
احزاب سیاسی و مطالبهگری اقتصادی ـ سیاسی مردم/ از ورود فصلی تا مسئولیتگریزی در بزنگاههای حکمرانی
شکوفه کشوری_ فعال رسانه، فرهنگی و اجتماعی
نظامهای سیاسی مبتنی بر مشارکت عمومی، احزاب نقش واسط میان جامعه و حاکمیت را ایفا میکنند. حزب سیاسی، صرفاً ابزار رقابت انتخاباتی نیست؛ بلکه نهادی اجتماعی است که وظیفه آن تجمیع مطالبات مردم، صورتبندی برنامههای اقتصادی و سیاسی، تربیت نیروی انسانی کارآمد و پاسخگویی مستمر در قبال عملکرد منتخبان خود است. با این حال، تجربه تحزب در جامعه ایرانی نشان میدهد که این نقشها بیش از آنکه در میدان عمل محقق شوند، در سطح نظری باقی ماندهاند.
تحزب انتخاباتی؛ مسئلهای مزمن
یکی از چالشهای بنیادین نظام حزبی در ایران، ماهیت فصلی و انتخاباتی فعالیت احزاب است. بسیاری از تشکلهای سیاسی تنها در آستانه انتخابات فعال میشوند و پس از پایان رقابتها، ارتباط خود با بدنه اجتماعی را از دست میدهند. این الگو، حزب را از یک نهاد زنده و پاسخگو به یک سازوکار موقت برای کسب قدرت تقلیل داده است.
در چنین شرایطی، احزاب نه در فرآیند پیگیری مطالبات اقتصادی مردم حضور مؤثر دارند و نه در مواجهه با بحرانهای اجتماعی و معیشتی، نقش روشنگر و مطالبهگر ایفا میکنند. نتیجه طبیعی این وضعیت، تضعیف اعتماد عمومی و بیاعتباری مفهوم تحزب در افکار عمومی است.
گسست مسئولیت میان حزب و منتخب
یکی دیگر از آسیبهای جدی، شانه خالی کردن احزاب از مسئولیت عملکرد افراد منتخب است. در بسیاری از موارد، احزاب در مرحله معرفی و حمایت از نامزدها حضوری پررنگ دارند، اما پس از پیروزی، هیچ سازوکار مشخصی برای نظارت، ارزیابی و پاسخگویی نسبت به عملکرد اقتصادی و سیاسی آنان ارائه نمیکنند.
این گسست، نشاندهنده نبود یک «قرارداد اجتماعی شفاف» میان حزب، نامزد و مردم است. حزبی که در بزنگاههای تصمیمگیری حاضر به پذیرش هزینه سیاسی نیست، عملاً از نقش تاریخی خود بهعنوان نهاد مسئولیتپذیر خارج میشود.
ضعف فرهنگ حزبی و پیامدهای آن
تحزب، پیش از آنکه یک ساختار حقوقی باشد، نیازمند فرهنگ سیاسی نهادینهشده است؛ فرهنگی که بر گفتوگو، پذیرش نقد، وفاداری به برنامه و مسئولیت جمعی استوار باشد. در غیاب این فرهنگ، احزاب به جای برنامهمحوری، به شخصیتمحوری و ائتلافهای موقت روی میآورند.
این وضعیت مانع از شکلگیری احزاب برنامهساز و مسئلهمحور شده و فرصت تبدیل احزاب به مدارس حکمرانی و تربیت مدیران پاسخگو را از بین برده است.
احزاب و جهاد تبیین؛ ظرفیت مغفول
مفهوم «جهاد تبیین» ناظر بر روشنگری صادقانه، اقناع افکار عمومی و تبیین واقعیتهای پیچیده اقتصادی و سیاسی برای جامعه است. احزاب میتوانستند یکی از مؤثرترین بازوهای اجتماعی جهاد تبیین باشند؛ اما در عمل، یا به سکوت در بزنگاهها بسنده کردهاند یا به روایتهای شعاری و مقطعی اکتفا کردهاند.
حزب زمانی میتواند در جهاد تبیین نقشآفرین باشد که در متن مسائل مردم حضور واقعی داشته باشد، زبان گفتوگو با جامعه را بشناسد و مسئولیت پیامدهای سیاسی و اقتصادی تصمیمات مورد حمایت خود را بپذیرد.
جمعبندی
تحزب پاسخگو در ایران، نه یک آرمان دستنیافتنی، بلکه ضرورتی برای حکمرانی کارآمد و بازسازی اعتماد عمومی است. عبور از تحزب فصلی، پذیرش مسئولیت عملکرد منتخبان، تقویت فرهنگ حزبی و ایفای نقش فعال در جهاد تبیین، میتواند احزاب را از حاشیه به متن حل مسائل اقتصادی و سیاسی مردم بازگرداند.
تا زمانی که احزاب حاضر به پرداخت هزینه مسئولیت نباشند و در بزنگاهها سکوت را بر پاسخگویی ترجیح دهند، نه مطالبهگری اجتماعی به نتیجه خواهد رسید و نه حکمرانی مشارکتی به معنای واقعی آن محقق خواهد شد.

