “قبیلۀ قلم” در نوشته‌هایش گوشنواز نبود، ولی شیرین‌نویس بود و بسیارخوان.

من پس از مرحوم آیه‌الله معرفت در قم از لحاظ گسترۀ مباحث تفسیری و قرآنی، دو نفر را بیشتر نمی‌شناسم که روی تفاسیر قرآنی، شیوه‌های تفسیری، تفاسیر عصری و نقد و نظر گونه‌های تفسیری این‌قدر کار کرده‌ باشند، یکی همین جناب مهدوی‌راد و دیگری محمدعلی ایازی بوده و هست که مراتب ارادت به این دو بزرگوار روشن است.

شکوفایی مهدوی‌راد با راه‌اندازی کتابخانۀ علوم قرآنی در قم توسط حجه‌الاسلام آقای سیدجواد شهرستانی، وارد مرحلۀ تازه‌ای شد. اینکه شهرستانی داماد خوش‌فکر یک مرجع تقلید شیعه یعنی آیهالله سیستانی، عزم جزم کند تا بخشی از وجوهات واصله را صرف تأسیس زنجیره‌ای از کتابخانه‌های تخصصی در قم کند و در “صید اهل نظر” و به‌گزین کردن افرادی مستعد صائب باشد و صاحب، امری درخور تحسین است و به گمانم در تاریخ مرجعیت شیعی بی‌مثال است.

من آنها را پنج‌تن آل شهرستانی می‌نامم. حجج اسلام مهریزی(فقه)، معراجی(حدیث)، مهدوی‌راد(قرانی)، جعفریان(تاریخ اسلام) و عابدی(فلسفه و کلام)، البته بعدها دیگران هم به این جمع اضافه شدند. توفیق داشتم در سفرهای سوریه و لبنان و مصر هم‌راهشان باشم.

هریک برای خرید کتب عربی در نمایشگاه‌های بین‌المللی کشورهای عربی شرکت می‌کردند و برای کتابخانه‌های خود، با چه شور و شوقی دهها کارتون کتاب فراهم می‌کردند. آنها از لحاظ فکری در دو طیف مختلف بودند، اما دوست و رفیق گرمابه و گلستان، اهل شوخی و مزاح در حد اعلی.

یادم هست در مصر باهم سوار شتر شدیم و دور اهرام ثلاثه چرخیدیم، یکی با تندی از روشنفکری که گاه در قبض بود و گاه در بسط، با طعنه سخن می‌گفت و مهدوی‌راد در جواب می‌گفت: اگر تو هم مثل او در وقت سخنرانی کتک‌خورده بودی، این‌طور او را به باد انتقاد نمی‌گرفتی؟ و مهدوی‌راد اصولاً در میان همقطاران خود مواضع معتدل‌تری داشت. یادم هست در نمایشگاه کتاب مصر دنبال خرید نوارهای ام‌کلثوم بود تا شیوۀ آواز و لحن موسیقایی او را مورد مطالعه قرار دهد.

بعدها نوشته‌هایش را در مجله قرآنی بینات، مجله نقد و نظر، پژوهش‌های قرآنی و … پیگیری می‌کردم. او وقتی اوایل دهه هفتاد مجلۀ “آینه پژوهش” را راه انداخت، الگویی متفاوت در میان نشریات فکری در قم پیش گرفت. شکل و شمایل مجله به مجلۀ “نشر دانش” دکتر پورجوادی می‌نمود و زود طرفداران بسیار پیدا کرد.

سرمقاله‌های مهدوی‌راد با آن قلم روان خواندنی هم تازه بود. البته ادامۀ راه را به فرزندش سپرد، قطع مجله تغییر و محتوای آن پر و پیمان شد تا جایی که تعداد صفحات این دوفصلنامه به ۷۰۰ صفحه رسید که به نظرم برای یک مجله با این زمان کوتاه، مجال خواندن را می‌گیرد و به تورق محدود می‌کند که الحق جزء نشریات کم‌نظیری است که با شمارگان بالا در قم منتشر می‌شود و این چیزی نیست جز حافظۀ تاریخی‌ای که مهدوی‌راد ایجاد کرده و اعتماد اهل قلم را نسبت به خود جلب نموده است.

پیشتر مجید جلیسه در خانه کتاب نکوداشتی برای ایشان گرفته بود. اما خبر نداشتم که قرار است در قم هم برای ایشان مجلس بزرگداشتی ترتیب داده شود، مناسب دیدم با نوشتن این یادداشت، ادای دینی کنم به این پژوهشگر کتابشناس و محقق مطالعات قرآنی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا